Document Type : Original Article
Authors
1 Assistant Professor, Department of Educational Sciences. Faculty of Literature and Humanities. University of Qom. Qom. Iran.
2 M.A. educational management. Department of Educational Sciences. Hoda University, Qom, Iran
Abstract
Keywords
مقدمه
با گذر کشورها از صنعت به سـوی صنایع خدماتی، کشورها به نیروی انسانی ماهر نیاز دارند که دارای مهارتهای کامل و جامع باشـند (پرنـد و همکـاران، 2012). صنعت فناوری، تقاضای روبهرشدی برای متخصصان و استعدادهای ماهر دارد و زمینههای جدیدی را برای ایجاد شغل و کسب و کار در آینده فراهم میسازد (کالرستیگ[1]، 2024). مجمع عمومی سازمان ملل متحد برنامههای فنی و مهارتی را به عنوان ابزار مهمی جهت دستیابی به اهداف توسعه پایدار به رسمیت شناخته است (مایومب[2]، 2023). آموزش مهارتی به عنوان مسیری حیاتی برای پرورش استعدادهای فنی و ماهر عمل میکند و به آموزش عملی اهمیت ویژهای میبخشد (لانگ[3] و همکاران، 2024) آموزش فنی و مهارتی گامی در جهت ایجاد نیروی کار سودبخش و شاخصی برای توفیق ملی جوامع می باشد، زیرا کیفیت فعالیتها در آموزشهای فنی و مهارتی مستقیما به کیفیت و کارایی نیروی کارو افزایش تولیدات جامعه وابسته است (کورنفورد[4]، 1999). به از نظر اروستات[5] (2021) آموزش فنی و مهارتی به عنوان آموزش مهارتها و تدریس دانش مرتبط با یک تجارت، شغل یا حرفه خاصی تعریف میشود که یک دانشآموز یا کارمند مایل به شرکت در آن میباشد (نوگر[6] و همکاران، 2024). آموزش فنی و مهارتی اصطلاحی جامع است که به ابعادی از فرایند آموزش میگویند که علاوه بر آموزش عمومی، مهارتهای عملی، مطالعه فناوریها و علوم مرتبط، نگرشها، ادراک و دانشهای مربوط به حرفهها را در بخشهای اقتصادی و زندگی اجتماعی نیز شامل میشود (مشاهری فرد، 2017). آموزش فنی و مهارتی یک عبارت جامع در جهت شناسایی برنامههای آموزشی تربیت دانشآموزان برای کسب مهارتهای آموزشی و شغلی و قادر ساختن آنها برای ورود به حرفه و بازارکار به محض فارغالتحصیلی است. برای اکثر کشورهای در حال توسعه، اصطلاح آموزش فنی و مهارتی به آموزش فنی غیراکادمیک و آموزش عملی اشاره دارد که به منظور توسعه مهارتها و دانش کارآموزان در بخشهای مختلف صنعتی و دانش آموزی است. هدف اقتصادی نهایی آموزش فنی و مهارتی تامین بازارکار با کارگران شایسته است (ورایدزو و تانکیسو[7]، 2021). هرچند موسسات آموزش فنی و مهارتی باید بر حوزههای حیاتی همچون یکپارچگی فناوری، توسعه برنامه درسی، توسعه مهارت، همکاری صنعتی و آموزشهای اخلاقی و قانونی متمرکز باشند تا دانشآموزان را برای دنیای مبتنی بر هوش مصنوعی آماده کنند(جیانی[8] و همکاران، 2024). از نظر یونسکو اهداف آموزش فنی و مهارتی شامل آموزش مهارتهای محدود برای تربیت افرادی با مهارتهای شغلی، برای کار در شغلهای ویژه یا دستهای از شغلها جهت ارتقا سطح آموزش عمومی است (یونسکو، 2015). در واقع خصیصه این آموزشها، نوعی پرورش کارآفرین است به این معنی که افراد پس از کسب مهارت و تخصص دانش فنی، قادر خواهند بود که فرصتهای شغلی مناسبی را به دست آورند و در نهایت شغل دائمی داشته باشند(مصاحب طلب و همکاران، 1402) .
اهمیت آموزش نیروی کار موجب شد که در سیاستهای کلی اشتغال، مقام معظم رهبری، از نظـام آموزش فنی و حرفهای به عنوان یک نظام دارای هویت در کنار دو نظام دیگر نظام آموزش و پرورش و نظام آموزش عالی یاد کنند که همگام با هم مسئولیت آموزش نیروی انسانی متخصص، ماهر و کارآمد را عهده دار باشند (مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، 2012). مطابق با اهداف سند تحول بنیادین نظام آموزش و پرورش نیز: «یکی از اهداف این سند، پرورش انسانهایی است که دارای حداقل یک مهارت مؤثر برای تأمین معاش حلال باشند تا با خروج از نظام آموزشی رسمی در هر سطحی، مهارتهای لازم برای امرار معاش و مدیریت خانواده را داشته باشند (سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، 2011). دانشآموز باید از آموزش عمومی و حرفهای مطلوب و انعطافپذیری برخوردار باشد (محمدی، 2022). علمای تعلیم و تربیت پس از سالها پژوهش به این مهم رسیدهاند که مؤثرترین روش آموزش فعال کردن دانشآموز در فرایند یادگیری است (صباغ حسن زاده و فرزاد پور، 1401). از نظر علمی ثابت شده است که آموزش مهارتهای عملی به دانشآموزان به آنها در حفظ اطلاعات برای مدت زمان طولانی کمک میکند. آموزش مهارتهای عملی درک مفهوم را بهبود میبخشد (زارع و همکاران، 1403). تربیت مهارتها در کنار انتقال دانش و علوم مسئلهای است که باید در تمام دورههای تحصیلی یک نظام آموزشی مدنظر قرار گیرد. یکی از این مقاطع مهم تحصیلی دوران ابتدائی است. اهمیت دوره ابتدایی در جهت رشد و شکوفایی استعداد دانش آموزان تا این اندازه اهمیت دارد که در تعریف نظام جدید آموزشی به دوره اساس نام گرفته است (شیخ احمدی و همکاران، 2023). از آن جهت که عمل و علم باهم عامل پیشرفت پایدار و همه جانبه کشور میباشند باید الگوی تفکیکی حاکم بر نظام فعلی علم و فناوری سریعا در جهت الگویی تلفیقی تحول یابد. برای رسیدن به این منظور تلفیق باید از آموزش ابتدایی شروع و در تمامی دوره های آموزشی ادامه پیداکند و در نتیجه الگوی آموزشی مبتنی بر حافظه فعلی جایگزین الگوی مبتنی بر یادگیری دانش به همراه تربیت انسانها و پرورش مهارتها و پژوهش شود (سند نقشه جامع علمی کشور، 2010). زمانی که صحبت از مهارتآموزی میشود، اکثر نگاهها به سوی مدارس فنی و حرفهای و کار و دانش دوخته میشود. تصور بر این است که اگر دانشآموزان بتوانند یک مهارت را بیاموزند و بر آن مسلط شوند، در آینده خواهند توانست شغلی برای خود دست و پا نمایند. اما نکته حائز اهمیت این است که شناسایی و پرورش استعداد چنانچه از دوران ابتدائی آغاز گردد نتیجه پربارتری خواهد داشت. ایجاد و رشد شناختها، نگرشها و مهارتها در دانش آموزان مستلزم برخورداری آنها از فرصتهای یادگیری مختلف و متنوع میباشد. آموزش و یادگیری مهارتها، زمانی ثمربخش و معنادار است که درآن ملاحظات مربوط به مراحل مختلف رشد دانشآموزان مورد توجه قرارگیرد (یمینی، 2012). آموزشهای فنی مهارتی تنها یک جنبه کلیدی برای درک مهارتهای عملی و ارتقای کیفیتهای حرفهای دانشآموزان نیست، بلکه یک پل ضروری برای دانشآموزان است که بتوانند دانش نظری را به تواناییهای عملیاتی کاربردی تبدیل کنند (لانگ و همکارن، 2024). استفاده از آموزش فنی و مهارتی در دوران ابتدائی سبب میشود تا دانشآموزان از همان دوران کودکی با مهارتهای موجود در جامعه آشنا گردند و بتوانند استعداد خود را در مسیری مناسب شناسایی نمایند و برای ورود به جامعه آمادگی لازم را کسب نمایند. آموزش فنی و مهارتی به تفاوتهای فردی دانش آموزان توجه دارد و به آنها کمک میکند تا مهارت متناسب خود را بشناسند و در مسیر درست قدم بردارند. دوره ابتدایی بستر مناسبی برای شکلگیری مهارتهای اساسی و پایهای به کودکان است و به آنها کمک میکند تا برای موفقیت در مراحل بعدی زندگی و ورود به اجتماع آماده شوند. مهارتآموزی در این سن، استقلال، اعتماد به نفس، خلاقیت، توانایی حل مسئله و هدفمحوری و کسب چشم انداز بهتر نسبت به آینده را در کودکان تقویت میکند. آموزش مهارتهای فنی همچون طراحی، کارهای دستی و مهارتهای فناوری، دانشآموزان را برای مراحل بعدی آموزش و آینده شغلی آماده میکند. آموزش و پرورش زمانی میتواند در زمینه تربیت نیروی کار ماهر و متخصص اقدام نماید که تصویر شفاف و روشنی از موانع اجرای آموزش فنی و مهارتی در دورههای تحصیلی داشته باشد. وجود موانع در ارائه آموزش فنی و مهارتی در دوران ابتدائی باعث میشود نتوان بهرهوری مناسبی از آن داشت و برای بهبود آن برنامهریزی درستی انجام داد. تقویت انگیزه دانشآموزان و شناسایی و رسیدگی به موانع موجود در محیطهای آموزشی در فرایندهای یادگیری بسیار مهم است چرا که اینها تضمین میکنند که دانشآموزان میتوانند مهارتها و دانشی را که کسب میکنند در آینده شغلی خود به طور موثر به کار ببرند (چنگ و نگوین[9]، 2024). با مطالعه پیشینه موجود مشخص میشود که تاکنون مطالعه چندانی جهت شناسایی موانع اجرای آموزش فنی و مهارتی و راهکارهای آن در دورههای تحصیلی خصوصا دوره ابتدایی انجام نشده است.
