Document Type : Original Article
Authors
1 Assistant Professor, Department of Educational Administration, Farhangian University, Tehran, Iran
2 Master of educational technology, Yazd Islamic Azad University, Yazd, Iran
Abstract
Keywords
مقدمه
دانش آموزانِ امروز برای زیستن در عصر کنونی و سازگاری با دنیای دیجیتال نیازمند مهارتهایی هستند که بتواند آنها را توانمند نماید و به همین جهت به ویژگیهای شخصیتی و ارتقای مهارتهای نوجوانان توجه ویژهای شده است (قاسمی گوربندی و صادقی، 1400). از توانمندیهای مورد نیاز برای نوجوانان در این دوران میتوان به پرورش تفکر انتقادی[1]، خودکارآمدی رایانهای[2] و باورهای انگیزشی[3] اشاره کرد. دوره آموزش متوسطه، بهعنوان دوران گذر از کودکی و تفکر عینی[4] و ورود به مرحله تفکر انتزاعی[5] و ورود به جوانی و بزرگسالی؛ دوره مهمی از زندگی همه انسانهاست که با ورود به مراکز آموزش عالی و به عهده گرفتن مسئولیتهای بزرگ، همراه است و توانمندیهای این دوران میتواند نقش تعیینکنندهای در زندگی فرد ایفا نماید (شعاری نژاد، 1392).
تفکر انتقادی، تفکری مستدل و منطقی به منظور تجدیدنظر در عقاید، نظرات، اعمال و تصمیمگیری دربارهی آنها است که بر مبنای دلایل و شواهد و نتایج درست و منطقی که پیامد آنهاست، صورت میگیرد (ریموند، پرفتو مک گراس، مآیریک و استرین[6]، 2021). علیرغم اتفاق نظر صاحبنظران دربارهی اهمیت توجه به تفکر انتقادی و پرورش آن، نظرات مختلفی بیان شده است (ویسک[7]، 2019). یکی از علتها آن است که تفکر انتقادی، مفهومی پیچیده بوده و دارای فرایند ذهنی پیچیدهای نیز هست. بنابراین، توصیف و اندازهگیری آن به سادگی ممکن نیست (ویلگز و مک کانل[8]، 2018). تفکر انتقادی یعنی فرایند نظم دادن فکورانه، مفهومسازی فعالانه و ماهرانه، کاربست، تحلیل، ترکیب و ارزیابی اطلاعات گردآوری شده یا تولید شده بهوسیلهی مشاهده، تجربه، تأمل و استدلال بهعنوان راهنما برای نظر و عمل (اسنایدر، گالدنزف و مارک[9]، 2009). اﻣﺮوزه داﻧﺶآﻣﻮزان در ﺗﻤﺎم پایههای ﺗﺤﺼﻴلی، ﻧﻴازمند اﻳﻦ هستند که ﺧود به نقد آموختههایشان بپردازند و ﺑا دیدی ﻣتفاوت به ﻣسائل ﻣختلف بنگرند؛ ازاینرو ﺗفکر اﻧتقادی را میتوان یکی از اﻫداف اﺳاسی ﻧظام تعلیم و تربیت در ﺳطح جهانی انگاشت که ﺟزء جداییناپذیر ﻧظام آﻣوزشی است. آﻣوزش ﺑاید روحیه نقادانه و زﻣینه ﺑررسی و ﺗحقیق وسیع و ﺗفکر ﺳطح ﺑاﻻ و وسیع را در ﺷاگردان به وجود آورد (جاهدی، بدری گرگری و محمودی، 1397). پایین بودن تفکر انتقادی در دانشآموزان، باعث افت زمینههای رشد و پرورش دانشآموزان شده، خلاقیت را کاهش میدهد و حتی از پیشرفت تحصیلی موردانتظار نیز فاصله میگیرند (جاهدی و همکاران، 1397: 99). همچنین کاهش مهارتهای نقادانه، باعث کاهش انگیزهی یادگیری و مهارت حلمسئله شده و دانشآموزان با تفکر انتقادی پایین، تلاش کمتری برای کاوشگری و انگیزههای درونی یادگیری خواهند داشت (محمدی، بیگدلی و شهنیییلاق، 1398). بنابراین ارتقای مهارتهای تفکر انتقادی برای نوجوانان ضرورت بالایی دارد.
