نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسنده
دانشجوی کارشناسی ارشد رشته روانشناسی تربیتی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد ساوه، مرکزی، ایران
چکیده
کلیدواژهها
عنوان مقاله [English]
نویسنده [English]
This study aimed to predict children's behavioral problems based on mothers' problematic use of virtual social networks. This study was a descriptive correlational study. The statistical population of the study included all mothers in Tehran in 1400 who had at least one child in primary school and were members of the virtual social networks Instagram, WhatsApp, and Telegram. 120 people were selected by convenience sampling method (call-in virtual social networks). Behaviors and Abilities Questionnaire (1997). Data analysis was performed from questionnaires through SPSS 23 software in two parts: descriptive (standard deviation, skewness, and elongation) and inferential (Pearson correlation and linear regression analysis). The results showed that there is a significant positive relationship between problematic use of mothers' Internet and children's behavioral problems. problematic use of the Internet by mothers can also predict children's behavioral problems. Accordingly, it is necessary to pay special attention to the effects of technology in family interactions, and parents are advised to improve their children's behavioral problems by managing the use of the Internet.
کلیدواژهها [English]
مقدمه
دسترسی به اینترنت و استفاده از تلفنهای هوشمند و سایر دستگاههای فناوری بهسرعت افزایش یافته است (مرکز تحقیقات پیو[1]، 2017). شبکههای اجتماعی[2] مجازی مانند شبکههای تلگرام[3]، اینستاگرام[4]، فیسبوک[5] و غیره امروزه مورد استفاده بسیاری از افراد دنیا قرار گرفته است (تانگ و کو[6]، 2017). در بین کشورهای غرب آسیا، تعداد کاربران اینترنت در ایران نسبت به سایر کشورها بهطور قابل توجهی بیشتر است و تعداد کاربران از سال 2000 تا 2018 از 8/3% به 1/69% افزایش یافته است (آمار اینترنت و گزارشهای مخابراتی ایران[7]، 2020). دونگ، یانگ، لو و هائو[8] (2020) در پژوهشی که با هدف ارزیابی استفاده از اینترنت در شرایط پاندمی کرونا[9] بر روی 2050 شرکتکننده انجام دادند، نتایج حاکی از استفادهی بیش از حد از اینترنت در میان کاربران بود. علیرغم خدماتی که این شبکهها در زمینهی اطلاعرسانی و تسهیلات ارتباطی فراهم کردهاند، آسیبهایی نیز با خود به همراه داشتهاند (الجمعه، القودا، البورسان، بخیت و عبدالجبار[10]، 2016).
استفاده بیش از حد از فناوری بهعنوان اعتیاد به اینترنت[11] و استفادهی آسیبزا از اینترنت[12] شناخته میشوند و هر دو با مشکلات بهداشت روان مانند افسردگی، اضطراب و مشکلات اجتماعی همراه هستند (نوروزی، روشنچلسی و فراهانی، 1399). استفاده از اینترنت از دیدگاه یانگ[13] (1996) در شرایطی آسیبزا تلقی میشود که بر روابط بینفردی، زندگی اجتماعی و یا ثبات عاطفی کاربران تأثیرات منفی بگذارد (نوروزی، روشنچسلی و فراهانی، 1400). باید توجه داشت که استفادهی آسیبزا از اینترنت و اعتیاد به اینترنت دو مفهوم متفاوت است. استفاده آسیبزا از اینترنت ممکن است شامل اعتیاد به اینترنت باشد اما یک مفهوم چند وجهی و گستردهتر است (دانجلو و مورنو[14]، 2020). استفادهی بیش از حد از اینترنت موجب کاهش ارتباط میان اعضای خانواده (سواری، 1392)، غفلت همسران از یکدیگر (رابرتز و دیوید[15]، 2016)، بروز اختلافات میان زوجین (فاکس، اسبورن و واربر[16]، 2014)، افزایش روابط فرازناشویی (کمالجو و همکاران، 1395؛ رایدوی و کلایتون[17]، 2016)، کاهش رضایت زناشویی (نورثروپ و اسمیت[18]، 2016) و مهمتر از همه حواسپرتی والدین از کودکان و یا استفادهی همزمان از فناوری و تعامل با کودک (کیلدره و میدلیمس[19]، 2017؛ مکدنیل و رادسکی[20]، 2017) میگردد.
