Improving the Job Skills of Primary School Teachers in Khomeini Shahr Girls in the Context of E-Learning

Document Type : Original Article

Author

Payame Noor University, Tehran, Iran

Abstract

The purpose of this study was to investigate the improvement of teachers' job skills in the context of e-learning. The research method was applied in terms of purpose and descriptive-correlational in terms of data collection method or nature of research. The statistical population of the present study included all primary school teachers in Khomeini Shahr, Isfahan province, 350 people, and among them, using Cochran's formula, 185 people were selected as the sample size. The sampling method in this study was Stratified Random Sampling. The instruments used included two e-learning questionnaires by Watkin et al. (2004) and Improving Job Skills (researcher-made). The validity and reliability of the instruments were evaluated and confirmed. Data were analyzed using Pearson correlation test and group regression using Spss-21 software and structural equation modeling was used using LISREL-v8.80 software. The results of research findings showed that e-learning has a positive correlation with job skills. It can be concluded that the hypothesis of the effect of e-learning on job skills is accepted.

Keywords


مقدمه

یکی از گسترده‌ترین و پیچیده‌ترین مجموعه‌های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در هر جامعه‌ای نظام آموزشی آن جامعه است که افراد زیادی به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم با این مجموعه سروکار دارند. یکی از عناصر مهمی که در این مجموعه فعالیت دارند معلمان هستند که می‌توان آن‌ها را کنشگران اصلی خواند که نقش اصلی و حیاتی در این نظام‌دارند. از معلمان انتظار می‌رود با گذراندن دوره‌های آموزشی مختلف، مهارت‌ها و تجربیات مختلفی در حیطه‌های گوناگون بهدست آوردند. اهداف والای نظام‌های آموزشی در ابعاد متفاوت به‌وسیله معلمان محقق می‌شود (محمدی مهر و همکاران، 1390: 903). در نتیجه معلمان باید در راستای گسترش علم و دانش و نیازهای جامعه، توانایی‌ها و مهارت‌های خود را افزایش داده و از هر موقعیتی برای کسب دانش و مهارت خود استفاده لازم را ببرند (برنامه درسی ملی، 1391: 8) .
یکی از مقاطع مهم تحصیلی، آموزش‌وپرورش دوره‌ی ابتدایی است. این دوره به‌عنوان بخش مبنایی نظام تعلیم و تربیت رسمی عمومی، آغازگر برنامه‌های تحولی محسوب میشود (تور دیوا ، 2021) و مسئولیت صیانت از وحدت ملی و انسجام اجتماعی با محوریت هویت مشترک اسلامی – ایرانی و قوام فرهنگ عمومی، تعالی جامعه صالح بر اساس نظام معیار اسلامی با مشارکت خانواده، نهادها و سازمان‌های دولتی و غیردولتی را بر عهده دارد. (بیانیه‌ی مأموریت سند تحول بنیادین آموزش‌وپرورش). بر این اساس لازم است سیاست‌گذاری، برنامه‌ریزی، اجرا، پشتیبانی و نظارت بر برنامه‌ها با رویکرد تبیین روابط و مناسبات دانش‌آموزان با خالق، خود، دیگران و خلقت، صورت گیرد. یکی از ارکانی که در مقطع ابتدایی بسیار تاثیرگذار است و می‌تواند عامل مهمی در جهت ارتقای دانش‌آموزان باشد، معلمان هستند. در این دوره، دانش‌آموزان بشدت به معلمان خود متکی هستند و تحت تأثیر ایشان می‌باشند، از این رو، معلمی که دارای مهارت شغلی باشد می‌تواند کمک بزرگی به آموزش‌وپرورش دانش‌آموزان کند.