اقتصاددانان اعتقاد دارند که افزایش پایدار بهرهوری نیروی کار از مقدار و کیفیت بهتر منابع سرمایهای توأم با آموزش بیشتر و بهبود فرآیند تولید پدیدار میگردد (سند راهبردی مهارت و فناوری سازمان آموزش فنی و حرفهای، 2011). توسعه به معنای عام در جهان فرا صنعتی امروز بدون توجه به آموزش، به ویژه آموزش فنی و حرفهای ، معنایی نخواهد داشت. در دنیای کنونی، انقلاب علمی و فنی نیازمند نیروی انسانی ماهر و کاردان است(امین زاده و دیگران، 2019). موارد زیر در آموزش فنی و حرفهای لحاظ شده است: الف) قسمتی از آموزش عمومی؛ ب) وسیله آمادهسازی برای رشتههای حرفهای و مشارکت تأثیرگذار در دنیای کار؛ ج) بخشی از یادگیری تا پایان زندگی و آمادگی برای مسئولیتپذیری در زندگی اجتماعی؛ د) وسیلهای برای ارتقای توسعه پایدار و متعادل از نظر محیط زیست و ه) روشی برای تسهیل فقرزدایی» (مشاهریفرد، 2017). از موارد مهم در تامین نیروی انسانی شایسته و مورد نیاز کشور توجه به آموزش مهارتهای فنی در دورههای تحصیلی میباشد. دوره ابتدایی مهمترین دوره تحصیلی در سراسر نظامهای آموزش و پرورش جهان است؛ بهاینجهت که شکلگیری شخصیت و رشد همهجانبه انسانها در این دوره بیشتر است (صافی، 2011). هرچه آموزشهای فنی و مهارتی از سنین پایینتری آغاز گردد اثرگذاری بیشتری خواهد داشت. کودکان در دوره ابتدایی دارای ویژگی هایی هستند که آنها را از سایر دوره ها متمایز می کند و از همه مهمتر این دوره را «پنجره فرصت» در آموزش مینامند. فرصتی ذیقیمت که اگر از دست برود، دیگر قابل جبران نیست. پیامبر اکرم درباره اهمیت این دوران و آموزش ابتدایی در شکلگیری شخصیت، تربیتپذیری و کسب علم فرمودهاند: «حکایت فردی که در سنین کودکى مىآموزد؛ همچون نقش کندن بر سنگ است و حکایت کسى که در سنین بزرگسالى مىآموزد؛ همچون کسى است که بر آب مىنویسد» (هندی، 1998).
اطلاع از کم و کیف و چگونگی اجرای بهتر آموزشهای فنی مهارتی در دوره ابتدایی نیازمند مطالعه پژوهشهای انجام شده در این حوزه است تا راهکارها و مشکلات آن شناسایی و زمینه برای برنامهریزیهای بهتر فراهم آید. متاسفانه علی رغم این که آموزشهای فنی و مهارتی اهمیت به سزایی در یادگیری مهارتها و توسعه استعداد دانشآموزان دارد اما در رابطه با چگونگی اجرای آنها در دورهی تحصیلی ابتدایی چندان مطالعاتی صورت نگرفته و عمده پژوهشهای انجام شده زمینه عام آموزشهای فنی و مهارتی را مورد بررسی قرار دادهاند. برای مثال ژنگ و هانگ[10] (2025) به تحلیل دادههای برنامه ارزیابی دانشآموزان بینالمللی 2018(PISA) بر روی نمونهای از دانشآموزان چینی انجام شد تا نابرابریهای بین دانشآموزان مدارس فنی و حرفهای و مدارس عمومی بررسی شود. نتایج نشان داد که دانشآموزان مدارس عمومی نسبت به همسطحان فنی و حرفهای، رفاه کمتری تجربه میکنند، و فشارهای آموزشی نظاممند و دینامیکهای اجتماعی در این نابرابریها نقش دارند. این نتایج بر نیاز به اصلاحات جامع در نظام آموزش و پرورش تاکید میکنند که اولویت را به رفاه و سلامت روان دانشآموزان دهند. کوراتای و بوچبرگر[11] (2025) نیز به پژوهشی با عنوان تدریس برای تفکر انتقادی در آموزش فنی و مهارتی پرداختند. مطابق با نتایج شایستگی تفکر انتقادی به عنوان قابلیتی برجسته است که دانشآموزان را قادر میسازد تا به عنوان متخصصان مستقل، شایسته، خودکفا و متفکر عمل کنند که مایل به تغییر وضع موجود تقاضاهای بازار کار نیز هستند. آنها به ارائه یک مدل نظری تدریس برای تفکر انتقادی در آموزش فنی و مهارتی پرداختند. هدف مدل پیشنهادی حمایت از معلمان حرفهای در تدریس برای تفکر انتقادی است. نئونشواندر[12] و همکاران (2024) نیز در پژوهشی به مطالعه تلاش نوجوانان در آموزش و تربیت فنی و حرفهای و آموزش عمومی متوسطه : تحلیلهای پایداری، عوامل مؤثر و تفاوتهای گروهی پرداختند. مطابق با نتایج تلاشهای نوجوانان نقش حیاتی در کاهش خطر ترک تحصیل زودهنگام در آموزش فنی و حرفهای دارد و بر شانس فارغالتحصیلی آنان در آموزش متوسطه بالاتر تأثیرگذار است. عواملی مانند خودکارآمدی، رابطه با مربی و تطابق فرد-محیط به طور غیرمستقیم بر این تلاشها تأثیر میگذارند، اما این تأثیرات در زمینههای مختلف آموزشی متفاوت است.