بهطور کلی میتوان گفت اعتیاد به شبکههای اجتماعی باعث ایجاد مشکلات در زندگی میگردد. فرد مبتلا به این نوع استفادهی آسیبزا، هر چه بیشتر در استفاده از شبکههای اجتماعی درگیر شود به همان میزان از فعالیتهای خانوادگی فاصله میگیرد و بر سیستم خانواده اثر منفی میگذارد (نیرومند و ذهابی، 1394). در کل زنان نسبت به مردان بیشتر از شبکههای اجتماعی استفاده میکنند و زمان بیشتری را صرف استفاده از آنها میکنند (تانگ و کوه، 2017). پژوهش شریفی و ایروانی (1397) که بهطور خاص بر روی مادران انجام گرفت، نشان داد که اعتیاد مادران به اینترنت، پیشبینیکنندهی مشکلات رفتاری در کودکان دبستانی آنهاست. مشکلات رفتاری کودکان از دیدگاه کوای و پترسون[21] (1987) به دو دسته تقسیم میشود: مشکلات بیرونیسازی از قبیل برونریزی، ستیزهجویی، نافرمانی، رفتارهای قانونشکنانه و پرخاشگرانه؛ مشکلات درونیسازی شامل گوشهگیری، افسردگی، اضطراب و شکایات جسمانی (یاریگر روش، عامری، بیجاری و دهشیری، 1398). یافتههای پژوهش مکدنیل و رادسکی (2017) حاکی از آن است که کودکان والدینی که استفادهی آسیبزا از اینترنت در آنها بیشتر است، مشکلات رفتاری بیشتری مانند پرخاشگری (مشکلات رفتاری برونیسازی شده) و ناراحتی (مشکلات رفتاری درونیسازی شده) را نشان میدهند. والدین در این پژوهش عنوان کردند که مشکلات رفتاری کودکانشان، با استفادهی بیشتر آنها از فناوری، افزایش مییابد.
بررسی پژوهشها نشان از آن دارد که استفادهی آسیبزا از اینترنت موجب حواسپرتی مادران از کودکانشان شده و این حواسپرتیها، احتمال کاهش کیفیت والدگری را بیشتر میکند. هرچه این حواسپرتیها افزایش یابد، بر رشد کودک و بهطور خاص بر رفتار کودک، تأثیر منفی خواهد گذاشت (دروین[22] و مکدنیل، 2018). با افزایش نرخ نفوذ تلفن همراه و در دسترس بودن همیشگی این وسائل و وقفهها و حواسپرتیهایی که در روابط ایجاد میکند، این احتمال وجود دارد که بهزیستی والدین و کودکان به شیوهی قابل توجهی تحت تأثیر قرار گیرد. در حقیقت نگرانیها و نظرات در مورد استفاده والدین از تلفن همراه زیاد است (کریستاکیس، 2020). بنابراین هدف اصلی این پژوهش، پیشبینی مشکلات رفتاری کودکان بر اساس استفاده آسیبزای مادران از شبکههای اجتماعی مجازی است. اگرچه پژوهشهای زیادی در ارتباط با استفادهی آسیبزای والدین بالاخص مادران از اینترنت و تأثیر آن بر مشکلات رفتاری کودکان صورت گرفته است، اما پژوهشی که در آن به بررسی رابطهی مستقیم استفادهی آسیبزای مادران از شبکههای اجتماعی مجازی و مشکلات رفتاری کودکان دبستانی آنها بهصورت کمی پرداخته باشد بسیار اندک است که ابزار سنجش و ملاکهای ورود به پژوهش آنها با این پژوهش متفاوت است. همچنین این پژوهش در زمان پاندمی کرونا صورت گرفته است که خواهناخواه تعامل مادر و کودک بیشتر و استفادهی مادران از شبکههای اجتماعی مجازی بهدلیل شرایط موجود در جامعه بهدلیل قرنطینه و پرداختن به مسائل تحصیلی و آموزشی کودکانشان بیشتر است.
روش
این پژوهش یک مطالعه توصیفی از نوع همبستگی میباشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه مادران شهر تهران در سال 1400 بود که حداقل یک فرزند در مقطع ابتدایی داشتند و در شبکههای اجتماعی مجازی اینستاگرام، واتساپ و تلگرام عضو بودند. تعداد اعضای نمونه بر اساس اینکه در مطالعات همبستگی تعداد اعضای نمونه بین 120 تا 150 نفر کفایت میکند، 120 نفر در نظر گرفته شد که با روش نمونهگیری در دسترس مشخص شدند (با توجه به ریزش پرسشنامهها در انتهای کار، تعداد نمونه 130 نفر در نظر گرفته شد).
