نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
1 کارشناسی ارشد ،گروه علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه پیام نور، ایران
2 استادیار گروه فیزیولوژی ورزشی، دانشگاه پیامنور، تهران، ایران
3 کارشناسی ارشد، گروه مدیریت، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.
چکیده
کلیدواژهها
عنوان مقاله [English]
نویسندگان [English]
This research was conducted with the aim of investigating the effect of sports activities with music on the behavioral problems of educable mentally retarded female students.40 intellectually disabled girls with an IQ of 50-70 were selected by selective sampling from Kausar Exceptional School in Yazd, and based on the pre-test scores, they were homogenously divided into four experimental and control groups. The groups included music, Exercise, exercise with music and control. Subjects were evaluated using Michael Rutter's behavioral problems test as pre-test and post-test. The data were analyzed using SPSS version 26 software and intra-group changes from dependent t and out-group changes as post-test and pre-test from one-way analysis of variance test. Findings of one-way analysis of variance showed that the score of behavioral problems among the groups was non-significant and significant after the test. The average changes in the score of behavioral problems in the post-test stage compared to the pre-test in the sports, music, sports + music groups were significantly reduced. According to the results of this research.
کلیدواژهها [English]
مقدمه
تعداد قابل توجهی از دانش آموزان هر کشور به کم توانی ذهنی مبتلا هستند و بیشتر این افراد که/ 5/1 تا 5/2 درصد از کل جامعه را تشکیل میدهند و قادر به گذراندن زندگی طبیعی میباشند. کودکان کم توان ذهنی در عناصر مهم تشکیل دهندۀ رشد ذهنی مانند حافظه و توجه، پایینتر از کودکان عادی عمل میکنند(فاضل کلخوران, شریعتی و بهرامی, 2017). کم توانی ذهنی یکی از ناهنجاریهای ادراکی- حرکتی دوران رشد است و عبارت است از محدودیتهای بنیادی در کنش عمومی هوش (کارایی ذهن پایینتر از حد متوسط یعنی ضریب هوشی 70 و پایینتر طبق معیارهای استاندارد اندازه گیری)، توجه، حافظه، ادراک همراه با اختلال در مهارت سازشی کاربردی مانند سازگاری با محیط، ایجاد ارتباط با دیگران، مراقبت از خود، زندگی خانوادگی، مهارتهای اجتماعی، مهارتهای حرکتی، کارایی در جامعه، بهداشت و ایمنی، اوقات فراغت، کار، یادگیریهای آموزشگاهی و غیره است (قاسمی کهریزسنگی, صالحی و حیدری, 2012)که تا قبل از سن 18 سالگی به وقوع میپیوندد. میزان شیوع کم توانی ذهنی بین 1 تا 3 درصد کل جمعیت برآورد شده است و بیشتر افرادی که با کم توانی ذهنی شناسایی میشوند در طبقه کم توانی ذهنی آموزش پذیر قرار میگیرند. این کودکان با مشکلات ذهنی و رفتاری بسیاری از جمله: ناتوانی در یادگیری، مشکلات شخصیتی و نقص در رفتار سازشی مواجه اند(رحمتی و زارعیان, 2015).
مشکلات رفتاری و هیجانی از شایعترین مسائل روان شناختی دوران کودکی و نوجوانی است (مرادی، 1396). مشکلات رفتاری به الگوهای رفتاری اطلاق میشود که به رابطۀ سالم بین کودک، محیط و فرصتهای یادگیری آسیب وارد میکند(آقایی نژاد, چرامی, غضنفری و شریقی, 2019). برخی محققان مشکلات رفتاری را شامل مشکلات رفتاری درون نمود مانند گوشه گیری، افسردگی و اضطراب و مشکلات برون نمود مثل پرخاشگری، بیش فعالی و نافرمانی قلمداد میکنند(باقری، شهنی یایلاق، علیپور و زرگر، 1396). محققان معتقدند کم توانی ذهنی با مشکلات رفتاری مانند پرخاشگری، بیش فعالی، داشتن رفتارهای کلیشههای، اجتماعی و جنسی نامناسب همراه است که این مشکلات رفتاری علاوه بر آثار منفی بر سلامت و امنیت شخصی، اطرافیان و مراقبان را نیز تحت تأثیر قرار میدهد کودکان کم توان ذهنی به طور چشمگیری ملاکهای مشکلات رفتاری بیشتری نسبت به کودکان عادی دارند که این مشکلات تا بزرگسالی ادامه دارند(آقایی نژاد, چرامی, غضنفری و شریفی, 2021).همچنین نتایج تحقیقات لانداکویست، نشان داد که حدود 62 درصد کودکان کمتوان ذهنی مشکلات رفتاری – هیجانی دارند (لوندکویست، 2013). شواهد نشان میدهد میزان مشکلات رفتاری در میان کودکان کمتوان ذهنی در مقایسه با کودکان عادی به طور معناداری بیشتر است (نسایان و اسدی گندمانی، 1395).