برانستین[13] و همکاران(2024) به پژوهشی با عنوان تحلیل تمایلات ترک تحصیل در آموزش فنی و حرفهای پرداختند. نتایج نشان داد که هویت حرفهای و سال آموزش بیشترین تأثیر را بر نیت ترک تحصیل دارند. همکاری ضعیف بین مدرسه و سازمانهای آموزشی نیز بر ترک تحصیل در جهات مختلف تأثیر منفی دارد. سیمباب[14] (2024) در پژوهشی تأثیر زمینههای اجتماعی بر تصمیم کارآموزان جوان آلمانی برای ادامه یا ترک اولین موقعیت آموزش فنی و حرفهای را بررسی کرد. نتایج نشان داد که والدین و دوستان نقش هنجاری دارند و انتظارات آنها میتواند به تکمیل موفقیتآمیز آموزش کمک کند، در حالی که همکلاسیها با مقایسههای شغلی ممکن است ریسک ترک آموزش را افزایش دهند. همچنین، والدین با موقعیت شغلی بالاتر ممکن است تغییر مسیر به مشاغل پیچیدهتر را تشویق کنند. دوبیو[15] و همکاران (2021) به بررسی عوامل روانشناختی و زمینهای مرتبط با موفقیت و پایداری دانشآموزان در برنامههای آموزش فنی و مهارتی کانادا پرداختند. نتایج نشان داد که عواملی چون قطعیت شغلی، دیدگاه نسبت به آینده، انگیزه و ادراکات محیط آموزشی بر موفقیت و پایداری دانشآموزان تأثیر دارند و میتوانند راهنمایی برای بهبود برنامههای آموزشی فنی و مهارتی باشند. میرابل و همکاران[16] (2022) به پژوهشی با عنوان آموزش فنی و مهارتی برای توانمندسازی دانشآموزان دبیرستانی با سطح پایین پیشینههای اجتماعی و اقتصادی پرداختند. مطابق با نتایج آموزش آکادمیک سنتی به اندازه کافی نیازهای مهارتهای عملی جوانان را برآورده نمیکند و قرار گرفتن در معرض آموزشهای عملی، درک و دانش جوانان آسیب پذیر را در مورد مهارتها و توسعه شغلی گسترش میدهد. پاریونو[17](2017) پژوهشی با عنوان اهمیت آموزش فنی و مهارتی و سهم آن در توسعه پایدار انجام داد. این پژوهش به تشریح سیاستهای مرتبط با آموزش فنی و مهارتی میپردازد که به عنوان محرکهای اصلی برای ترویج آموزش فنی و مهارتی در سطح جهانی در نظر گرفته میشوند. همچنین سهم آموزش فنی و مهارتی در توسعه پایدار به ویژه در مورد توسعه پایدار زیست محیطی، از جمله مشاغل سبز را برجسته می کند و ادغام توسعه پایدار را در برنامه درسی آموزش فنی و مهارتی، محتویات یادگیری، و همچنین سیاستها و شیوههای مدرسه را از شاخصهای مهم میشمارد. وهب[18] (2011) پژوهشی با عنوان چالشها و اولویتهای آموزش فنی و مهارتی در کشورهای در حال توسعه انجام دادند. نتایج این پژوهش حاکی از این است که روندهای اجتماعی و اقتصادی نیاز به اصلاح سیستمهای آموزش فنی و حرفهای را پیشبینی میکند. پیشیار و همکاران(2022) به پژوهشی با عنوان عوامل مرتبط با اثربخشی آموزشهای فنی و حرفهای پرداختند. وضعیت اثربخشی آموزشهای فنی و حرفهای در سه حیطه عوامل فردی، آموزشی و سازمانی مورد بررسی قرار گرفت. مطابق با نتایج مشخص شد که عوامل فردی نسبت به عوامل دیگر از وضعیت بهتری برخوردار بود. رضایی و همکاران (2019) پژوهشی با عنوان شناسایی موانع آموزش کارآفرینی در مدارس کرمانشاه انجام دادند. یافتهها نشان داد که نبود علاقه و انگیزه کافی به تحصیل، ضعیف بودن بنیه علمی هنرجویان شاخه کاردانش، ارتباط کم علم و صنعت در شاخههای فنی و حرفهای و کاردانش، وضعیت فیزیکی نامناسب هنرستانها، بکارگیری مدرسان غیرمتخصص در آموزش کارآفرینی، بکارگیری روشهای یاددهی ـ یادگیری نامناسب، اختصاص بودجه کم به شاخههای فنی و حرفهای و کاردانش، پایین بودن کمیت و کیفیت تجهیزات و امکانات آموزشی از عمده مشکلات و موانع توسعه دانش و مهارتهای کارآفرینی است. خاوری و گرزین (2014) پژوهشی با عنوان آسیب شناسی عوامل موثر نظام آموزشهای مهارتی به منظور تدوین برنامه راهبردی توسعه این آموزشها در استان مازندران انجام دادند. یافتههای پژوهش حاکی از وجود آسیبهای متعدد در هر دو نوع بیرونی و درونی اداره کل آموزش فنی و حرفهای بود. صالحی عمران (2014) نیز به آسیب شناسی مدیریت آموزشهای مهارتی کشور و ارائه راهبردها و راهکارهای مطلوب در نظام آموزش در ابعاد ساختاری، شناختی، رفتاری و محتوایی، محیطی و زمینهای پرداخت. از بررسی پژوهشهای انجام شده مشخص میشود که عمده مطالعات به مسائل آموزش فنی حرفهای در سطح کلان و در رابطه با دورههای تحصیلی به دوره متوسطه پرداختهاند و مطالعات جدی در حوزه آموزشهای فنی مهارتی در دوره ابتدایی انجام نشده است. تحقیق حاضر درصدد است تا به این خلأ دانشی بپردازد و موانع اجرای آن را شناسایی و راهکارهایی جهت توسعه آن ارائه دهد. سوالات پژوهش شامل موارد زیر است:
روششناسی
تحقیق حاضر از نظر نوع هدف، کاربردی و از لحاظ گردآوری دادهها با رویکرد کیفی به شیوه تحلیل تم انجام شد. ابزار پژوهش مصاحبه نیمهساختاریافته بود. جامعه آماری تحقیق شامل صاحبنظران و خبرگان ذیصلاح در حوزه آموزش فنی و مهارتی، مدیران مدارس، معلمان و افراد مطلع در حوزه آموزش دوره ابتدایی بود. جهت گردآوری یافتههای کیفی، با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند از نوع گلولهبرفی 14 نفر از صاحبنظران و خبرگان ذیصلاح انتخاب و نمونه آماری را تشکیل دادند. صورت مصاحبه دارای دو بخش بود: در بخش اول مقدمه (هدف، درخواست و تعریف و اصطلاحات و ارائه چارچوب مفهومی تحقیق) ارائه گردید و در بخش دوم مصاحبه نیز به بیان سؤالها در رابطه شناسایی موانع اجرای آموزشهای فنی و مهارتی در مدارس ابتدایی و ارائه راهکارهایی برای توسعه آن پرداخته شد. مصاحبه با توجه به شرایط مصاحبهشوندگان به صورت حضوری و مجازی، به صورت خصوصی و دوبهدو انجام میشد. میانگین طول زمان مصاحبهها 60 دقیقه بود. روند مصاحبهها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه یافت. در جدول 1 اطلاعات مربوط به مصاحبهشوندگان ارائه شده است.
جدول 1. اطلاعات مصاحبهشوندگان
|
ردیف |
کد مصاحبه |
سن |
تحصیلات |
سابقه کار(سال) |
آثار پژوهشی مرتبط با تحقیق حاضر |
|
1 |
B1 |
45 |
دکتری مدیریت آموزشی |
25 |
استاد دانشگاه، صاحب تألیف |
|
2 |
B2 |
50 |
دکتری جامعهشناسی توسعه و اقتصاد |
20 |
مشاوری مدیرکل سازمان آموزش فنی و حرفهای |
|
3 |
B3 |
45 |
کارشناسی مهندسی شیمی |
8 |
معاون هنرستان فنی و حرفهای، آموزگار |
|
4 |
B4 |
25 |
کارشناسی علوم تربیتی |
6 |
کارشناس گروههای آموزشی و تکنولوژی |
|
5 |
B5 |
50 |
کارشناسی ارشد مدیریت آموزشی |
18 |
آموزگار، صاحب تألیف |
|
6 |
B6 |
24 |
کارشناسی علوم تربیتی |
2 |
کارشناس آموزش ابتدایی |
|
7 |
B7 |
47 |
کارشناسی ارشد علوم تربیتی |
27 |
مدیر مقطع ابتدایی |
|
8 |
B8 |
38 |
فوق لیسانس ریاضی کاربردی |
6 |
مدیر مقطع ابتدایی |
|
9 |
B9 |
44 |
دکتری مدیریت منابع انسانی |
15 |
رئیس اداره آموزش و پژوهش سازمان فنی و حرفهای، صاحب تألیف |
|
10 |
B10 |
35 |
دکتری مدیریت آموزشی |
10 |
هیئت علمی دانشگاه، صاحب تألیف |
|
11 |
B11 |
28 |
کارشناسی ارشد روانشناسی |
8 |
کارشناس ، صاحب تألیف |
|
12 |
B12 |
35 |
دکتری مدیریت آموزشی |
5 |
استاد دانشگاه، صاحب تألیف |
|
13 |
B13 |
27 |
کارشناسی ارشد مدیرت آموزشی |
8 |
معاون آموزشی دبستان، صاحب تألیف |
|
14 |
B14 |
55 |
دکتری مدیریت آموزشی |
35 |
معاون هنرستان فنی و حرفهای، صاحب تألیف |
اعتبار یافتههای حاصل از مصاحبه با استفاده از تکنیک بررسی همکار[19] تایید شد. همچنین اعتبار فرآیند تحلیل و کدگذاری دادههای تحقیق توسط استاد راهنما بررسی و تأییدگردید. برای تحلیل نتایج مصاحبه از روش تحلیل تم و با استفاده از نرمافزار «MAXQDA» انجام شد. برای تحلیل تم، فرایندی سه مرحلهای کدگذاری توصیفی، کدگذاری تفسیری و یکپارچهسازی انجام شد. فرایند ظهور و شناسایی تمهای اصلی ذکر شده بهصورت استقرا، توأم با جابجاییهای فراوان و با رفت و برگشت بوده است.