ابزار
ابزار اندازه گیری در این پژوهش پرسشنامه استفاده آسیبزا از اینترنت کاپلان-تجدیدنظر شده (2010)، پرسشنامهی تواناییها و مشکلات رفتاری کودک گودمن (1997) بود.
پرسشنامه استفاده آسیبزا از اینترنت[23] کاپلان[24]-تجدیدنظر شده (2010): این پرسشنامه برای اولین بار توسط کاپلان در سال 2002 طراحی شد و سپس در سال 2010 مورد بازنگری قرار گرفت. پرسشنامه مجموعاً 15 سؤال و 5 زیر مقیاس دارد که عبارت است از ترجیح تعامل اجتماعی آنلاین، تنظیم خلقوخو، اشتغال ذهنی، استفاده جبری از اینترنت و پیامدهای منفی. سؤالات بهصورت لیکرت 7 گزینهای از 1 تا 7 نمرهگذاری میشوند. در ایران احمدپور، اصغری، سلطانیان، محمدی و پورالعجل (1397) در نمونهای متشکل از 986 نفر، روایی کل پرسشنامه را 85/0 محاسبه کردند که در مجموع پرسشنامه از روایی قابل قبول برخوردار است. پایایی پرسشنامه اصلی بر اساس ضریب آلفای کرونباخ 91/0 گزارش شده بود (کاپلان، 2010). پایایی ویرایش فارسی این پرسشنامه نیز بر اساس ضریب آلفای کرونباخ 92/0 برآورد شد.
پرسشنامه تواناییها و مشکلات رفتاری کودک[25]: این پرسشنامه یک پرسشنامهی غربالگری رفتاری برای کودکان در سنین 3 تا 16 سال است که بر مبنای ملاکهای تشخیصی ICD-10 توسط روانپزشک انگلستانی روبرت گودمن (1997) تهیه شده است. در این پرسشنامه نقاط قوت و دشواری (SDQ) در چندین نسخه برای پاسخگویی به نیاز پژوهشگران، پزشکان و متخصصان آموزش، وجود دارد که شامل نسخهی مخصوص والدین، نسخهی مخصوص آموزگاران و نسخهی خودگزارشی است. در این پژوهش از نسخهی مخصوص والدین استفاده میشود. تمام نسخههای SDQ حدود 25 ویژگی را میسنجد برخی مثبت و برخی دیگر منفی. این 25 مورد بین 5 مقیاس تقسیم میشوند: مشکلات هیجانی، مشکلات سلوک، بیشفعالی / نقص توجه، مشکلات ارتباطی و رفتارهای جامعهپسند. در نمونههای کمخطر یا جمعیت عمومی، بهتر است از تقسیم SDQ به سه خرده مقیاس مشکلات درونیسازی شده (مشکلات هیجانی+ مشکلات ارتباطی)، مشکلات برونیسازیشده (مشکلات سلوک+بیشفعالی / نقص توجه) و رفتارهای جامعهپسند استفاده شود. سؤالات بر اساس مقیاس سه درجهای لیکرت شامل «درست نیست»، «تا حدودی درست است» و «قطعاً درست» از صفر تا دو نمرهگذاری میشود. از جمع سؤالات مربوط به هر خردهمقیاس، نمرهی آن خرده مقیاس محاسبه میشود. نمرات هر یک از مقیاسهای رفتار درونیسازی شده و رفتارهای برونیسازی شده از صفر تا 20 متغیر است (گودمن و گودمن[26]، 2009). گودمن (2001)، در ارزیابی درونی این پرسشنامه، آلفای کرونباخ 73/0 را برای مقیاسهای مختلف گزارش کرد که مطالعات مشابه نیز در همین محدوده مشابه گزارش شدهاند. روایی همگرا و افتراقی این پرسشنامه با سیاهه مشکلات رفتاری نشان داده است که این پرسشنامه در مقایسه با CBCLدر نمونه کودک و نوجوان جمعیت عمومی، دقیقتر است. غنی زاده، ایزدپناه و عبدالهی (2007) پژوهشی با هدف تعیین روایی و پایایی این پرسشنامه انجام دادند. نمونه مورد بررسی، شامل 379 پسر و 377 دختر در سن 3 -18 سال بود. این پرسشنامه توسط والدین، آموزگاران و نوجوانان تکمیل شد. ضریب همسانی درونی آن به روش آلفای کرونباخ 73/0 گزارش شده است. وفایی و روشن (1385) نیز آلفای کرونباخ 84/0 را برای مشکلات رفتاری کودک و اعتبار درونی کل مقیاس را 43/0 گزارش کردند.