برنامه­ریزان و سیاست‌گذاران تعلیم و تربیت همواره برای شناسایی و گردآوری حوزه‌ها و استانداردهای مناسب برای مهارت‌های شغلی در تلاش‌اند. بلاسکووا، بلاسکو و کوزوبیکوا، کوزوبیک  (2015: 189)، معتقدند استحقاق معلمان در زمان زندگی شغلی آنان و از راه تجربه و تعلیم کسب می‌شود. همچنین آن‌ها باور دارند مهارت شغلی معلمان به‌وسیله ملاک‌ها و استانداردهای حرفه‌ای که کیفیت را بررسی می‌کنند، می‌توان در چند حوزه بیان کرد: 1-مهارت‌های آموزشی؛ 2- مهارت‌های پژوهشی؛ 3- مهارت‌های فناوری؛ 4- مهارت‌های اخلاقی؛ 5- مهارت‌های عاطفی و 6-مهارت‌های اجتماعی.
همان‌طور که بیان شد مهارت در آموزش و پژوهش از مهم‌ترین مهارت‌های شغلی یک معلم به‌ویژه در مقطع ابتدایی است. برای کسب این مهارت، معلمان به ارتقای دانش نیازمندند ایشان باید از دانش روز آگاهی داشته باشند و بتوانند آن را به شیوه‌های درست به دانش‌آموزان انتقال دهند. به‌طور کلی، به­کارگیری سیستم ارتقای دانش، یکی از مهم‌ترین عوامل موفقیت معلمان در شرایط رقابتی و عصر دانایی است. در واقع، استقرار توسعه دانش در سازمان و برنامه‌ریزی برای توسعه آن در بین معلمان، بخشی از راهبرد سازمان و اصلی بی‌بدیل در پایه­ریزی آموزش‌ و پرورش می‌باشد. توسعه دانش سبب دخیل کردن معلمان در فرایند انتقال، ایجاد و... دانش میشود. رشد شبکه­های دانشی متشکل از معلمان، بر کاهش بیگانگی‌ها به‌خصوص بیگانگی­های شغلی تاثیرگذار است (طاهرخانی و همکاران، 1399: 43).
داشتن مهارت شغلی به معنای توانایی برای وارد شدن به یک حرفه خاص است که ارتباط مستقیمی با گواهی دانش یا تاییدیه در آن حرفه دارد. آموزش دادن به کودکان یک کار حرفه‌ای و درعین‌حال چالش‌برانگیز باشد (صفا و آذر نژاد، 1396). برای این‌که یک معلم در کارش تاثیرگذار باشد، به مهارت‌های متفاوت همراه با دانش و تجربه نیاز دارد. به این نکته نیز باید توجه داشت که در عصر دانایی به سر می‌بریم. عصری که با عدم قطعیت‌های محیطی همراه است. عصر تغییر و تحول در نظام‌های آموزشی است؛ بنابراین معلمان در این عصر باید از مهارت‌های فناورانه برخوردار باشند. در واقع توجه به یادگیری الکترونیکی می‌تواند معلمان ابتدایی را در مسیر ارتقای مهارت شغلی یاری رساند (بی ، 2020).
یادگیری الکترونیک ، عبارت است از به کار گرفتن قدرت و توانایی فناوری‌های دیجیتال برای رساندن هرچه جذاب‌تر و مناسب‌تر مسائل مقتضی به افراد و دادن امکان به آن‌ها برای آزمودن، توسعه دادن، تأمل کردن و یاد گرفتن مقوله‌های موردنظر در زمان و به شیوه دلخواه. به‌بیان‌دیگر یادگیری الکترونیک به معنای استفاده یادگیرنده از ابزار هوشمند و توسعه‌یافته الکترونیکی به‌منظور مشارکت و تجربه وی در رابطه با موضوع آموزش است. یادگیری الکترونیک مسائل و مقوله‌های مشابهی را به‌طور الکترونیکی یعنی برای نمونه با استفاده از صفحات وب و ابزار مشابه دیگر، ارائه می‌کند. یادگیری الکترونیکی مجموعه فعالیت‌های آموزشی است که با استفاده از ابزارهای الکترونیکی اعم از صوتی، تصویری، رایانه‌ای و شبکه‌ای صورت می‌گیرد (مایر، 2020).
با یادگیری الکترونیکی، معلمان به مهارت فناوری‌های نوین مجهز می‌شوند و مهارت شغلی‌شان بهبود می­یابد. البته پیامد یادگیری الکترونیک تنها به مهارت شغلی ختم نمی‌شود بلکه، توسعه دانش را نیز با خود به همراه دارد (نعیم و همکاران ، 2019). کریمیان (1399)، در پژوهشی با عنوان «تأثیر مدرسه تابستانی یادگیری الکترونیکی با رویکرد ترکیبی بر دانش، مهارت و نگرش دانشجویان شرکت‌کننده» نشان داد که یادگیری الکترونیکی بر دانش، مهارت و نگرش افراد تأثیر معناداری دارد. گابلالا و بوکووچ (2020)، در پژوهشی نشان داده‌اند که یادگیری الکترونیک به ارتقای شغلی افراد کمک می‌کند، ضمن اینکه آموزش الکترونیک باید بر پایه مقوله‌های یادگیری برقرار شود. عباسی و همکاران (1397)، در پژوهشی با عنوان «نقش کاربرد محتوای الکترونیکی در تسهیل، تسریع و تثبیت یادگیری دانش‌آموزان مدارس ابتدایی» نشان داد که یادگیری با استفاده از رایانه انگیزهی