ورزش به عنوان فعالیت خودجوش، هدف آزاد و لذت بخش تعامل والد-کودک را تسهیل(آقایی نژاد و همکاران، 2021) و فرصتهای لازم برای کسب تجارب اجتماعی در اختیار کودک کم توان ذهنی قرار میدهد تا رفتار و عادات اجتماعی مطلوب در وی رشد کند. ورزش همچنین نقش موثری در تسهیل روند عادی سازی و بهبود قوای ذهنی و جسمی افراد دارد. اغلب متخصصان تعلیم و تربیت تاکید داشتهاند که ورزش میتواند باعث پیشرفت تواناییهای جسمی، روانی و ذهنی، اجتماعی و عاطفی کودکان کم توان ذهنی شود و زمینه های شناختی، ادراکی و حرکتی این کودکان را بهبود بخشد (فاضل کلخوران، همایونی نیا و محمدزاده، 1394). فعالیت بدنی و ورزش به عنوان فعالیت خودجوش، هدف آزاد و لذت بخش تعامل والدین و کودک را تسهیل میکند و موجب تحول مغزی و اصلاح رفتار کودکان میشود. از طرف دیگر فعالیت بدنی نقش مهمی در تحول سیستم عصبی دارد و از طریق فعالیت بدنی و ورزش تنیدگی کودک کاهش مییابد. ورزش نیاز کودک به فعالیت بدنی را برآورده میکند، در حین ورزش کودکان انرژی خود را تخلیه و ناامیدیها را برطرف میکنند و به اهداف دشوار میرسند و برای وظایف زندگی آماده میشوند(آقایی نژاد و همکاران، 2021).
یکی دیگر از روشهای درمانی که برای توجه به کار میرود موسیقی درمانی است. موسیقی هنری است که احساسات، عواطف و شناخت انسان را بدون نیاز به استفاده از زبان منتقل میکند و از ابتدا امری آسان و در دسترس بوده است. چون ریتم و ملودی، به عنوان دو عنصر اصلی موسیقی در سرشت انسان از همان ابتدا وجود داشته است، میتوان گفت که درک شنیداری موسیقی و لذت بردن از آن به توانایی ذهنی افراد ارتباطی ندارد و همه میتوانند از آن برخوردار باشند. موسیقی درمانی عبارت است از شیوه استفاده از موسیقی کنترل شده به منظور تأثیر بر انسان و کمک به یکپارچه سازی فیزیولوژیکی، روانی و عاطفی فرد در طول دوره درمان یک بیماری. موسیقی درمانی در همه سنین کاربرد دارد (شیبانی طزرجی، پاکدامن، دادخواه و آسان زاده توکلی، 1389). میرزمانی و همکاران بیان کردند اجرای فعالیتهای موسیقایی، دامنه توجه دانشآموزان کمتوان ذهنی بهبود مییابد(میرزمانی و هداوندخانی، 1387). نظم موسیقی تجربه سازمان یافته مطلوبی است که احتمالاً میتواند آنها را از آشفتگی احساسی دور کند تا توانایی سازمان دهی بهتر فعالیت را به دست آورند. پیش از آنکه هر فردی بتواند در اجتماع رابطه موفقیت آمیزی داشته باشد باید در ابتدا احساس نظم و ثبات درونی کند. موسیقی میتواند احساس «خود ارزشمندی» معطوف به اعتماد به نفس را تقویت نماید. موسیقی به عنوان وسیله ارتباط غیر کلامی میتواند تسهیل کننده ابراز عواطف، نگرشها و احساسات باشد(رحمتی و زارعیان, 2015). تمامی دامنه هیجانات ما میتواند در ریتمها و هارمونیها، سبکها و اصطلاحات موسیقیایی متفاوت تجلی یابد. اصوات موسیقیایی به علت برخورداری از بار هیجانی و عاطفی، تأثیرات عمیقی بر روحیات، شخصیت و پرورش عواطف انسانی میگذارند(بیاتی, پورمحمدرضای تجریشی و زاده محمدی, 2012). موسیقی موجب ارائه فرصتهای بدیع و تازه در تحریک مشکلات رفتاری میگردد(شیبانی طزرجی و همکاران، 1389).