در خصوص خودکارآمدی رایانهای باید گفت بر اساس نظریه شناختی- اجتماعی بندورا، خودکارآمدی به قضاوتهای فرد از امکانات و اجرای راهکارهای مورد نیاز برای نائل شدن به انواع عملکردهای طرحریزیشده اطلاق میشود (ربانی، اکرامی، حافظی و سرمدی، 1401)، واژة خودکارآمدی بهسرعت در حوزه استفاده از رایانه گسترش یافته و تحت عنوان خودکارآمدی رایانهای از آن نام برده شده و به باور کاربران نسبت به توانایی خود برای انجام تکالیف خاص با کمک رایانه، اطلاق میشود (ما، کاتیامی، ژانگ و نیکل[10]، 2022). لین[11] (2021) نشان داد خودکارآمدی رایانهای تأثیر قوی بر سهولت ادراک شده کاربرد فناوری دارد و میتواند باعث ارتقای توانمندی فرد در استفاده از فناوریها و تفکر انتقادی داشته باشد. در پژوهشهای حکیم زاده، نقشینه و بینیاز (1398) و فرهادپور و درخشان (1402) خودکارآمدی رایانهای با سواد اطلاعاتی رابطه داشت، و باید برای ارتقای خودکارآمدی رایانهای در نسل جدید اهتمام ورزید.
از سوی دیگر باورهای انگیزشی، اﻧﮕﯿﺰهای اﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﻮﺳﻂ ﻫﺪف ﻫﺪاﯾت و ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ ﺑﺮاﻧﮕﯿﺨﺘﮕﯽ اﻓﺮاد شده و ادامهی رﻓﺘﺎر را ﺗﺎ دﺳﺘﯿﺎﺑﯽ ﺑﻪ ﻫﺪف ﻣﻮﺟﺐ میسازد. از دﯾﺪ متخصصان، انگیزه ﯾﮏ ﻣﻔﻬﻮم ﮐﻠﯿﺪی اﺳﺖ و ﺑﺮای ﺗﻮضیح ﺳﻄﻮح ﻋﻤﻠﮑﺮد ﺑﻪ ﮐﺎر میرود. درواقع اﻧﮕﯿﺰه کنشهای دانشآموزان را در راﺳﺘای برنامهریزی، سازماندهی، ﺑﺎزﺑﯿﻨﯽ، تصمیمگیری، ﺣﻞمسئله و ارزﯾﺎبی ﻫﺪاﯾﺖ میکند (دانل[12]، 2017). مطابق با تعریف پینتریچ و دیگروت[13] (1990 به نقل از سلمانی، خامسان و اسدی، 1396) باورهای انگیزشی به باورهای فرد اشاره میکند که هدایتکننده و جهتدهندهی فعالیتها میباشند. به عبارت بهتر، میتوان گفت باورهای انگیزشی دلایل فردی نوجوانان برای انجام یا اجتناب از یک تکلیف و یا فعالیت، برای مثال تحصیلی، میباشند. باورهای انگیزشی شامل خودکارآمدی، ارزشگذاری درونی، جهتگیری هدف و اضطراب امتحان است (آرپاتامانیل، خارما و علی[14]، 2023). پژوهشها نشان دادهاند دانشآموزانی که باورهای انگیزشی بالا و باور مثبت درباره تواناییهای خود دارند، عملکرد تحصیلی بهتر و انگیزه بیشتر دارند (رید، جونز، هارست و اندرسون[15]، 2018)، لذا وجود باورهای انگیزشی در نوجوانان برای ارتقای عملکرد فردی، اجتماعی و تحصیلی آنها اهمیت بالایی داشته و باید در صدد ارتقای آن بود.