دانش­آموزان برای مشارکت در تدریس را افزایش می‌دهد و این موضوع سبب اثربخش شدن تدریس خواهد شد و مشارکت فعال دانشآموز مستلزم تسهیل یادگیری توسط معلم می­شود که این فرایند با استفاده از محتوای الکترونیکی به‌صورت قابل توجهی امکانپذیر است. با درگیر شدن دانش­آموزان در فرایند یاددهی_یادگیری و فعال شدن آن‌ها و همچنین درگیر شدن کانال­های یادگیری به کمک محتوای الکترونیک، یادگیری ساده­تر و مفهوم درس قابل‌فهم می­شود و دانش­آموزان از درس خسته نمی­شوند و جذابیت کلاس برای آن‌ها مؤثر واقع می­شود همین موضوع سبب سرعت بخشیدن به یادگیری نیز میشود و معلم میتواند در مدت زمان مناسب یادگیری دانش آموزان خود را تسریع و تثبیت کند. ساعدی و سعدی پور (1396)، پژوهشی با عنوان «تأثیر یادگیری الکترونیکی بر مهارت‌های ارتباطی دانشجویان» انجام دادند. روش پژوهش، از نوع شبه آزمایشی به همراه گروه کنترل و گواه بوده است. نتایج حاکی از اختلاف معنی‌دار بین گروه کنترل و آزمایش بود و این اختلاف به نفع گروه آزمایش بود. بر اساس این پژوهش می‌توان نتیجه­گیری کرد که یادگیری الکترونیکی موجب ارتقای مهارت‌های ارتباطی می­شود. آفونه و همکاران (2020)، پژوهشی با عنوان «فاکتورهای ارتقا دهنده مهارت حرفه‌ای معلمان» انجام دادند. این پژوهش از نوع کیفی بوده و از فن دلفی در آن استفاده شده است. نتایج حاصل از پژوهش نشان دادند که مهارت‌های حرفه‌ای و شغلی معلمان توسط فاکتورهایی همچون یادگیری الکترونیکی، حمایت مدیران و سیاست‌های آموزشی، ارتقا می‌یابد. مارتینز و همکاران  (2020)، پژوهشی با عنوان «یادگیری الکترونیکی اجتماعی- تکنیکی به‌منظور ارتقای مهارت‌های شغل یابی» انجام دادند. این پژوهش از نوع آزمایشی بوده و نتایج حاصل از پژوهش نشان دادند که نوآوری در یادگیری الکترونیکی اجتماعی- تکنیکال بر ارتقای مهارت‌های شغلی در بزرگ‌سالان تأثیر دارد.
همان‌طور که در مسئله پژوهش عنوان شد، یکی از فاکتورهای یک معلم خوب به‌ویژه در مقاطع ابتدایی داشتن مهارت شغلی لازم برای انجام شغل تدریس است. معلمانی که از مهارت شغلی برخوردارند، در واقع، کسانی هستند که در تمام زمینه‌های آموزشی از توانایی لازم برای آموزش افراد برخوردار می‌باشند. این مهارت‌ها، مجموعه شناخت‌ها، گرایش‌ها و مهارت‌هایی است که معلم با کسب آن‌ها به پرورش جسمی، عقلی، عاطفی، اجتماعی و معنوی فراگیران کمک می‌کند و این مهارت‌ها در سه حیطه شناختی، عاطفی و عملکردی طبقه‌بندی می‌شوند (ملایی نژاد، 1391). داشتن مهارت شغلی در بین معلمان موجب ارتقای سطح آموزش و رفتار اجتماعی دانش‌آموزان شده و می‌تواند در نهایت به جامعه‌ای آرمانی بیانجامد (کالدرون مافید و پاندو مورنو، 2018: 46). با وجود تاکیدات زیاد هم در اسناد بالادستی و هم در اساس نامه آموزش و پرورش نسبت به توجه به یادگیری الکترونیکی و همچنین ارتقای سطح سواد و شایستگی معلمان، به­ویژه در مقاطع ابتدایی، اما به نظر میرسد توجه چندانی به بهبود مهارت شغلی معلمان ابتدایی نمی­شود و تمام مهارت آموزش معلمان ابتدایی به آموزش ضمن خدمتی خلاصه شده است که تجربه نشان داده اثربخشی لازم را ندارد. از طرف دیگر، نبود سازوکارهای حمایتی نسبت به بهبود مهارت معلمان باعث شده است تا این مقوله مهم زیاد جدی گرفته نشود. برای کسب این مهارت، معلمان به ارتقای سطح صلاحیت‌های حرف­های خود توجه کنند به‌طور کلی، ایجاد سازوکاری لازم برای ارتقای صلاحیت حرف­های، یکی از مهم‌ترین عوامل موفقیت معلمان در شرایط رقابتی و عصر دانایی است. با توجه به اهمیت مهارت شغلی در بین معلمان و تأثیر آموزش­های الکترونیکی که امروزه با وجود کووید 19 بسیار مورد توجه قرار گرفته است، پژوهش حاضر بر آن شد تا با انجام پژوهشی به این سؤال پژوهش پاسخ دهد که آیا یادگیری الکترونیکی منجر به بهبود مهارت­های شغلی معلمان می­گردد؟
 