از موارد قابل توجه که این مسئله اساسی را برای محقق به وجود آورد میتوان به این نکات توجه کرد: قابلیت اصلاح پذیری کودکان در زمینه های رشد (جسمانی، عاطفی و ...) در دانش آموزان کم توان ذهنی آموزش پذیر که با ارائه فعالیتهای حرکتی منظم در این مقطع میتوان تجارب حرکتی این کودکان را تحت تأثیر قرار داده و شرایط مناسب آگاهی و یادگیری بعدی کودکان را فراهم آورد. این کودکان با داشتن سطح آمادگی جسمانی پایین دچار مشکلات زیادی شوند و با فراهم آوردن شرایط جهت داشتن فعالیتهای بدنی مختلف احتمالاً میتواند تا حدودی از این مشکلات کاست. از اینرو، توجه بیشتر نسبت به مهارتهای حرکتی و ورزشی همراه با موسیقی به خصوص در سنین کودکی و دانش آموزی در مقاطع سنی مختلف دانش آموزان کم توان ذهنی آموزش پذیر، از نکات عمده انگیزه برای موضوع این تحقیق میباشد. از طرفی، با توجه به رسالت عمده نظام آموزش و پرورش در جهت دستیابی به روشهای جدید و موثر، تأثیر فعالیتهای ورزشی همراه با موسیقی بر کاهش مشکلات رفتاری دانش آموزان کم توان ذهنی آموزش پذیر میتواند گام موثری در این راستا باشد. همین طور پژوهشهای اندکی در زمینه نقش ورزش به همراه موسیقی بر مشکلات رفتاری کودکان کم توان ذهنی آموزش پذیر انجام گرفته است. بنابراین، کمبود مطالعات تجربی در زمینه نقش ورزش به همراه موسیقی بر مشکلات رفتاری دانش آموزان کم توان ذهنی آموزش پذیر کاملاً احساس میشود؛ لذا با توجه به چنین نکاتی این سؤال برای محقق ایجاد شد که آیا میتوان با بررسی تأثیر فعالیتهای ورزشی همراه با موسیقی بر مشکلات رفتاری دانش آموزان کم توان ذهنی آموزش پذیر کمکی هرچند ناچیز به این قشر از جامعه که تعداد آنها نیز کم نمیباشد، کرد.
روش
روش پژوهش حاضر نیمه تجربی و از نوع میدانی بود. جامعه ی مورد مطالعه در این پژوهش کلیه دانش آموزان کم توان ذهنی دختر آموزش پذیر شهرستان یزد در سال تحصیلی 1400- 1401 با بهره هوشی 70-50 و دامنه سنی 9-15 سال بود.ند. حجم نمونه شامل 40 نفر از دانش آموزان کم توان ذهنی آموزش پذیر شهرستان یزد بود. و روش نمونه گیری پژوهش حاضر از نوع در دسترس بود.
روش گرداوری اطلاعات در بخش تئوری ها کتابخانه ای بود و در بخش میدانی به منظور گردآوری داده های پژوهش از پرسشنامه استفاده شد. فعالیت ورزشی شامل 9 نوع فعالیت شامل پوشیدن کفش و لباس، راه رفتن و دویدن آهسته، جهیدن، هدف گیری و پرتاب، تعادل ایستا، چابکی و دویدن، شوت کردن، کشیدگی عضلات کمر و ران، استراحت و تمدد اعصاب (ایوب, محمود و شهناز, 2018)می باشد و موسیقی استفاده شده در این پژوهش موسیقی شاد کودکانه با ضرباهنگ تند است و فرد را شاد و پرنشاط می سازد.