از دیگرسو، دنیای امروز، دنیای دیجیتال، فناوری و توسعهی اطلاعاتی است که انواع اطلاعات درست و غلط، کلی و جزئی، مثبت و منفی، فرد را از هر سو احاطه کردهاند. از سویی، پذیرش فناوری اطلاعات به عنوان راهبرد و طرز تفکر جدید، تمام ابعاد زندگی بشر را تحت تاثیر قرار داده است (بکری زاده، پناهی و جمالوندی، 1402)؛ به باور اپیه، کاه و اسیدو[16] (2023) در جهان امروز اطلاعات به عنوان یک کالای اساسی برای هر فردی، صرف نظر از شغل، مذهب، سابقه تحصیلی و ناتوانی وی در نظر گرفته میشود. با اینحال، انبوه اطلاعاتی که هر روز به افراد ارائه میشود، چالش استفاده موثر از این اطلاعات را افزایش داده و آن را به یک مسئله حیاتی بدل کرده و سوالی که باید پاسخ داده شود این است که افراد چگونه باید از این اطلاعات استفاده کنند؟ کدام اطلاعات مفید، کاربردی و درست و کدام اطلاعات غیرمفید، غیرضروری و نادرست است؟ چگونه میتوان این مساله را تشخیص داد؟ در پاسخ به سوالات فوق سطحی از سواد خاص نیاز است، سواد یعنی توانایی خواندن و نوشتن، ولی در جهان امروز معنای سواد از تعاریف کلاسیک آن به شدت فراتر رفته و مهارت های استفاده از اطلاعات از منابع مختلف در قالبهای مختلف را نیز در بر میگیرد (آلوگو و تناسکودی[17]، 2018). از نظر پژوهشگران این حوزه، گنجاندن سواد اطلاعاتی در فعالیتهای آموزشی برای نوجوانان بسیار حیاتی است (خسروی و حاجتی، 1402)؛ به باور قاسمی گوربندی و صادقی (1400) زندگی بسیاری از نوجوانان با فناوریهای ارتباطی گره خورده است؛ و توانمندسازی دانشآموزان برای زیستن در این عصر از مهمترین مباحثی است که باید بیشاز پیش جدی گرفته شود و مهارتهای موردنیاز به آنها آموزش داده شود.
در این دوران، سواد لزوما به معنی دانستن انبوهی از اطلاعات و دانش نیست، زیرا حافظه با وجود امکانات الکترونیکی مختلف، جایگاه خود را از دست داده است. دیگر کسی که اطلاعات زیادی را در مغز خود حفظ و بهروز میکند، باسواد بهحساب نمیآید، بلکه باسواد کسی است که میداند چگونه و در کجا میتوان اطلاعات را به دست آورد، بنابراین ضرورت تعریف دیگری از سواد در عصر حاضر بهطورجدی احساس میشود (زارع مقدم، حسامی، رستمی و قربانی، 1395). سواد اطلاعاتی حاکی از این است که یک فرد باید این توانایی را داشته باشد که تشخیص دهد چه زمانی به اطلاعات نیاز دارد و ضمن مکانیابی و ارزیابی اطلاعات موردنیاز، به استفادهی اثربخش از آن بپردازد (دوردلوا[18]،2019)؛ سواد اطلاعاتی مجموعهای از توانمندیهاست که فرد را قادر میسازد بفهمد چه موقع به اطلاعات نیاز دارد و بتواند به ارزیابی آن پرداخته و بهطور مؤثر از اطلاعات استفاده نماید (لاندی، پوپا و ریپانویکی[19]، 2020). به علاوه سواد اطلاعاتی در جامعهای که دائم در معرض تغییرات فناوری و همچنین در معرض منابع اطلاعاتی بیشماری قرار دارد ضروری به نظر میرسد (فرخ و شاه طالبی، 1397).