یافتهها
برای پاسخ به سوالات پژوهش به تحلیل بیانات مصاحبهشوندگان پرداخته شد. در ابتدا 200 کد اولیه و ابتدایی استخراج شد. در مرحله بعدی تحقیق به منظور پرهیز از پراکندگی، کدهای موازی حذف و تعدادی نیز با یکدیگر ترکیب گردید. مجدداً تمهای مستخرج در معرض قضاوت قرار گرفت که در انتها پس از بازنگری، حذف تمهای موازی و تکراری و ادغام تمهای مشابه درنهایت حدود 134 کد توصیفی برای جامعه موردنظر استخراج شد. در مرحله بعد پژوهشگر با ترکیب کدهایی که به نظر میرسید به یک معنای واحد اشاره میکنند به 33 تم فرعی دست یافت. تمهای فرعی که یکدیگر را کامل میکرده و یا یکدیگر مشابه بودند در کنار یکدیگر قرار گرفته و 10 تم اصلی را تشکیل دادند.
موانع اجرای آموزشهای فنی و مهارتی در مقطع ابتدایی
جدول2. تمهای اصلی و فرعی موانع اجرای آموزشهای فنی و مهارتی در مقطع ابتدایی
|
تم اصلی |
تم فرعی |
|
چالشهای فرهنگی و نگرشی |
نگاه منفی والدین به اجرای آموزشهای فنی و مهارتی |
|
حمایت ناکافی صدا و سیما از آموزشهای فنی و مهارتی |
|
|
مخالفت سیاستگذاران آموزش و پرورش |
|
|
نبود جایگاه مناسب شغلی در جامعه برای برخی مشاغل |
|
|
چالشهای اقتصادی و مالی |
کمبود منابع مالی در آموزش و پرورش |
|
چالشهای اجرایی و ساختاری |
حرکات مستقل و جزیرهای جهت اجرای آموزشهای فنی و مهارتی در نهادهای مختلف |
|
چالشهای آموزشی |
وجود طرحهای اجرایی کوتاهمدت و بیثمر در مقطع ابتدایی |
|
بیتوجهی به آموزشهای تلفیقی در مدارس |
|
|
ضعف محتوای کتب درسی |
|
|
عدم توجه به آموزشهای مهارتی در برنامه درسی مقطع ابتدایی |
|
|
سن کم دانشآموزان در دوره اول ابتدایی |
|
|
چالشهای فنی و زیر ساختی |
تراکم جمعیت در کلاسهای درس |
|
نبود امکانات و ابزار لازم در مدارس |
|
|
چالشهای توانایی حرفهای |
کمبود معلمان و مربیان متخصص در حوزه آموزش فنی و مهارتی |
مطابق با تحلیل یافتههای حاصل از مصاحبهها موانع اجرای آموزشهای فنی و مهارتی در مقطع ابتدایی از 6 تم اصلی و 14 تم فرعی تشکیل شده است. در ادامه هریک از موانع به همراه تمهای مرتبط با خود مورد بحث قرار میگیرد:
چالشهای فرهنگی و نگرشی
چالشهای فرهنگی و نگرشی یکی از موانع اجرای آموزشهای فنی و مهارتی در مقطع ابتدایی است. طبق نتایج این تم اصلی از 4 ترم فرعی تشکیل شد که شامل نگاه منفی والدین به اجرای آموزشهای فنی و مهارتی، حمایت ناکافی صدا و سیما از آموزشهای فنی و مهارتی، مخالفت سیاستگذاران آموزش و پرورش، و نبود جایگاه مناسب شغلی در جامعه برای برخی مشاغل میشود. نوع نگاه و نحوه برخورد خانوادهها با امر تحصیل و ارزش بودن یا نبودن تحصیل در خانوادهای میتواند باورهای سازنده یا مخربی را در ذهن فرزندان شکل دهد(محمدی، 2022). مخالفت برخی از والدین برای اجرای آموزشهای فنی و مهارتی در مدارس و تأکید آنها به مطالعه صرف مواد درسی خود از مهمترین چالشهای فرهنگی و نگرشی است. چنانکه یکی از مصاحبهشوندگان بیان میدارد: "مهمترین نکته، همراهی اولیا است و ممکن است بسیاری از اولیا با انجام دادن فعالیتهای فنی و مهارتی در مدرسه مخالف باشند که چرا فرزند من مکانیکی، نقاشی، نجاری یا هر فعالیت دیگری که مدنظر ماست را یاد بگیرد؛ زیرا صرفاً برای تحصیل به مدرسه آمده است. فرهنگ جامعه ما هنوز پذیرش کامل این موضوع را ندارد". در جایی دیگر یکی از مصاحبهشوندگان در رابطه با سیاستگذاری در آموزش و پرورش بیان داشت: "موانع ما عمدتاً به نگرش عوامل آموزشی و سیستم مدیریتی کلان (نگاه وزارتی) و خرد (معلم و مدرسه) برمیگردد که حوزه آموزش فنی و مهارتی میتواند آینده شغلی دانشآموزان را فراهم نماید. دید سیاستگذاران بسیار مهم است؛ زیرا این افراد تصمیمگیرنده هستند که چه مهارتهایی را در برنامه درسی دوره ابتدایی قرار دهند و مدرسه آن را اجرایی کند".
آموزش فنی سنتی با چالشهای متعددی مانند هزینههای بالای تجهیزات، خطرات ایمنی قابل توجه و مشکلات در شبیهسازی سناریوهای واقعی کار مواجه است (یانگ[20] و همکاران، 2024 به نقل از لانگ و همکارن، 2024). چالشهای اقتصادی و مالی از موانع دیگری است که شامل تم فرعی کمبود منابع مالی در آموزش و پرورش میشود. دراینرابطه یکی از مصاحبهشوندگان بیان داشت: "نهاد آموزش و پرورش از منظر مالی دچار مشکل است و نمیتواند تجهیزات و امکانات لازم را در اختیار مدارس و دانشآموزان قرار دهد". یکی دیگر از مطلعین نیز دراینرابطه میگوید: "کمبودها و مشکلات بسیاری در زمینه تأمین مالی و ناکارآمدی در صرف منابع مالی اندک برای آموزش کیفی و کافی وجود دارد که خود منجر به چالشهایی مانند عدم پوشش تحصیلی صددرصدی، زیرساختهای ناکافی و غیراستاندارد، کیفیت پایین عناصر آموزشی شده است.
مصاحبهشوندگان حرکات مستقل و جزیرهای جهت اجرای آموزشهای فنی و مهارتی در نهادهای مختلف را از موانع اجرای آموزشهای فنی و مهارتی در مقطع ابتدایی قلمداد نمودند. یکی از خبرگان دراینرابطه بیان داشت: "یکی از اشکالاتی که تاکنون نتوانستهایم در بحث آموزش فنی و مهارتی موفق باشیم این است که هم اکنون هر یک از حوزهها به صورت مستقل از یکدیگر کار میکنند و این عملکرد جزیرهای به کار لطمه وارد میکند. فرهنگیان و اساتید حوزه آموزش فنی و مهارتی که باید به این موضوع بپردازند در کار خود هماهنگ و منسجم نیستند؛ یعنی هرکس جزیرهای برای خود تعریف کرده است". یکی دیگر از مطلعین حوزه آموزش فنی و حرفهای بیان داشت که "متأسفانه گاهی برخی برنامهها و طرحها در سطوح مختلف انجام میشود؛ اما با توجه به اینکه این برنامهها به صورت مستقل؛ مثلاً از سمت یک نهاد انجام شده و پس از مدتی منحل میشود و بینتیجه میماند. این نوع حرکات مستقل خود نیز از موانع هستند".