به منظور بررسی طبیعی بودن توزیع داده ها از آزمون آماری کولموگروف- اسمیرنوف استفاده شد. به منظور اطمینان از توزیع همگن و یکسان نمونه ها، 40 کودک شرکت کننده بر مبنای سن و نمره های پیش آزمون به چهار گروه موسیقی، ورزش، ورزش همراه با موسیقی و کنترل تقسیم شدند (سه گروه تجربی هر کدام شامل 10 نفر و گروه کنترل هم شامل 10 نفر). برنامه منتخب به مدت 12 هفته و هفته ای 1 جلسه به مدت 45 دقیقه در زمان کلاس ورزش برای آنها اجرا شد. ورزش در محیط حیاط مدرسه شامل 9 فعالیت پوشیدن کفش، راه رفتن و دویدن آهسته، جهیدن، هدف گیری و پرتاب، تعادل ایستا، چابکی و دویدن، شوت کردن، کشیدگی عضلات کمر و ران، استراحت و تمدد اعصاب (ایوب و همکاران، 2018) در نظر گرفته شده بود. گروه موسیقی کودکانه با ریتم تند و بی کلام شاد که بروی فلش ذخیره شده بود از طریق بلند گو برای آزمودنی ها بمدت 45 دقیقه در کلاس های معمول آنها پخش شد. هنگام اجرای برنامه تمرینی منتخب بر روی گروه های تجربی(موسیقی، ورزش، ورزش همراه با موسیقی)، گروه کنترل نیز مداخله ایی دریافت نکردند.
ابزار
پرسشنامۀ اختلال رفتاری راتر
در این پژوهش برای جمعآوری دادهها از پرسشنامه رفتاری راتر استفاده شد. نسخه اولیه این پرسشنامه در سال 1967 توسط مایکل راتر تهیه شد و در سال 1975 مورد تجدید نظر قرار گرفت. پرسشنامه راتر دو فرم والدین (فرم الف) و معلم (فرم ب) دارد. فرم «الف» از 18 عبارت تشکیل شده است و مسائلی مربوط به تندرستی و عادتهای کودکان را دربر میگیرد. فرم «ب» از 30 عبارت تشکیل شده است و یکی از رایجترین پرسشنامهها برای مشخصکردن اختلالهای روانی کودکان است. در پژوهش حاضر برای ارزیابی مشکلات رفتاری دانشآموزان از فرم والد استفاده شد. پس از تکمیل پرسشنامه، به عبارت «درست نیست» نمره 2، «تا حدی درست نیست» نمره 1 و« اصلاً درست نیست» نمره صفر تعلق میگیرد. در مطالعه حاضر کودکانی دارای مشکلات رفتاری در نظر گرفته شدند که در فرم والدین نمره 13 یا بالاتر (دامنه نمرهها بین صفر تا 36) بهدست آوردند(گودینی، پورمحمدرضا تجریشی، طهماسبی و بیگلریان، 1396).
پایایی بازآزمایی و پایایی درونی پرسشنامه در یک مطالعه با فاصله زمانی دو ماه اجرا، 74/0 در سطح معناداری 001/0>P گزارش شده است. همچنین پایایی بازآزمایی در 91 نفر با فاصله زمانی 13 هفته گزارش شده است. میزان توافق پرسشنامه با تشخیص روانپزشک کودک 7/76درصد در سطح معناداری 001/0>P بوده است(راتر، کاکس، تاپلینگ، برگر و یول، 1975). در ایران اولین بار با روش دونیمهکردن و بازآزمایی، پایایی پرسشنامه به ترتیب 68/0 و 85/0 و معنادار (001/0>P گزارش شده است(گودینی و همکاران، 2017).
تجزیه و تحلیل داده ها در پژوهش حاضر با استفاده از نرم افزار SPSS23 در دو سطح توصیفی و استنباطی انجام گرفت که در سطح توصیفی از شاخص های فراوانی، میانگین و انحراف معیار و در سطح استنباطی و تغییرات درون گروهی از تی وابسته و تغییرات برون گروهی به صورت پس آزمون و پیش آزمون از آزمون تحلیل واریانس یک سویه و آزمون تعقیبی توکی انجام گرفت.
یافتهها
در جدول 1 فراوانی و درصد فراوانی سن دانش آموزان نشان داده شده است. همان گونه که دیده میشود، در گروه آزمایش تعداد بیشتر دانش آموزان در سن 10 سال با فراوانی 6(40 درصد) بودهاند و در گروه کنترل تعداد بیشتر دانش آموزان در سن 12 سال با فراوانی 6 (40 درصد) بودهاند.