روش
روش پژوهش برحسب هدف، کاربردی بود. همچنین، پژوهش حاضر برحسب روش گردآوری دادهها و یا ماهیت و روش پژوهش، توصیفی است. روش پژوهش، از نوع همبستگی می‌باشد.
 
جامعه آماری، نمونه و روش نمونه گیری
جامعه آماری در این پژوهش شامل تمام معلمان ابتدایی مدارس دخترانه شهرستان خمینی‌شهر استان اصفهان به تعداد 350 نفر میباشد. برای تعیین حجم نمونه در این پژوهش، از فرمول کوکران، استفاده می‌شود و حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران، 185 نفر تعیین گردید. همچنین، با توجه به گسترده بودن مناطق آموزشی در شهرستان خمین و اینکه معمولاً چند معلم (معلم پیام­های آسمانی، قرآن، ورزش و هنر) در مقطع ابتدایی این شهرستان در حال فعالیت هستند، روش نمونه‌گیری در این پژوهش به‌صورت طبقه‌ای نسبتی بود تا معلمان اصلی در مقاطع ابتدایی انتخاب شوند. به‌این‌ترتیب که ابتدا مدارس ابتدایی دخترانه شهرستان خمینی‌شهر شناسایی و معلمان دخترانه غربال شدند و معلمان در نهایت به‌طور در دسترس انتخاب گردیدند.
در این پژوهش به‌منظور گردآوری داده‌ها از روش‌های زیر استفاده خواهد شد:
1-         روش کتابخانه‌ای: به‌منظور شناخت و توسعه مدل مفهومی پژوهش، متون موجود در زمینه یادگیری الکترونیکی، توسعه دانش و بهبود مهارت‌های شغلی معلمان و نیز بررسی مقالات علمی موجود در این زمینه از روش کتابخانه‌ای (شامل کتاب‌ها، پایگاه‌های معتبر علمی و پایان‌نامه‌های دانشگاهی) استفاده شده است.
2-         روش میدانی که از طریق پرسشنامه عملی شد.
گویه­های پرسشنامه­های این پژوهش شامل دو قسمت است:
الف) گویه­های عمومی: در سؤال­های عمومی، هدف، کسب اطلاعات کلی و جمعیت شناختی پاسخگویان است. این قسمت شامل سؤالاتی مربوط به سن، سطح تحصیلات، سابقه کار بود.
ب) گویه‌های تخصصی: در سوال­های تخصصی، هدف، سنجش متغیرهای اصلی پژوهش می­باشد.
 
ابزار
در پژوهش حاضر برای سنجش مهارت شغلی معلمان مدارس ابتدایی، از پرسشنامه 39 گویه‌ای محقق ساخته مهارت شغلی استفاده شد. این پرسشنامه شامل سه مؤلفه مهارت شناختی (14 گویه)، نگرشی-رفتاری (9 گویه) و مدیریتی (16 گویه) را می‌سنجد.
 