تجزیه و تحلیل اطلاعات بهدست آمده از اجرای پرسشنامهها از طریق نرم افزار SPSS 23 در دو بخش توصیفی (انحراف معیار، چولگی و کشیدگی) و استنباطی (همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه) انجام پذیرفت.
یافته ها
در مجموع 120 پرسشنامه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. میانگین سنی شرکتکنندگان 7/32 و میانگین سنی فرزندان 4/9 بود. 3/45% از کودکان، دختر و 7/54% از آنان پسر بودند.
در جدول 1، شاخصهای توصیفی مربوط به متغیرهای پژوهش آمده است.
در جدول 2، شاخصهای مربوط به همبستگی بین متغیرهای پژوهش که با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون مشخص شدهاند آمده است. همانطور که نتایج ضرایب همبستگی پیرسون در جدول بالا نشان میدهد، بین متغیرهای پژوهش رابطهی معناداری وجود دارد. استفاده آسیبزا از اینترنت با مشکلات رفتاری کودک رابطه مثبت و معنادار وجود دارد.
بهمنظور بررسی این فرضیه که استفادهی آسیب زا از اینترنت توان پیشبینی مشکلات رفتاری کودکان را دارد، از روش رگرسیون خطی ساده استفاده گردید که نتایج آن در جدول 3 ارائه شده است.
|
جدول 1. شاخصهای توصیفی مربوط به متغیرهای پژوهش |
||||||
|
متغیر |
میانگین |
انحراف معیار |
کمینه |
بیشینه |
چولگی |
کشیدگی |
|
استفاده آسیبزا از اینترنت |
73/45 |
38/17 |
15 |
89 |
27/0 |
64/0 |
|
مشکلات رفتاری (نمره کل) |
73/9 |
35/4 |
1 |
24 |
66/0 |
25/0 |
|
مشکلات برونیسازی |
24/6 |
73/2 |
0 |
15 |
64/0 |
15/0 |
|
مشکلات درونیسازی |
39/3 |
51/2 |
0 |
12 |
79/0 |
48/0 |
|
جدول 2. شاخصهای مربوط به همبستگی بین متغیرها پژوهش |
|||||
|
|
متغیر |
1 |
2 |
3 |
4 |
|
1 |
استفاده آسیبزا از اینترنت |
1 |
|
|
|
|
2 |
مشکلات رفتاری |
31/0 |
1 |
|
|
|
3 |
مشکلات برونیسازی |
27/0 |
80/0 |
1 |
|
|
4 |
مشکلات درونیسازی |
22/0 |
78/0 |
34/0 |
1 |
|
جدول 3. خلاصه آزمون رگرسیون جهت بررسی رابطه بین استفاده آسیبزا از اینترنت با مشکلات رفتاری کودکان |
|||
|
متغیر پیشبین |
ضریب همبستگی |
مجذور ضریب همبستگی |
همبستگی تعدیل شده |
|
مشکلات رفتاری کودکان |
0.39 |
0.15 |
0.14 |
|
مشکلات برونیسازی شده |
0.32 |
0.10 |
0.09 |
|
مشکلات درونیسازی شده |
0.34 |
0.12 |
0.11 |
بر اساس اطلاعات جدول بالا، رابطه بین استفاده آسیبزا از اینترنت و مشکلات رفتاری کودکان برابر با 39/0 است (مشکلات برونیسازی شده 32/0؛ مشکلات درونیسازی شده 34/0)؛ بهعبارت دیگر، این متغیر تقریباً 15 درصد از تغییرات مربوط به «مشکلات رفتاری کودکان» ((15/0=2R) (10 درصد مشکلات برونی سازی شده و 12 درصد مشکلات درونیسازی شده) را تبیین میکند.