جدول 1. توزیع فراوانی سن دانش آموزان
|
سن |
آزمایش |
کنترل |
||
|
فراوانی |
درصد |
فراوانی |
درصد |
|
|
7 |
4 |
3/13 |
- |
- |
|
8 |
3 |
10 |
- |
- |
|
9 |
2 |
7/6 |
3 |
30 |
|
10 |
3 |
10 |
2 |
20 |
|
11 |
3 |
10 |
2 |
20 |
|
12 |
6 |
20 |
1 |
10 |
|
13 |
3 |
10 |
1 |
10 |
|
14 |
4 |
3/13 |
1 |
10 |
|
15 |
2 |
7/6 |
- |
- |
|
کل |
30 |
100 |
10 |
100 |
نتایج آزمون تحلیل واریانس یک طرفه نشان داد نمره مشکلات رفتاری در بین گروهها پیش آزمون غیر معنی دار (500/0 =P) و پس از آزمون معنی دار (0001/0 =P) بود (جدول 2).
جدول 2. میانگین، انحراف معیار متغیر در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون در گروه های کنترل، ورزش، موسیقی و موسیقی+ورزش
|
|
مراحل |
گروهها |
|
P (آنوا) |
||
|
کنترل
|
ورزش
|
موسیقی
|
ورزش+موسیقی |
|||
|
مشکلات رفتاری |
قبل از مطالعه |
90/1± 70/48 |
11/2± 4/50 |
08/7± 3/48 |
21/3± 9/46 |
500/0 |
|
بعد از مطالعه |
68/1± 80/48 |
78/2± 00/17 |
60/2± 9/15 |
31/2± 7/15 |
0001/0# |
|
|
P (تی همبسته) |
00/1 |
0001/0* |
004/0 |
001/0* |
|
|
همان طور که در جدول شماره 2 ملاحظه میشود، میانگین تغییرات مشکلات رفتاری در مرحله پس آزمون نسبت به پیش آزمون در گروه های ورزش، موسیقی، ورزش+ موسیقی افزایش معنی دار بود(05/0 >P). تغییرات متغیرها در گروه کنترل از لحاظ آماری معنادار نبود(00/1 =P).
نتایج آزمون تعقیبی توکی نشان داد نمره مشکلات رفتاری بین گروه کنترل با گروههای ورزش، موسیقی و موسیقی با ورزش تفاوت معنیدار ولی بین گروه های تجربی معنی دار نبود که میتوان این تغییرات را در نمودار 1 میتوان دید.

نمودار 1. میانگین نمرات مشکلات رفتاری در پیش آزمون و پس آزمون
نتیجه گیری و بحث
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر فعالیت ورزشی همراه با موسیقی بر مشکلات رفتاری دانش آموزان کم توان ذهنی آموزش پذیر شهرستان یزد انجام شد، یافتهها نشان داد که انجام برنامۀ مداخلۀ فعالیت های ورزشی همراه با موسیقی بر کودکان کم توان ذهنی آموزش پذیر مشکلات رفتاری مؤثر بوده و در نهایت به کاهش مشکلات رفتاری کودکان کم توان ذهنی آموزش پذیر منجر شده و همانطور که پیشتر اشاره شد به وسیلۀ پرسشنامۀ اختلالات رفتاری راتر، میزان تطابق گروه آزمودنی تحت تأثیر متغیر مستقل (ورزش،موسیقی و ورزش+موسیقی ) پیش آزمون و پس آزمون ارزیابی شد. تحلیل آماری نشان داد که نمرۀ دانش آموزان در پس آزمونها بهتر از پیش آزمونها بوده است و دانش آموزان در پس آزمون ها سازگاری و تطابق بالاتری نشان داده اند. نتایج این پژوهش با یافته های هرسن و بارلو همسو است و نشان می دهد که ورزش موجب کاهش مشکلات رفتاری در دانش آموزان می