یادگیری الکترونیکی:
در پژوهش حاضر برای سنجش یادگیری الکترونیکی، از پرسشنامه 25 گویه‌ای استاندارد یادگیری الکترونیکی واتکین و همکاران (2004)، استفاده شد. این پرسشنامه دارای شش مؤلفه‌ی مهارت‌ها و ارتباطات پیوسته (9 گویه)، انگیزش (3 گویه)، دسترسی به فناوری (3 گویه)، توانایی یادگیری از طریق رسانه‌ها (3 گویه)، گفتگوهای گروهی اینترنتی (3 گویه) و مسائل مهم جهت موفقیت در یادگیری الکترونیکی (4 گویه) است.
به­منظور تعیین روایی پرسشنامه از روایی ظاهری  و محتوایی  استفاده شد. در روایی ظاهری پرسشنامه­ها قبل از توزیع توسط پژوهشگر، توسط چند نفر از اعضای نمونه و برخی از خبرگان دانشگاهی و سازمانی (سازمان آموزش‌وپرورش) مورد بررسی قرار گرفت. در روایی محتوایی، در قالب روش دلفی و با کمک فرمهای CVR و CVI و به کمک ده نفر از خبرگان شامل اعضای مصاحبه‌شونده، خبرگان دانشگاهی، چند نفر از آزمودنی‌ها و... محتوای پرسشنامه از نظر سؤال­های اضافی و یا اصلاح سؤال­ها مورد بررسی قرار گرفت. همه این مراحل با کمک نرمافزار لیزرل انجام گرفت.
در این پژوهش، پایایی از طریق ضریب آلفای کرونباخ محاسبه شد. مقادیر این دو ضریب برای همه سازه­های پژوهش اگر بالای 7/0 به­دست آمد نشان‌دهنده پایا بودن ابزار اندازه‌گیری بود.
به منظور تجزیه ‌و تحلیل داده­ها با توجه به سؤال­های پژوهش از آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون گروهی با استفاده از نرمافزار Spss-21 و مدل‌سازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم‌افزار LISREL-v8.80 استفاده گردید.
 
یافته ­ها
در این پژوهش، ابتدا اطلاعات جمعیت شناختی آزمودنی­ها مورد بررسی قرار گرفت. از بین 185 نفر شرکت‌کننده در پژوهش، میزان تحصیلات 15% از آزمودنی‌ها کاردانی، 59% کارشناسی، 20% کارشناسی ارشد و 6% سایر بود. 28% از آزمودنی‌ها بین 5 تا 10 سال، 21% بین 10 تا 15 سال، 38% بین 15 تا 20 سال و 13% بین 20 تا 25 سال سابقه تدریس داشتند. 85% از آزمودنی‌ها فارغ‌التحصیل دانشگاه تربیت معلم و 15% فارغ‌التحصیل سایر دانشگاه‌ها بودند.
در ابتدا لازم است با استفاده از شاخص‌های مرکزی، پراکندگی و نمودار متغیرهای پژوهش (به تفکیک شاخص­ها یا گویه­های پژوهش) مورد توصیف قرار می‌گیرد.

 

 

جدول 1. مشخصه‌های آماری متغیرهای پژوهش

متغیر

مؤلفه

میانگین

انحراف استاندارد

چولگی

کشیدگی

یادگیری الکترونیکی

ارتباطات پیوسته

3.06

0.74

0.02-

0.71

انگیزش

3.04

0.86

0.06

0.15-

دسترسی به فناوری‌ها

2.97

0.87

0.05

0.12-

توانایی یادگیری از طریق رسانه‌ها

3.19

0.82

0.19-

0.27

گفت‌وگوهای اینترنتی

3.34

0.81

0.23-

0.41

مسائل مهم جهت موفقیت در...

3.34

0.75

0.10-

0.06-

یادگیری الکترونیکی

3.16

0.73

0.07-

0.28

توسعه دانش

تسهیم دانش

3.35

0.75

0.23-

0.19

بهره‌برداری از دانش

3.46

0.74

0.37-

0.30

درونی سازی دانش

3.41

0.72

0.35-

0.13

مهارت‌های شغلی

3.23

0.70

0.08-

0.67

 

 

اطلاعات جدول 1 نشان می‌دهد میانگین کل «یادگیری الکترونیکی» آزمودنی‌ها 3.16 با انحراف معیار 0.73 می‌باشد. همچنین، میانگین کل و انحراف معیار «مهارت‌های شغلی» آزمودنی‌ها نیز به­ترتیب برابر و 3.23 و 0.70 است. با توجه به مقادیر چولگی و کشیدگی که در بازه‌ی معقولی برای حدس بر نرمال بودن داده‌ها قرار دارند، می‌توان فرض نرمال بودن داده‌ها را مطرح کرده و پذیرفت. پس از بررسی نرمال بودن داده‌ها، رابطه (همبستگی) بین متغیرهای یادگیری الکترونیکی و مهارت‌های شغلی را مورد ارزیابی قرار گرفت؛ بنابراین، از آزمون همبستگی استفاده کرده و نتایج آن را در ماتریس زیر آورده شده است.

 

 

جدول 2. ماتریس همبستگی بین متغیرهای پژوهش

متغیر

 

مهارت‌های شغلی

یادگیری الکترونیکی

همبستگی

0.895**

سطح معناداری

0.000

 

 

همان‌طور که از ماتریس جدول 1 مشخص است، علامت ** نشان‌دهنده‌ی وجود همبستگی بین متغیرهای پژوهش در سطح 0.01 را نشان می‌دهد؛ یعنی، بین یادگیری الکترونیکی با مهارت‌های شغلی رابطه مستقیم وجود دارد. در این بخش فرضیه‌ی پژوهش با استفاده از مدل معادلات ساختاری مورد آزمون قرار می‌گیرد.