برون داد بعدی رایانه تحلیل ضرایب رگرسیون مدل را نشان میدهد:
|
جدول 4. ضریب استفاده آسیبزا از اینترنت در پیشبینی مشکلات رفتاری کودکان |
||||||
|
متغیر وارد شده در مدل |
مدل |
B |
SE |
(Beta) |
T |
سطح معناداری |
|
|
(عرض از مبدا) |
09/5 |
0.162 |
|
|
0.000 |
|
مشکلات رفتاری کودکان |
ضریب متغیر |
07/0 |
0.047 |
28/0 |
44/5 |
0.000 |
نتیجهگیری و بحث
هدف از مطالعه حاضر پیشبینی مشکلات رفتاری کودکان بر اساس استفاده آسیبزای مادران از شبکههای اجتماعی مجازی بود. همانطور که در نتایج تحلیل به آن اشاره شد، بین استفادهی آسیبزا از اینترنت در مادران با مشکلات رفتاری در کودکان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. مثبت بودن رابطه بیانگر این است که با افزایش استفادهی آسیبزا از اینترنت، میزان مشکلات رفتاری کودکان افزایش مییابد. همچنین نتایج حاکی از آن بود که استفادهی آسیبزا از اینترنت در مادران توان پیشبینی مشکلات رفتاری در کودکان را دارد. نتایج حاصل از این پژوهش با یافتههای حاصل از پژوهشهای نوروزی و همکاران (1400)، نوروزی و همکاران (1399)، یاریگر روش و همکاران (1398)، مکدنیل و رادسکی (2018)، دروین و مکدنیل (2018)، رابرتز و دیوید (2016) مبنی بر رابطهی مثبت استفاده آسیبزای اینترنت با مشکلات رفتاری فرزندان همراستا است. در تبیین یافتهی پژوهش میتوان گفت از آنجا که حواسپرتی با استفاده از اینترنت شیوع زیادی پیدا کرده، مخصوصاً استفادهی از تلفن همراه و سایر وسائل فناوری توسط مادران در حالیکه در کنار فرزندان خود هستند، به پدیدهی رایجی تبدیل شده است و موجب حواسپرتی آنان از کودکانشان میگردد، موجبات نگرانی زیادی را فراهم میآورد (مکدانیل، 2019). این نگرانی از آنجا ناشی میشود که ممکن است استفادهی آسیبزا از اینترنت باعث برانگیخته شدن سبک خاصی از والدگری گردد که در نتیجهی آن تعامل با کودک و حتی گاهی اوقات پاسخ پرخاشگرانه به کودک را رقم بزند (رادسکی و همکاران، 2014). این موضوع به نوبهی خود منجر به ایجاد یک الگوی رفتاری مشکلساز در کودک میشود. از آنجا که کودکان نیاز به توجه و دیده شدن از طرف مادران خود دارند و از طرفی مادری که استفادهی آسیبزا از اینترنت دارد دچار حواسپرتیهای بیشتری نسبت به کودک خود میباشد، تلاش کودک برای جلب توجه مادر (رادسکی و همکاران، 2016) و اجتناب بالقوهی مادر برای فرار از تعامل با کودک (دروین و مکدنیل، 2018) میتواند عوامل ایجاد مشکلات رفتاری در کودک باشد. این امکان وجود دارد که استفادهی بیشتر مادران از فناوریهای دیجیتال نشان از سایر خصوصیات والدین یا خانوادهها باشد که بهطور مستقل، استفاده از اینترنت و شبکههای اجتماعی مجازی و مشکلات رفتاری کودکان را پیشبینی میکند. لذا برای مشخصتر شدن این موضوع، لازم است تا مطالعات گستردهتری در این زمینه صورت گیرد.
از جمله پیشنهادهای پژوهش حاضر، بررسی نقش ویژگیهای شخصیتی مادران در ارتباط با استفادهی آسیبزا از شبکههای اجتماعی مجازی، انجام مطالعات در رابطه پدران با کودکان و همچنین استفاده از پژوهشهای کیفی در این زمینه میباشد. همچنین انجام پژوهشی در میان والدین نوجوانان و بررسی مشکلات رفتاری آنان پیشنهاد میشود
[1] Pew Research Center
[2] Social networks
[3] Telegram
[4] Instagram
[5] Facebook
[6] Tang & Koh
[7] Iran Internet Stats and Telecommunications Reports
[8] Dong, Yang, Lu & Hao
[9] Covid-19
[10] Aljomaa, Qudah, Albursan, Bakhiet & Abduljabbar
[11] Internet Addiction
[12] Problematic Internet Use
[13] Young
[14] D’Angelo & Moreno
[15] Roberts & David
[16] Fox, Osborn & Warber
[17] Ridgway & Clayton
[18] Northrup & Smith
[19] Kildare, & Middlemiss
[20] McDaniel & Radesky
[21] Quay & Peterson
[22] Drouin
[23] Problematic Internet Use (GPIUS2)
[24] Caplan
[25] Strengths and Difficulties Questionnaire (SDQ)
[26] Goodman & Goodman