یافته های پژوهش هوشنگ نژاد و همکاران (1402) نشان داد که سواد اطلاعاتی و تفکر انتقادی ۲۲ درصد از سواد رسانهای را تبیین میکنند. پارسائیان و غلامی زاده (1401) رابطه بین سواد اطلاعاتی و باورهای انگیزشی را مورد تایید قرار دادند. نتایج پژوهش قاسمی و صادقی (1400) در خصوص اثرات آموزش سواد رسانهای و اطلاعاتی بر دانش آموزان نشان داده که نمره گروه آزمایش در تواناییهای سواد رسانهای و به نوعی تفکر انتقادی افزایش یافته است. عطارزاده و رهگذر (1400) نشان دادند که تفکر انتقادی از طریق سواد رسانهای و اطلاعاتی قابل پیش بینی است. اکبری (1399) نقش سواد اطلاعاتی و یادگیری خودراهبر را در پیش بینی انگیزش دانش آموزان مورد تایید قرار داده است. محمدی و همکاران (1398) نیز نشان دادند که سواد اطلاعاتی اثر مستقیم و مثبت بر خودکارآمدی تحصیلی و تفکر انتقادی دانشجویان دارد. حکیم زاده و همکاران (1398) و نامی و قاسمزاده (1398) رابطهی مثبت سواد اطلاعاتی با خودکارآمدی رایانهای را تأیید نمودند. فرهادپور و درخشان (1402) در پژوهش خود به نتایج مشابهی دست یافتند. خلیلی و همکاران (1396) نیز رابطه سواد اطلاعاتی و انگیزش یادگیری دانشجویان را مورد تایید قرار دادند. یافتههای کرمانشاهی و همکاران (1395) نیز نشان داد که آموزش سواد رسانهای بر تفکر انتقادی و ابعاد (تحلیل، ارزشیابی و استنباط) تاثیر مثبت و دارد. همچنین، بیگدلی، رجبی و منصوری (1395) در مطالعهی خود، رابطهی سواد اطلاعاتی با باورهای انگیزشی و راهبردهای خودتنظیمی را مورد تأیید قرار دادند.. مندی و هانا[20] (2023) در پژوهشی آموزش سواد اطلاعاتی را یکی از راه های پرورش تفکر انتقادی، خودکارآمدی و انگیزش قلمداد کردهاند. آرتگیس یانگ[21] و همکاران (2022) نشان دادند سواد اطلاعاتی میتواند نوجوانان را در تشخیص نیازهای اطلاعاتی و ارزیابی انبوه پیامهای رسانهای یاری رساند و این آموزشها میتواند بر ارتقای تفکر انتقادی تأثیر داشته باشد. آباتا ابیر[22] و همکاران (2022) نشان دادند بین خودکارآمدی رایانه ای و سواد اطلاعاتی با استفاده از منابع الکترونیکی رابطه مثبت وجود دارد. هاتلویک[23] و همکاران (2020) نیز به این نتیجه رسیدند که جنسیت، خودکارآمدی و زمینه اجتماعی- اقتصادی نقش مهمی در درک سواد کامپیوتری و اطلاعاتی دانشآموزان ایفا میکند و سواد اطلاعاتی می تواند خودکارآمدی رایانه ای را بهبود بخشد. همچنین فلیرل[24] و همکاران (2018)، تاثیر سواد اطلاعاتی را بر حمایت از باورهای انگیزشی و عملکرد دانش آموزان مورد تایید قرار داده اند.
بر اساس آنچه مطرح شد به نظر می رسد آموزش مهارتهای سواد اطلاعاتی به نوجوانان میتواند آثار بسیاری را به همراه داشته باشد و در این پژوهش به این موضوع پرداخته شده است. در دورهی نوجوانی، شخصیت اصلی هر فرد شکل میگیرد و چنانچه در این دوران مهارتهای لازم فرا گرفته شود، فرد در دورههای بعدی زندگی موفقیتهای بیشتری کسب میکند. از سوی دیگر، دنیای امروز، دنیای اطلاعاتی است و آموزش مهارت سواد اطلاعاتی برای نوجوانان اهمیت بسیاری دارد تا بتوانند در مواجهه با انبوه اطلاعات، درست را از نادرست و خوب را از غلط تشخیص دهند. قابلذکر است که علیرغم ضرورت آموزش سواد اطلاعاتی به نوجوانان، پژوهش ها در این زمینه اندک است و در این زمینه خلأ پژوهشی وجود دارد، که همین مسئله انگیزهی اصلی شکلگیری