 

فرضیه اصلی یادگیری الکترونیکی بر بهبود مهارت‌های شغلی معلمان مدارس ابتدایی دخترانه شهرستان خمینی‌شهر استان اصفهان تأثیر دارد.

در این بخش، به‌منظور بررسی تأثیرگذاری متغیر «یادگیری الکترونیکی» بر «مهارت‌های شغلی» در یک مدل، از مدل معادلات ساختاری تائیدی استفاده می‌شود. بدین منظور، پس از رسم ساختار، اضافه نمودن قیود مدل و انتخاب روش ماکسیمم درست‌نمایی، مدل اجرا شده و نمودار مسیر برازش شکل‌های زیر به‌دست آمد.

 

 

شکل 1. ضرایب مسیر و بارهای عاملی مدل فرضیه فرعی دوم

شکل 2. ضرایب معناداری مدل فرضیه فرعی دوم

 

 

با توجه به معیارهای خی‌-دو و RMSEA این مدل برازش مناسبی به داده‌ها ارائه می‌کند. در جدول 2، مهم‌ترین و متداول‌ترین شاخص‌های برازش آورده شده است. همان‌گونه که در جدول 2 دیده می‌شود، همه‌ی شاخص‌ها کفایت آماری دارند؛ بنابراین، با اطمینان می‌توان دریافت محقق در مورد این شاخص‌ها به برازش نسبتاً کاملی دست یافته است.

 

 

 

جدول 3. گزیده‌ای از شاخص‌های برازش مهم مدل ترسیمی

شاخص

نام شاخص

اختصار

مقدار

برازش قابل قبول

شاخص‌های برازش مطلق

سطح تحت پوشش (کای اسکوئر)

-

54.44

 

شاخص نیکویی برازش

GFI

0.93

بزرگ‌تر از 0.9

شاخص‌های برازش تطبیقی

شاخص نیکویی برازش اصلاح‌شده

AGFI

0.91

بزرگ‌تر از 0.9

شاخص برازش تطبیقی

CFI

0.99

بزرگ‌تر از 0.9

شاخص‌های برازش مقتصد

ریشه میانگین مربعات خطای برآورد

RMSEA

0.052

کمتر از 0.1

 

 

بنابراین، با توجه به شکل‌های بالا چنین استنباط می‌شود که یادگیری الکترونیکی، همبستگی مثبت با مهارت‌های شغلی دارد. آنگاه، می‌توان چنین نتیجه گرفت که فرضیه تأثیرگذاری «یادگیری الکترونیکی» بر «مهارت‌های شغلی» پذیرفته می‌شود. در جدول، نتایج بالا به‌صورت خلاصه آورده شده است.

 

 

جدول 4. خلاصه نتایج آزمون فرضیه‌های فرعی دوم

مسیر

ضریب مسیر

مقدار t

نتیجه

یادگیری الکترونیکی ← مهارت‌های شغلی

0.95

22.38

تایید شد

 

 