گردد(غباری بناب و نبوی، 1382). ولی شواهد حاکی از آن است که پژوهش های بسیار محدودی به بررسی تاثیر فعالیت های ورزشی همراه با موسیقی بر مشکلات رفتاری دانش آموزان کم توان ذهنی آموزش پذیر پرداخته اند. با اینحال نتیجه این پژوهش با یافته های ادلمن[1] همسو است و نشان می دهد که ورزش موجب کاهش مشکلات رفتاری در دانش آموزان می شود(ادلمن، 1994). همچنین با یافته های ماژورک و همکاران[2] که نشان می داد ورزش همراه با موسیقی بر روی مشکلات رفتار اجتماعی و سرعت کاری کودکان با نارسایی توجه / بیش فعالی تأثیر مثبت دارد و بیش فعالی آنها را کاهش می دهد(مایورک، توکلمان، و هوسر، 2004) و نیز یافته های این تحقیق با یافته های ست کوئیز[3] و گابلرهال و همکاران[4] که نشان می دهد تمرینات بدنی و فعالیت های حرکتی منظم بر وضعیت رفتاری و روان شناختی افراد تأثیر مثبت دارند(گابلر-هال، هال، و چانگ، 1993; ستکوویچ و مازور، 2006)، در یک راستاست. تحقیقات گذشته اغلب اثربخشی برنامۀ ورزشی را بر روی مشکلات رفتاری سایر کودکان مورد توجه قرار داده اند. یافته های این پژوهش نشان داد که برنامۀ ورزشی همراه با موسیقی بر کاهش مشکلات رفتاری کودکان کم توان ذهنی آموزش پذیر مؤثر بوده است. کودکان کم توان ذهنی در جنبه های رشد و تحول به ویژه در زمینۀ مهارتها، رفتارهای اجتماعی و سازشی دچار مشکل و نقص هستند( 31 ). از طرفی در بیشتر مواقع از پرخاشگری به عنوان ابزاری برای رسیدن به خواسته هایشان استفاده میکنند(آقایی نژاد و همکاران، 2019). .در اثر ورزش هورمون اندرفین ترشح می شود که موجب آرامش بدن شده و در نتیجه در کاهش پرخاشگری تأثیر می گذرد. و اینکه، تغییرات فیزیولوژی بدن از قبیل تنظیم جریان خون و تنظیم دستگاه قلبی-عروق نیز به تمدد اعصاب و استراحت کمک کرده که همگی در کاهش اختلالات رفتاری این کودکان می تواند تأثیرگذار باشد. تمرینات آمادگی جسمانی و و هماهنگی از طریق کمک به قوای ذهنی و سلامت جسمانی این کودکان موجب می شود که مشلات رفتاری آنان کاهش یابد (حسین خانزاده فیروزجاه و پرند، 1386).
از طرف دیگر، با توجه به اینکه کودکان کم توان ذهنی در پیش بینی رفتارها و واکنش های هیجانی خود مانند اضطراب و افسردگی مشکل دارند، میتوان گفت که ویژگی برنامۀ ورزشی و موسیقی این بود که از طریق نظم و مدیریت نظم دهی، مشکلات رفتاری این کودکان را کاهش میدهد(آقایی نژاد و همکاران، 2019). از اینرو ، با توجه به یافته های تحقیق که روش تمرینی همراه با موسیقی را روشی مؤثر برای کاهش مشکلات رفتاری شرکت کنندگان معرفی می کند، می توانند گفت حرکات هماهنگ در زمینة موسیقی ماهیتاً فعالیت حرکتی شدیدتری را نسبت به دو روش "حرکات با زمینة موسیقی و حرکات بدون زمینة موسیقی ایجاد کرده است.