چالشهای آموزشی یکی از موانع مهم اجرای آموزشهای فنی و مهارتی است. این چالش شامل تمهای فرعی وجود طرحهای اجرایی کوتاهمدت و بیثمر در مقطع ابتدایی، بیتوجهی به آموزشهای تلفیقی در مدارس، ضعف محتوای کتب درسی، عدم توجه به آموزشهای مهارتی در برنامه درسی مقطع ابتدایی، و سن کم دانشآموزان در دوره اول ابتدایی میشود. یکی از مصاحبهشوندگان در رابطه با طرحهای آموزشی که در آموزش و پرورش ایران اجرا میشود بیان میدارد: "طرحهایی که در مقاطع مختلف به صورت موقتی اجرا میشود فقط صرف هزینه و وقت است و نتیجهای ندارد". یکی از فرهنگیان مطلع بر اهمیت اجرای آموزشهای تلفیقی بر مدارس تأکید داشته و بیان داشت: "در مدارس ما به علت نبود امکانات و جمعیت بالای کلاسها به آموزش تلفیقی توجه بسیار کمی میشود. این نوع آموزشها برای شروع مسیر آموزش فنی و مهارتی در مدارس بسیار مفید هستند. تأکید مدارس ابتدایی بر درسهای اصلی مانند: ریاضی، علوم و فارسی میتواند اجرای آموزش فنی و مهارتی را کاهش داده و کمتر منابع و توجه را به این زمینه اختصاص دهد".
چالشهای فنی و زیرساختی یکی دیگر از موانع اجرای آموزشهای فنی و مهارتی در مقطع ابتدایی است که از دو تم فرعی تراکم جمعیت در کلاسهای درس و نبود امکانات و ابزار لازم در مدارس تشکیل شده است.در این رابطه (یکی از متخصصان بیان میدارد: " با توجه به جمعیت دانشآموزی، آموزگار حتی بخواهد مهارتمحور هم عمل کند موقعیت فیزیکی لازم را ندارد. شرط اصلی اجرای آموزشهای فنی و مهارتی داشتن ابزار و امکانات است که مدارس ما فاقد این موضوع هستند؛ پس وقتی امکانات لازم در دسترس نیست آموزگار نمیتواند مانند یک تسهیلگر عمل کند مجبور است به طور خطابی تدریس نماید". در این رابطه یکی دیگر از مصاحبهشوندگان (از خبرگان حوزه آموزش فنی و مهارتی) بیان میدارد: "وقتی در مدارس ما امکانات لازم وجود ندارد بازده طرحهای مختلف صفر است؛ زیرا امکانات ابتداییترین مرحله است. عدم وجود امکانات و تجهیزات مناسب برای ارائه آموزشهای فنی و مهارتی در مدارس ابتدایی میتواند یک مانع زمینهسازی باشد".
چالشهای توانایی حرفهای
اثربخش بودن آموزشهای مهارتی و ایفای نقش موثر آنها در اقتصاد کشور، مستلزم وجود مربیان واجد صلاحیتهای حرفهای است، زیرا بقا و کارآمدی هر نظام آموزشی به دانش، تخصص، توانایی و مهارت منابع انسانی به ویژه نیروی انسانی آموزشی آن نظام بستگی دارد(خلاقی و حج فروش، 2019). این مانع از تم فرعی کمبود معلمان و مربیان متخصص در حوزه آموزش فنی و مهارتی تشکیل میشود. یکی از خبرگان حوزه آموزش فنی و مهارتی در رابطه با نیروی انسانی بیان میدارد: "یکی دیگر از موانعی که آموزش و پرورش را درگیر کرده است کمبود معلم و مربیان متخصص است که باید نیروها توسط آموزش و پرورش تأمین گردد. متأسفانه سال تحصیلی آغاز میگردد؛ اما برخی از کلاسها هنوز معلم ندارد؛ چه برسد به معلم متخصص. بحث اصلی همان آموزش معلمان است. معلمان ما دستورز نیستند که ما دانشآموزان دستورز داشته باشیم". یکی دیگر از خبرگان حوزه فنی و حرفهای اظهار داشت که "ما در مراکز فرهنگیان در حال تربیت معلم هستیم فقط نباید به محتوای کتاب توجه کنیم، معلم باید چند مهارت بلد باشد تا بتواند به دانشآموز منتقل کند".

شکل1. تمهای اصلی و تمهای فرعی موانع اجرای آموزشهای فنی و مهارتی در مقطع ابتدایی
راهکارهای توسعه آموزشهای فنی و مهارتی در مقطع ابتدایی
جدول3. تمهای اصلی و فرعی راهکارهای توسعه آموزشهای فنی و مهارتی در مقطع ابتدایی
|
تم اصلی |
تم فرعی |
|
امور مالی و زیرساختی |
تأمین امکانات و فضای آموزشی مناسب برای اجرای آموزشهای فنی و مهارتی |
|
مدیریت منابع انسانی در آموزش و پرورش |
|
|
تامین منابع مالی |
|
|
توسعه فرهنگی و مهارتپروری |
آموزش به خانوادهها |
|
ترویج فرهنگ مهارت در جامعه |
|
|
ترویج مهارتآموزی از طریق مدرسه |
|
|
تغییر دیدگاه مدیران و معلمان |
|
|
تغییر دیدگاه سیاستگذاران |
|
|
امور مدیریتی و اجرایی |
بررسی الگوهای جهانی |
|
ایجاد اکوسیستم مهارتی |
|
|
ارزیابی و پیگیری مداوم |
|
|
توسعه آموزش و مهارت |
تدوین برنامه درسی مناسب |
|
کاهش محدودیتهای جنسیتی در آموزشهای فنی و مهارتی |
|
|
آشناسازی با مشاغل، مهارتها و ابزار |
|
|
آموزش مهارتهای متنوع و اختیاری |
|
|
امتیازات ویژه نخبگان مهارتی |
|
|
آموزش معلمان در مراکز تربیت معلم و فرهنگیان |
|
|
آموزش ضمن خدمت به معلمان |
|
|
منابع آموزش به معلمان |
مطابق با تحلیل یافتههای حاصل از مصاحبهها راهکارهای اجرای آموزشهای فنی و مهارتی در مقطع ابتدایی از 4 تم اصلی و 19 تم فرعی تشکیل شده است. در ادامه هریک از راهکارها به همراه تمهای مرتبط با خود مورد بحث قرار میگیرد:
از تحلیل بیانات و نظرات مصاحبهشوندگان امور مالی و زیرساختی شامل تمهای فرعی تأمین منابع مالی، مدیریت منابع انسانی، و تأمین امکانات و فضای آموزشی مناسب برای اجرای آموزشهای مهارتی میشود. آموزشهای فنی و حرفهای در مقایسه با آموزشهای نظری از لحاظ هزینهها گرانتر هستند (سلیمی، 2012). مصاحبهشوندگان تأمین منابع مالی را یکی از راهکارهای توسعه آموزشهای فنی و مهارتی در مدارس مقطع ابتدایی قلمداد نمودند و بازده بیشتر در اجرای آموزشهای فنی و مهارتی را منوط به تأمین منابع مالی میدانند. چنانکه یکی از خبرگان آموزش فنی و حرفهای میگوید: "برای اجرا و بهبود کیفیت آموزش فنی و مهارتی، دولتها، جوامع و سازمانهای غیردولتی باید منابع مالی، مادی و انسانی را فراهم کنند، باید مکانیسمهای تأمین مالی آموزشهای فنی و مهارتی را شناخت و دولت بودجه مهارت را افزایش بدهد". همچنین یکی از فرهنگیان مطلع بیان میدارد: "ما روی نیروی انسانی سرمایهگذاری نداریم بسیاری از طرحهای ما به سرانجام نمیرسد؛ زیرا به آموزگار به عنوان یک نیروی انسانی توجه نمیکنیم. طرح میگذاریم؛ اما هیچ هزینهای به آموزگار نمیدهیم. تمام کارها بر دوش آموزگار است و آموزش و پرورش باید به آموزگاران توجه ویژه داشته باشد؛ زیرا درگیرترین افراد در حوزه آموزش فنی و مهارتی آموزگارانی است که نیروی انسانی آموزش و پرورش هستند". همچنین یکی از متخصصان آموزش و پرورش بیان میکند: "اصلیترین راهکار ساختن فضاهای آموزشی مجهز است که بتوان در فضای آموزشی مهارتهای مناسب را به دانشآموزان تعلیم داد".
این تم اصلی از پنج تم فرعی لزوم توسعه فرهنگی و مهارتپروری، آموزش خانوادهها، توزیع مهارتآموزی از طریق مدرسه، ترویج فرهنگ مهارت در جامعه، تغییر دیدگاه مدیران و معلمان و تغییر دیدگاه سیاستگذاران تشکیل شده است.