نتیجهگیری و بحث

نتایج حاصل از یافته‌های پژوهش نشان دادند که یادگیری الکترونیکی، همبستگی مثبت با مهارت شغلی دارد. می‌توان چنین نتیجه گرفت که فرضیه تأثیرگذاری «یادگیری الکترونیکی» بر مهارت شغلی پذیرفته می‌شود. به‌عبارتی‌دیگر، بر اساس نتایج پژوهش، یادگیری الکترونیکی بر مهارت‌های شغلی معلمان مدارس ابتدایی دخترانه شهرستان خمینی‌شهر استان اصفهان تأثیر دارد. در تبیین این نتیجه میتوان عنوان کرد که یادگیری الکترونیکی با ایجاد سازوکارهای لازم به بهسازی امور معلمان و دانش‌آموزان می‌انجامد. یادگیری الکترونیکی و اصول آن باعث می‌شود تا معلمان از پیشینه دانشی خود و دانش‌آموزان آگاهی پیدا کنند و بتوانند در جهات پرورش آن گام بردارند. زمانی که اساس کار مجازی و الکترونیکی باشد، امکان دسترسی به منابع دانشی و اطلاعاتی توسط معلمان بیشتر می‌گردد و معلمان در این زمینه آگاهی بیشتری کسب می‌کنند. همچنین معلمان با استفاده از زیرساخت‌های الکترونیکی، زمان بیشتری برای روزآمدسازی دانش خود و توانایی تطبیق، قضاوت دانش خود با یافته­ها، عقاید و تئوریهای جدید دارند. از طرف دیگر، در این پژوهش، به فرضیه دوم، مبنی بر تأثیرگذاری یادگیری الکترونیکی بر مهارت شغلی نیز پرداخته شد و عنوان شد که یادگیری الکترونیکی بر ارتقای مهارت‌های شغلی معلمان نیز تأثیر می‌گذارد. معلمانی که از مهارت شغلی برخوردارند، در واقع، کسانی هستند که در تمام زمینه‌های آموزشی از توانایی لازم برای آموزش افراد برخوردار می‌باشند. این مهارت‌ها، مجموعه شناخت‌ها، گرایش‌ها و مهارت‌هایی است که معلم با کسب آن‌ها به پرورش جسمی، عقلی، عاطفی، اجتماعی و معنوی فراگیران کمک می‌کند و این مهارت‌ها در سه حیطه شناختی، عاطفی و عملکردی طبقه‌بندی می‌شوند (ملایی نژاد، 1391). داشتن مهارت شغلی در بین معلمان موجب ارتقای سطح آموزش و رفتار اجتماعی دانش‌آموزان شده و می‌تواند در نهایت به جامعه‌ای آرمانی بینجامد. برای کسب این مهارت، معلمان به توسعه دانش نیازمندند ایشان باید از دانش روز آگاهی داشته باشند و بتوانند آن را به شیوه‌های درست به دانش‌آموزان انتقال دهند. به‌طور کلی، به­کارگیری سیستم توسعه دانش و توسعه آن، یکی از مهم‌ترین عوامل موفقیت معلمان در شرایط رقابتی و عصر دانایی است. در واقع، استقرار توسعه دانش در سازمان و برنامه‌ریزی برای توسعه آن در بین معلمان، بخشی از راهبرد سازمان و اصلی بی‌بدیل در پایهریزی آموزش‌وپرورش می‌باشد. در راستای یافته حاصل از آزمون فرضیه دوم پژوهش، گابلالا و بوکووچ (2020)، در پژوهشی نشان داده‌اند که یادگیری الکترونیک به ارتقای شغلی افراد کمک می‌کند، ضمن اینکه آموزش الکترونیک باید بر اساس مقوله‌های یادگیری برقرار شود. مارتینز و همکاران (2020)، در پژوهشی نشان دادند که نوآوری در یادگیری الکترونیکی اجتماعی- تکنیکال بر ارتقای مهارت‌های شغلی در بزرگ‌سالان تأثیر دارد. عباسی و همکاران (1397)، در پژوهشی نشان دادند که یادگیری با استفاده از رایانه انگیزهی دانش­آموزان برای مشارکت در تدریس را افزایش می‌دهد و این موضوع سبب اثربخش شدن تدریس خواهد شد و مشارکت فعال دانش­آموز مستلزم تسهیل یادگیری توسط معلم میشود که این فرایند با استفاده از محتوای الکترونیکی به‌صورت قابل توجهی امکانپذیر است. با درگیر شدن دانش­آموزان در فرایند یاددهی_یادگیری و فعال شدن آن‌ها و همچنین درگیر شدن کانال­های یادگیری به کمک محتوای الکترونیک، یادگیری ساده­تر و مفهوم درس قابل‌فهم می­شود و دانش­آموزان از درس خسته نمی­شوند و جذابیت کلاس برای آن‌ها مؤثر واقع می­شود همین موضوع سبب سرعت بخشیدن به یادگیری نیز می­شود و معلم میتواند در مدت زمان مناسب یادگیری دانش­آموزان خود را تسریع و تثبیت کند.

 

پیشنهادات پژوهشی

نتایج پژوهش نشان داد که یادگیری الکترونیکی بر مهارت شغلی معلمان تأثیر دارد بر این اساس پیشنهاداتی ارائه می‌گردد:

-          مهارت‌های تشریک‌مساعی و ارتباط با دانش‌آموزان در بین معلمان مورد ارزیابی قرار گیرد.

-          مهارت‌های حرفه‌ای معلمان در ابتدا و انتهای هر ترم تحصیلی مورد ارزشیابی قرار گیرد.

-          در فضای الکترونیکی، بستری برای مشاوره و گفت‌وگوی همکاران معلم ایجاد و امکان ارتباط ایشان برای ارتقای مهارت‌های خویش فراهم گردد.

-          توانایی تحلیل، ارزیابی و بازتابی فعالیت‌های خود و تقویت اثربخشی آن در بین معلمان در فضای الکترونیکی مورد سنجش قرا گیرد.