از سویی، نتایج بیانگر این نکته می باشد که موسیقی توانسته است مشکلات رفتاری را در گروه تجربی تحت تاثیر قرار دهد. نتایج آزمون تحلیل واریانس پس آزمون با برداشتن اثر پیش آزمون بین گروه ها ارائه شده است. بر اساس نتایج، میانگین نمرات پس آزمون گروه موسیقی نسبت به گروه کنترل کاهش یافته است که این تفاوت معنی دار است. می توان گفت مطالعات مختلف نشان داده اند که جنبه های مختلف موسیقی، از جمله سرعت موسیقی، ارتباط مستقیم در ایجاد حالات هیجانی و رفتاری افراد دارد(نظری، موحدی و صفوی همامی، 1394).موسیقی می تواند عملکرد حرکتی افراد را تحت تأثیر قرار دهد. علاوه بر این، نتایج مثبت مطالعه حاضر نشان میدهد که دانشآموزانی که مشکلات رفتاری را نشان میدهند، میتوانند از طریق تجربه موسیقی، رفتارهای کنشی را کاهش دهند، که با تحقیقات قبلی مطابقت دارد (جکسون، 2003؛ مونتلو و کونز، 1998). علاوه بر این، دانشآموزان با مشکلات رفتاری میتوانستند خود را به صورت بیرونی بیان کنند. این منطق درمانی در مطالعات دیگر نیز بود که از سازهای کوبه ای برای انرژی پرخاشگری و تهاجمی دانش آموزان به روشی مناسب اجتماعی استفاده می کردند(چونگ و کیم، 2010). گوین دن و همکاران[5] موسیقی درمانی مکملی در بهبود رفتار اجتماعی مثبت و کاهش رفتارهای مشکل ساز در بین کودکان موثر است به این معنی که موسیقی درمانی یک روش جایگزین موثر و مکمل برای مدیریت کودکان دارای مشکلات رفتاری همراه با درمان منظم است (گویندان، کومو، و بااسکارپیلای، 2020) یا نتایج چونگ و همکاران[6] ، نشان میدهد که برنامه موسیقیدرمانی ساختاریافته برای دانشآموزانی که دارای مشکلات رفتاری هستند، مفید هست، اگرچه تغییرات مثبت در مشکلات عاطفی و رفتاری آنها بر شایستگی تحصیلی تأثیری نداشت چونگ و کیم، 2010). همچنین موسیقی درمانی نشان داد که باعث کاهش رفتار مشکلساز و افزایش رفتار جایگزین میشود. به همین ترتیب، موسیقی باعث کاهش پرخاشگری و بهبود عزت نفس در میان کودکان مدرسهای شد و توجه به این نکته ضروری است که موسیقی درمان تأثیر مثبتی بر همه زیر دامنههای ارزیابی رفتاری دارد(گویندان و همکاران، 2020).
در نهایت می توان گفت، ورزش به همراه موسیقی به کاهش مشکلات رفتاری کودکان کم توان ذهنی آموزش پذیر منجر شد، میتوان گفت موسیقی و ورزشی از طریق ایجاد تغییرات فیزیولوژیکی مانند تنظیم جریان خون و تنظیم دستگاه قلبی و عروقی به آرامش اعصاب کمک میکند و موجب کاهش مشکلات رفتاری میشود. درمان اختلالات عصبی و عصب روانشناختی، اصلاح تعاملات نامناسب بین سیستمهای سروتونین و دوپامین در کرتکس پیشانی، راههای مفیدی در زمینۀ کاهش مشکلات رفتاری از دیدگاه زیست شناسی اند (آقایی نژاد و همکاران، 2021). همچنین میتوان گفت که موسیقی و ورزشی سبب میشود والدین کودکان، شناخت و آگاهی بهتری از رفتارها و مشکلات رفتاری کودک خود پیدا کنند و راههای مناسب تری برای رفع این مشکلات بیابند(عاشوری و دلال زاده بیدگلی، 1397).
این پژوهش با وجود بدیع و مشخص بودن جامعۀ آماری، محدودیتهایی نیز داشته است که تعمیم نتایج را با احتیاط مواجه میسازد، از جمله:محدود کردن پژوهش به ابزار خاصی برای جمع آوری دادهها: استفاده از نمونۀ کوچکی از جامعۀ آماری. با توجه به اینکه یافته های تحقیق نشان داد که برنامۀ موسیقی و ورزشی بر کاهش مشکلات رفتاری کودکان کم توان ذهنی آموزش پذیر 9-15 سال موثر هست.
با توجه به نتایج تحقیق حاضر به نظر میرسد فعالیتهای ورزشی و موسیقی بر مشکلات رفتاری در کودکان کم توان ذهنی تأثیر مثبت داشته است. بنابراین در همین خصوص پیشنهادات زیر جهت تحقق حداکثری ارائه میگردد:
با توجه به تأثیرات فعالیت ورزشی همراه با موسیقی و کم هزینه بودن این فعالیت و قابلیت اجرای آن در همه مکانها، به طور موکد پیشنهاد میشود در لیست برنامه های مدارس استثنایی قرار گیرد همچنین با توجه به یافته های تحقیق، به مراکز توانبخشی و روان شناسی پیشنهاد میشود به منظور برنامه ریزی تلاشهای آتی برای کاهش اختلالات رفتاری این کودکان از برنامه ارائه شده در پژوهش حاضر استفاده گردد تا از مشکلات آنها کاسته شود.
[1] - Edelman
[2]- Majorek Et al
[3]- Setkowicz
[4]- Gabler-Halle Et al
[5]- Govindan Et al
[6] -Chonga Et al