مصاحبهشوندگان، آموزش خانوادهها را یکی از راهکارهای توسعه آموزشهای فنی و مهارتی در مقطع ابتدایی قلمداد نمودند. چنانکه یکی از خبرگان میگوید: "با توجه به اینکه فرهنگ آموزشهای فنی و مهارتی هنوز در کشور ما جا نیفتاده است و خانوادهها یکی از مخالفین آن هستند باید ابتدا آموزش به خانوادهها را اجرایی نماییم و آنها را در جریان برنامههای مدرسه قرار دهیم تا آنها از فواید این آموزشها مطلع باشند. زیرساخت تمام فعالیتهای ما فرهنگ است، آموزش خانواده بسیار مهم است تا در مسیر تغییر رویکرد، اولیا همراه مدرسه و معلم باشند و با آموزشهای فنی و مهارتی در مدرسه آشنا شوند". درج آموزشهای فنی و مهارت در برنامههای درسی مدارس و نهادینه کردن آنها به عنوان بخشی از آموزش رسمی نیز بسیار تأثیرگذار است. یکی از خبرگان سازمان آموزش فنی و حرفهای دراینباره چنین میگوید: "برنامه درسی ما باید تلفیقی باشد و هم دروس نظری و هم دروس مهارتی در آن گنجانده شود. در دنیای امروز، دانشآموزان باید بتوانند یکسری مهارتها را از کودکی بیاموزند. در کتابهای درسی ابتدایی میشود فرهنگ مهارت را ترویج کرد و باید به مهارت وجهه و شخصیت داد". مصاحبهشوندگان ترویج فرهنگ مهارت را نیز به عنوان یکی از راهکارهای اجرای آموزش فنی و مهارتی در مقطع ابتدایی بیان نمودند چنانکه یکی از آنها در اینرابطه میگوید: "ترویج فرهنگ مهارت از طریق رسانهها انجام شود تا آحاد مردم با مشاغل مختلف و اهمیت آنها آشنا شوند و فقط به یکسری از مشاغل خاص توجه نکنیم. تلویزیون و شبکههای اجتماعی بسیار مؤثر هستند". معلمان فنی مهارتی به عنوان افراد کلیدی در اجرای تغییرات، حل مشکلات و دستیابی به اهداف در آموزش و پرورش فنی و حرفه ای دیده میشوند(سیرک[21]، 2024). از نظر مصاحبهشوندگان تغییر دیدگاه مدیران، معلمان و سیاستگذاران در اجرای آموزشهای فنی و مهارتی در مقطع ابتدایی حائز اهمیت است؛ بهطورمثال یکی از مدیران مراکز فنی و حرفهای بیان میکند: "ورود آموزشهای فنی و مهارتی در مدارس با تغییر دیدگاه خود معلمان و مدیران آموزش و پرورش صورت میگیرد؛ زیرا در دوره ابتدایی ارتباط معلم و دانشآموز به صورت عاطفی و غیررسمی و هم به صورت رسمی برای انتقال مطالب است. معلم میتواند در تغییر دیدگاه دانشآموز بسیار مؤثر باشد".
امور مدیریتی و اجرایی شامل 3 تم فرعی بررسی الگوهای جهانی، ایجاد اکوسیستم مهارتی و ارزیابی و پیگیری مداوم و 12 کد توصیفی است. مصاحبهشوندگان بررسی الگوهای جهانی را از راهکارهای مهم توسعه آموزشهای فنی و مهارتی در مقطع ابتدایی قلمداد نمودند. یکی از خبرگان حوزه فنی و حرفهای در رابطه با اهمیت آن میگوید: "از الگوهای جهانی هم میتوانیم استفاده کنیم؛ زیرا دیدگاههای خوبی به ما میدهند که بتوانیم توسعه را از مسیر پایین به بالا شروع کنیم، الگوهای جهانی مانند کشورهای فنلاند، ژاپن و... را مطالعه و بومیسازی کنیم، تجربیات کشورهای دیگر بسیار به ما کمک میکند". مصاحبهشوندگان ایجاد اکوسیستم مهارتی و ارزیابی و پیگیری مداوم را مهم میدانند. چنانکه یکی از خبرگان آموزش و پرورش میگوید: "مدارس باید عملکرد آموزشی در زمینههای فنی و مهارت را ارزیابی کنند تا بتوانند نقاط قوت و ضعف خود را تشخیص داده و اقدامات لازم را برای بهبود آموزشها انجام دهند. آنچه که باعث میشود فعالیتها و طرحهای مختلف ماندگار باشد این است که ارزیابی و پیگیری مداوم صورت بگیرد تا نتیجه مورد انتظار حاصل شود و طرح پس از مدت کوتاهی از بین نرود. از طرفی داشتن اکوسیستم مهارتی رمز موفقیت امور مدیریتی و اجرایی است، ایجاد اکوسیستم مهارتی با ائتلاف دولت، ذینفعان و مؤسسات و مراکز آموزشی صورت میگیرد. ائتلاف به معنای داشتن برنامه منسجم و یکپارچه در بین سه گروه دولت ذینفعان و مؤسسات آموزشی است".
طبق بیانات مصاحبهشوندگان این تم اصلی از هشت تم فرعی شامل: تدوین برنامه درسی مناسب، کاهش محدودیتهای جنسیتی در آموزشهای فنی و مهارتی، آشناسازی با مشاغل و مهارتها و ابزار، آموزش مهارتهای متنوع و اختیاری، امتیازات ویژه نخبگان مهارتی، آموزش معلمان در مراکز تربیت معلم و فرهنگیان، آموزش ضمن خدمت به معلمان، منابع آموزش به معلمان تشکیل شده است.
آموزش موثر و مرتبط با نیازهای واقعی جامعه مبتنی است بر محتوا و درسی که به انتقال دانش و مهارت منطبق با بازار کار تهیه و تدوین شده باشد(سلیمی، 2012). مصاحبهشوندگان تدوین برنامه درسی مناسب را یکی از راهکارهای توسعه آموزشهای فنی و مهارتی در مقطع ابتدایی قلمداد نمودند. در این رابطه یکی از خبرگان میگوید: "برنامه مهارتآموزی باید در برنامه درسی ابتدایی گنجانده شود و مهارتها و فعالیتهای مورد علاقه باید از همان ابتدا شناسایی شود؛ زیرا تمام دانشآموزان دریایی از استعدادهای مختلف هستند باید به طریقی استعدادهای آنها شناسایی شود و با توجه به استعدادهایی که دارند آموزشهای فنی و مهارتی که مدنظر است به آنها داده شود. برنامههای درسی باید وسیع، سازگار با نیازهای صنعت و بازارِکار و انعطافپذیر باشند". مصاحبهشوندگان تغییر کتب درسی مقطع ابتدایی را مهم دانستهاند. یکی از خبرگان حوزه آموزش فنی و مهارتی اظهار داشت که: "تغییر کتب درسی و تغییر رویکرد آموزش طرحهایی که میتواند استعداد دانشآموز را بشناسد، اگر دانشآموزی مهارتی نیست، وارد حوزه نظری شود باید حجم کتاب درسی را کم کنیم و مهارتها را در آن جایگزین کنیم و جزء درسمان باشد". بین آموزشهای فنی و حرفهای و توانمندسازی زنان رابطه معناداری وجود دارد (قدسیان و همکاران، 2015). مصاحبهشوندگان بر کاهش محدودیتهای جنسیتی هم تأکید داشتند. یکی از آنها در اینرابطه میگوید: "در اجرای آموزشهای فنی و مهارتی در مقطع ابتدایی نباید فعالیتها را محدود و منحصر به دخترانه یا پسرانه کنیم تا استعدادهای دانشآموزان به طور مشخص شناسایی شود".آموزش مهارتهای متنوع و اختیاری نیز ازجمله راهکارهایی است که مصاحبهشوندگان برای توسعه آموزشهای فنی و مهارتی اشاره نمودند. مصاحبهشوندهای میگوید: "باید این طرح کاملاً خلاقانه باشد و به دور از اجبار انجام شود؛ زیرا اجبار خلاقیت را از بین میبرد و دانشآموزان صرفاً برای رفع تکلیف آن را انجام میدهند طرح باید کاملاً اختیاری باشد و به صورت مداوم این طرحها انجام شود".