ساعدی، نرگس و سعدی پور، اسماعیل. (1396). تأثیر یادگیری الکترونیکی بر مهارت‌های ارتباطی دانشجویان. فناوری اطلاعات و ارتباطات در علوم تربیتی،  7 (4) 129-111.
صفا، لیلا و آذر نژاد، کریم. (1396). تأثیر مؤلفه‌های صلاحیت حرفه‌ای بر عملکرد شغلی آموزش گران هنرستان‌های کشاورزی استان‌های شمال غرب کشور. مدیریت آموزش کشاورزی، 9 (41) 146-130.
عباسی، مریم، بصیری، ایرج و آزادی، فاطمه. (1397). نقش کاربرد محتوای الکترونیکی در تسهیل، تسریع و تثبیت یادگیری دانش‌آموزان مدارس ابتدایی. پویش در آموزش علوم انسانی،  4 (13) 11-1.
کریمیان، زهرا. (1399). تأثیر مدرسه تابستانی یادگیری الکترونیکی با رویکرد ترکیبی بر دانش، مهارت و نگرش دانشجویان شرکت کننده. پژوهش در آموزش علوم پزشکی، 12 (2) 49-39.
محمدی مهر، مژگان، ملکی، حسن، عباس پور، عباس و خوش‌دل، علیرضا، (1390). جستاری بر شایستگی‌های موردنیاز یادگیری مادام‌العمر در دانشجویان پزشکی عمومی. مجله ایرانی آموزش در علوم پزشکی،  11 (8) 916-903.
ملایی نژاد، اعظم (1391). صلاحیت‌های حرفه‌ای مطلوب دانشجو معلمان دوره آموزش ابتدایی. نوآوریهای آموزشی، 11 (44) 62-33.
Affouneh, S. Salha, S. Burgos, D. Khlaif, Z. N. Saifi, A.G., Mater, N., & Odeh, A. (2020). Factors that foster and deter STEM professional development among teachers. Science Education, 104 (5) 857-872.
Bay, D.N. (2020). Investigation of the relationship between self-efficacy beliefs and classroom management skills of pre-school teachers. International Electronic Journal of Elementary Education, 12 (4) 335-348.
Blaskova, M., Blasko, R., Matuska, E., & Rosak-Szyrocka, J. (2015). Development of Key Competencies of University Teachers and Managers. Procedia-Social and Behavioral Sciences, 182, 187-196.
Calderon-Mafud, J.L., & Pando-Moreno, M. (2018). Role of Authentic Leadership in Organizational Socialization and Work Engagement among Workers. Psychology, 9 (01) 46.
Da’as, R.A. (2021). School principals’ skills and teacher absenteeism during Israeli educational reform: exploring the mediating role of participation in decision-making, trust and job satisfaction. Journal of Educational Change, 22, 53-84.
GABELAIA, I., & BUCOVETCHI, O. (2020). THE RELEVANCE OF CORPORATE E-LEARNING/E-TRAINING FOR JOB DEVELOPMENT: CRAFTING CULTURE AND EVOLVING YOURSELF. eLearning & Software for Education, 1.
Martínez-Cerdá, J.F., Torrent-Sellens, J., & González-González, I. (2020). Socio-technical e-learning innovation and ways of learning in the ICT-space-time continuum to improve the employability skills of adults. Computers in Human Behavior, 107, 105753.
Mayer, R.E. (2020). Searching for the role of emotions in e-learning. Learning and Instruction, 70, 101213.
Naim, A., Hussain, M.R., Naveed, Q.N., Ahmad, N., Qamar, S., Khan, N., & Hweij, T.A. (2019, April). Ensuring interoperability of e-learning and quality development in education. In 2019 IEEE Jordan International Joint Conference on Electrical Engineering and Information Technology (JEEIT) (pp. 736-741). IEEE.
Papay, J.P., Taylor, E.S., Tyler, J.H., & Laski, M.E. (2020). Learning job skills from colleagues at work: Evidence from a field experiment using teacher performance data. American Economic Journal: Economic Policy, 12(1), 359-88.
Turdieva, N.S. (2021). Didactic conditions for the formation of attitudes toward education as a value among primary school pupils. Middle European Scientific Bulletin, 10.
Volume 1, Issue 1 - Serial Number 1
November 2021
Pages 55-63
  • Receive Date: 26 August 2021
  • Revise Date: 05 October 2021
  • Accept Date: 17 November 2021
  • First Publish Date: 22 November 2021
  • Publish Date: 22 November 2021