مربیان آموزشهای فنی و حرفهای باید توانایی بالایی در انتخاب به روزترین روشها و فنون تدریس، شیوهها و ابزارهای ارزشیابی، کنترل و بازخورد آموزشی و پیشرفت تحصیلی، شیوههای نوین تشویق و ترغیب یکایک فراگیران و آشنایی با روانشناسی تربیتی و رشد را داشته باشند (رستمی و همکاران، 2019).آموزش به معلمان در مراکز تربیت معلم و دانشگاه فرهنگیان و آموزش ضمن خدمت به معلمان از موارد دیگری است که مصاحبهشوندگان به آنها اشاره نمودند. یکی از مصاحبهشوندگان چنین میگوید: "به آموزگاران ما از همان بدو ورود، آموزشهای لازم در دانشگاه فرهنگیان داده شود و در طی سالهای خدمت، کارگاههای آموزشی و کلاسهای ضمن خدمت زمینه توسعه، تقویت و بهروز کردن آموزشهای فنی و مهارتی برگزار گردد". در حوزه آموزشهای فنی و مهارتی، نخبگان این حوزه مورد توجه قرار نمیگیرند و فعالیتهای آنها آنطور که باید دیده شود، نمیشود؛ بههمیندلیل در بین مصاحبهشوندگان عدهای از آنها به دادن امتیازات ویژه به نخبگان مهارتی تأکید داشتند. یکی از خبرگان میگوید: "باید برنامههای ویژه مهارتی در سطح ملی ساخته شود و تمام افراد موفق مهارتی، شناسایی و معرفی شوند و برای افرادی که در این حوزه فعالیت میکنند امتیازات ویژهای در نظر بگیریم تا آنها با شغل و انگیزه بیشتری فعالیت نمایند".همچنین مصاحبهشوندگان منابع آموزش به معلمان را پر اهمیت قلمداد نمودند؛ زیرا این منابع تأثیر مستقیمی بر آموزش آنها بر دانشآموزان دارد. در این رابطه یکی از خبرگان بیان میکند: "معلمان و مشاوران مدرسه باید به منابع آموزشی مربوط به مهارتهای فنی و مهندسی دسترسی داشته باشند. این منابع میتوانند شامل: کتابها، اطلاعیههای تخصصی، فیلمهای آموزشی و نرمافزارهای آموزشی باشند".

شکل2. تمهای اصلی و فرعی راهکارهای توسعه آموزشهای فنی و مهارتی در مقطع ابتدایی
بحث و نتیجه گیری
این پژوهش به دنبال شناسایی موانع اجرای آموزشهای فنی و مهارتی در دوره ابتدائی و ارائه راهکارهایی جهت توسعه انجام شد. آموزش فنی و مهارتی یک عبارت جامع و کامل برای تعیین برنامههای آموزشی و تربیتی دانشآموزان در کسب مهارتهای آموزشی و شغلی و توانمندی آنها هنگام ورود به حرفه آیندهشان به محض فارغالتحصیلی است. هدف اقتصادی نهایی آموزش فنی و مهارتی تأمین بازارِکار با کارگران شایسته است (ورایدزو و تانکیسو، 2021). کشورهای بسیاری آموزشهای فنی و مهارتی را به بخشی از آموزش رسمی در مدارس خود تبدیل نمودهاند؛ زیرا ابزاری در جهت نیازهای توسعه و پیشرفت جامعه است. توسعه آموزش فنی و مهارتی در دوران ابتدایی سبب میشود تا دانشآموزان از همان دوران کودکی با مهارتهای موجود در جامعه آشنا گردند و بتوانند استعداد خود را در مسیری مناسب، شناسایی نموده و برای ورود به جامعه، آمادگی لازم را کسب نمایند. آموزش و پرورش زمانی میتواند در زمینه تربیت نیروی کار ماهر و متخصص اقدام نماید که تصویر شفاف و روشنی از موانع اجرای آموزش فنی و مهارتی داشته باشد که تحقیق حاضر در پی شناسایی این مسئله بود. مطابق با نتایج موانع اجرای آموزشهای فنی و مهارتی در مقطع ابتدایی شامل چالشهای فرهنگی و نگرشی، اقتصادی و مالی، اجرایی و ساختاری، آموزشی، فنی و زیرساختی و چالشهای توانایی حرفهای است. راهکارهای امور مالی و زیرساختی، توسعه فرهنگی و مهارتپروری، امور مدیریتی و اجرایی، توسعه آموزش و مهارت نیز از جمله راهکارهای اجرای آموزشهای فنی و مهارتی در مقطع ابتدایی به شمار میروند.
چالشهای فرهنگی و نگرشی به نگاه منفی والدین نسبت به اجرای آموزشهای فنی و مهارتی، حمایت ناکافی صدا و سیما از آموزشهای فنی و مهارتی، مخالفت سیاستگذاران آموزش و پرورش، نبود جایگاه مناسب شغلی در جامعه برای برخی مشاغل اشاره دارد. سیاستگذاری یک عنصر حیاتی در برنامهریزی آموزشی است، برنامهریزی زیرمجموعه سیاستگذاری است و سیاست، تصمیم گروهی یا فردی است که راهنمای اجرای تصمیمات قبلی برای هدایت تصمیمات آینده است (گرایینژاد و کاظم، 2009). چنانچه سیاستگذاران با ارائه آموزشهای فنی و حرفهای در دورههای تحصیلی موافق نباشند به سختی میتوان انتظار توسعه این آموزشها را در برنامههای درسی و اجرایی مدارس داشت. در حوزههای اجتماعی نیز نگاه خانوادهها و حمایت یا عدم حمایت نهادهای اجتماعی همچون رسانه در پیشبرد برنامههای فنی و مهارتی مدارس نقشآفرین هستند. در پژوهش خاوری و گرزین(1393) مواردی همچون حقیر شدن آموزشهای مهارتی در مقابل آموزش نظری، توجه عامه به آموزشهای مهارتی به عنوان فعالیتهای فوق برنامه و پایین بودن سطح فرهنگآموزی به جای دریافت گواهینامه مهارت به عنوان چالشهای فرهنگی آموزشهای مهارتی ذکر شدند. مطالعه رحمان و همکاران (2024) نیز نشان داد که تأثیرات خانوادگی و اجتماعی به طور قابل توجهی درک دانش آموزان را شکل میدهد و نقش محوری آنها را در افزایش شهرت برنامههای فنی وحرفهای تأیید میکند. نتایج زیمباب (2024) نیز موید نقش هنجاری والدین بر تصمیم کارآموزان به ادامه یا ترک اولین موقعیت آموزش بود که نتایج تحقیقات فوق با نتایج این پژوهش همپوشی دارد. مطابق با نتایج راهکارهای توسعه فرهنگی و مهارتپروری مطرح شدند که به مواردی نظیر آموزش خانوادهها، ترویج فرهنگ مهارت در جامعه، ترویج مهارتآموزی از طریق مدرسه، تغییر دیدگاه مدیران و معلمان، و تغییر دیدگاه سیاستگذاران اشاره دارد که میشود با تمرکز بر این راهکارها و برنامهریزی مناسب نسبت به رفع موانع فرهنگی اقدام نمود.
تراکم جمعیت در کلاسهای درس، نبود امکانات و ابزار لازم در مدارس از چالشهای فنی و زیرساختی به شمار میروند که خود عامل بسیار مهمی در نادیده انگاری آموزشهای مهارتی به شمار میروند. این آموزشها بالذات نیازمند ابزار و امکانات ضروری میباشند که فقدان آنها به لحاظ مسائل مالی و جمعیت زیاد دانشآموزی باعث میشود که به عنوان مانع اصلی در توسعه این آموزشها به شمار آیند. چالشهای اقتصادی و مالی نیز به کمبود منابع مالی در آموزش و پرورش مرتبط است. امروزه تأمین منابع مالی آموزش و پرورش در سراسر جهان به ویژه در کشورهای درحالتوسعه با بحران جدی روبهرو است؛ زیرا از یک جهت افزایش تقاضا برای آموزش از طریق رشد سریع جمعیت، گرایش خانوادهها به فراهم نمودن تحصیلات برای فرزندان خود، درآمد نسبتاً بیشتر باسوادان و افراد دارای تحصیلات بالا نسبت به سایر افراد جامعه و نیز تأکید بر برخورداری از حقوق اجتماعی؛ ازسویدیگر پدیده جهانی شدن، رشد روزافزون فناوری اطلاعات و کاربرد و استفاده آن در زندگی روزمره و مهمتر از همه، محدودیت منابع مالی و کسری ساختاری بودجه در نظامهای آموزشی این مشکل را بحرانیتر نموده است (احمدی و دیگران، 2016). خاوری و گرزین (2014) نیز مواردی همچون ناکافی بودن بودجه برای تجهیز کارگاهها، خرید مواد مصرفی، و عدم حمایت مالی مهارتآموختگان در زمینه ایجاد شغل را از جمله موانع در زمینه تامین منابع مالی برمیشمارد. همچنین رضایی و همکاران (2019) وضعیت فیزیکی نامناسب هنرستانها، اختصاص بودجه کم به شاخههای فنی و حرفهای و کاردانش، و پایین بودن کمیت و کیفیت تجهیزات و امکانات آموزشی را از موانع آموزشی میشمارد که نتایج این پژوهشها با یافتههای پژوهش حاضر همسو میباشد. با توجه به نتایج، تأمین امکانات و فضای آموزشی مناسب برای اجرای آموزشهای فنی و مهارتی، مدیریت منابع انسانی در آموزش و پرورش، و تأمین منابع مالی از جمله راهکارهایی است که به امور مالی و زیرساختی میپردازد که از نظر متخصصان باید برای رفع موانع مالی به آنها پرداخت.
از چالشهای اجرایی و ساختاری هم باید به حرکات مستقل و جزیرهای جهت اجرای آموزشهای فنی و مهارتی در نهادهای مختلف اشاره نمود. مطابق با یافتههای صالحی عمران (2014) عدم هماهنگی نهادهای مختلف ارائه کنندۀ خدمات آموزشی مهارت در جامعه و ارتباط ضعیف بین نظامهای آموزش مهارت و جامعه از جمله موانع آموزشهای فنی مهارتی به شمار میرود که با نتایج پژوهش حاضر همسو میباشد. زمانیکه تهادهای آموزشی نظیر نظام آموزش و پرورش عمومی و آموزش فنی و حرفهای از برنامه و اهداف مستقل از هم برخوردار باشند، نمیتوان از آنها انتظار ارائه یک برنامه منسجم، جامع و دقیق برای توسعه آموزشهای فنی و مهارتی در مدارس داشت که این خود مشکلات دیگری را به همراه دارد. بررسی الگوهای جهانی، ایجاد اکوسیستم مهارتی، و ارزیابی و پیگیری مداوم ازجمله راهکارهای مربوط به امور مدیریتی و اجرایی است که میتواند در توسعه تجارب جهانی برای یادگیری از الگوهای موفق در حل مسائل اجرایی و ساختاری موثر باشند. از نظر صالحی عمران (2014) باید مزیتهای منطقهای در برنامهریزی آموزشهای مهارتی منظور گردد. همچنین توجه به اکوسیستم مهارتی در کشور نگاه یک جانبه و مقطعی به آموزشهای فنی و مهارتی را کنار گذاشته و باعث آموزش منسجم و جامع در همه مقاطع و دورههای تحصیلی میشود.
از چالشهای آموزشی نیز میتوان به وجود طرحهای اجرایی کوتاهمدت و بیثمر در مقطع ابتدایی، بیتوجهی به آموزشهای تلفیقی در مدارس، ضعف محتوای کتب درسی، عدم توجه به آموزشهای مهارتی در برنامه درسی مقطع ابتدایی، و سن کم دانشآموزان در دوره اول ابتدایی اشاره کرد. از نظر صالحی عمران (2014) نیز غلبه کمیت بر کیفیت؛ به روز نبودن محتوا، برنامههای درسی و مهارتی و رشتههای آموزشی؛ و استفاده از شیوههای آموزش سنتی ازجمله موانع آموزشهای مهارتی قلمداد میشوند که این نتایج با نتایج پژوهش حاضر همسو میباشند. از نظر متخصصان تدوین برنامه درسی مناسب، کاهش محدودیتهای جنسیتی در آموزشهای فنی و مهارتی، آشناسازی با مشاغل و مهارتها و ابزار، آموزش مهارتهای متنوع و اختیاری، امتیازات ویژه نخبگان مهارتی، آموزش معلمان در مراکز تربیت معلم و فرهنگیان، آموزش ضمن خدمت به معلمان، و منابع آموزش به معلمان ازجمله راهکارهای توسعه آموزش و مهارت هستند که برای رفع مشکلات آموزشی حائز اهمیت میباشند. نتایج پژوهش دوبیو و همکاران(2021) نیز نشان داد که عامل ادراکات محیط آموزشی بر موفقیت و پایداری دانشآموزان در برنامههای آموزش فنی و مهارتی تأثیر دارند و میتوانند در بهبود برنامههای آموزشی فنی و مهارتی موثر باشند. بخشی از راهکارهای آموزشی پژوهش حاضر به برنامه درسی و محتوای دروس و برخی اشاره به مسائل اجرایی و توانمندسازی مربیان و معلمان دارد. نظریه سرمایه انسانی نشان داده است که بالندگی و کارآمدی هر نهاد فرهنگی، آموزشی، اقتصادی و اجتماعی به توانایی، دانش و مهارت نیروهای انسانی مشغول به کار در آن نهاد بستگی تام دارد. آموزش فنی و حرفهای که رسالت و مأموریت تربیت نیروی کار ماهر و ارتقای شایستگیهای مهارتی آنان را برای محیط کار و پاسخگویی به نیازهای کارفرمایان و بازارِکار برعهده دارد و میتواند نقش مؤثری در توسعه پایدار ایفا کند، خود باید دارای نیروی انسانی کارآمد با شایستگیهای حرفهای بالا باشد تا بتواند کارآمدترین نیروها را تربیت کند (خلاقی، 2019).
جنبه نوآوری پژوهش حاضر به شناسایی موانع اجرای آموزشهای فنی و مهارتی در مقطع ابتدایی و ارائه راهکارهایی برای توسعه آن از منظر خبرگان و فعالان حوزه آموزشهای فنی و مهارتی در تلفیق با نظرات مدیران و معلمان دوره ابتدایی برمیگردد. جهت بسط نظری موضوع در شناخت عوامل زمینهای و نهادی موثر در توسعه و کاربست آموزشهای مهارتی در دور ابتدایی لازم به نظر میرسد که مطالعاتی برای طراحی واحدهای درسی مهارت محور صورت پذیرفته و در خصوص آگاهی بخشی نتایج به گروههای آموزش ابتدایی گفتمان علمی انجام گردد. به لحاظ اجرایی نیز لازم است که با ایجاد محیط همکاری بیشتر زمینه استفاده از تجارب مربیان و معلمان هر دو حوزه آموزشی فراهم گشته و همچنین امکانات و تسهیلات لازم برای کاربست این آموزشها در اختیار مدارس نهاده شود. با توجه به اینکه یکی از راهکارهای پژوهش توسعه آموزش و مهارتهاست، لذا پیشنهاد میشود از نتایج این تحقیق در زمینه طراحی واحدهای درسی رشته آموزش ابتدایی در دانشگاه فرهنگیان و سایر دانشگاههای ارائه دهنده این رشته استفاده گردد و از اساتید خبره در برنامهریزی واحدهای درسی در حوزه آموزشهای فنی و مهارتی مقطع ابتدایی استفاده گردد. همچنین توسعه فرهنگی و مهارتپروری از راهکارهای مطرح است که پیشنهاد میگردد که مدیران محترم مدارس مقطع ابتدایی، جلسات آموزش خانواده با موضوع لزوم اجرای آموزشهای فنی و مهارتی در مدارس مقطع ابتدایی را برگزار نمایند. از آنجاییکه یکی از موانع اجرای آموزشهای فنی و مهارتی چالشهای فنی و زیرساختی است؛ پیشنهاد میگردد استانداردهای مناسب مانند امکانات و ابزار لازم، مکان مناسب و... جهت اجرای آموزشهای فنی و مهارتی در مدارس ابتدایی تدوین گردد.
تشکر و قدردانی
بدینوسیله نویسندگان از تمامیشرکتکنندگان در این پژوهش و صمیمانه تشکر و قدردانی میکنند.
ملاحظات اخلاقی
در جریان اجرای این پژوهش و تهیه مقاله کلیه قوانین کشوری و اصول اخلاق حرفهای مرتبط با پژوهش رعایت شده است.
حامیمالی
کلیه هزینههای پژوهش حاضر توسط نویسندگان مقاله تأمین شده است.
تعارض منافع
بنابر اظهار نویسندگان، مقاله حاضر فاقد هرگونه تعارض منافع بوده است. این مقاله قبلاً در هیچ نشریهای اعم از داخلی یا خارجی چاپ نشده است.
[1] Callerstig
[2] Mayombe
[4] Cornford
[5] Eurostat
[6] Noguer et al
[7] Varaidzo and Tankiso
[8] Gianni et al
[9] Cheng and Nguyen
[10] . Zheng & Huang
[11] .Korota& Buchberger
[12] . Neuenschwander
[13] Braunstein et al
[14] Siembab
[15] Dubeau et al
[16] Mirabel et al
[17] Paryono
[18] Wahba
[19] Peer review
[20] Yang et al
[21] Sirk