این پژوهش گردید. علاوه براین، دغدغهی محقق این بود که به بررسی نوجوانان در دنیای دیجیتال و فضای مجازی امروز بپردازد و ببیند که آیا آموزش مهارتهای سواد اطلاعاتی میتواند به آنها کمک کند یا خیر؟. از طرفی با توجه به دیجیتالی شدن زندگی نوجوانان و وابستگیِ مستقیم زندگی آنها با فناوریهای ارتباطی، انجام پژوهش در خصوص شناخت اثرات آموزشِ مهارتهای سواد اطلاعاتی بسیار ضروری است. بنابراین پژوهش حاضر میتواند به یافتههای نوینی در این زمینه دست یابد و نتایج پژوهش های پیشین را تکمیل نماید. با این توضیحات در این پژوهش به این سوال پاسخ داده شد که: آیا آموزش سواد اطلاعاتی بر تفکر انتقادی، خودکارآمدی رایانهای و باورهای انگیزشی دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه تاثیر دارد؟
روش
رویکرد این پژوهش، کمی و از نظر هدف، کاربردی و از نظر اجرا، "نیمه-آزمایشی" با طرح پیشآزمون و پسآزمون همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشآموزان دختر دوره دوم متوسطه شهرستان مهریز در سال تحصیلی 1403- 1402 به تعداد 1034 بود. روش نمونه گیری،" نمونهگیری تصادفی خوشهای چندمرحلهای" بود، به این صورت که ابتدا از بین مدارس دخترانه دوره دوم متوسطه شهرستان مهریز به صورت تصادفی دو مدرسه انتخاب شد. سپس از مدارس انتخاب شده، پایه یازدهم به صورت تصادفی برای انجام پژوهش انتخاب گردید. در ادامه از بین دانش آموزان پایه یازدهم مدارس انتخاب شده، 15 نفر در گروه آزمایش و 15 نفر در گروه کنترل به صورت تصادفی قرار گرفتند. ابتدا از هر دو گروه پیشآزمون گرفته شد و میزان تفکر انتقادی، خودکارآمدی رایانهای و باورهای انگیزشی مورد سنجش قرار گرفت. سپس دوره آموزشی سواد اطلاعاتی برای دانشآموزان گروه آزمایش برگزار گردید. پس از خاتمه دوره آموزشی، از هر دو گروه، پسآزمون گرفته شد. دوره آموزشی در 8 جلسه 60 دقیقه ای اجرا گردید. محتوای دوره ی آموزشی به این شرح بود:
جلسه اول: ضرورت آگاهی از سواد اطلاعاتی: آشنایی با مراحل انجام پژوهش 1- شناسایی نیاز اطلاعاتی 2- تعریف نیاز اطلاعاتی، مشخص نمودن میزان و تشخیص نوع اطلاعات، تعیین نحوه عرضه اطلاعات 3- تعیین موضوع (تمیز موضوع کلی و خاص، تعیین روش های دریافت اطلاعات اولیه، اصطلاح نامه و نحوه کاربرد آن) 4- شناخت روش های جستجو 5- تعریف کلمات مهارشده و واژگان کلیدی. حل تمرین.
جلسه دوم: شناخت منابع اطلاعاتی گوناگون: معرفی انواع منابع، کتاب، نشریه ادواری، نشریه های عمومی و علمی، نشریه های دسترسی آزاد، پایان نامه، گزارش تحقیق، گزارش گردهمایی، نقدها، بازنگری و بررسی، پرونده ثبت اختراع، استانداردها، اسناد و مدارک منتشر شده، (خبرنامه ها، بریده جراید، جزوه، رسانه های دیداری و شنیداری، منابع الکترونیک و...)، بررسی مزایا و معایب موارد بیان شده با تأکید بر منابع اطلاعاتی اینترنتی، حل تمرین.
جلسه سوم: شیوه های جستجو در پایگاه های اطلاعاتی: بررسی موارد مهم در زمان جستجو در پایگاه های اطلاعاتی، معرفی پایگاه های اطلاعاتی فارسی معروف و کاربردی، معرفی نرم افزار فهرستگان. حل تمرین در خصوص مباحث مطرح شده، پاسخگویی به سؤالات آن ها.
جلسه چهارم: آموزش جستجو در وب: معرفی اینترنت و آدرس اینترنتی، چگونگی خواندن آدرس اینترنتی، قلمروهای وب، کدهای انواع سازمان ها، تعیین نحوه دسترسی به اطلاعات در وب، ابزارهای جستجو کردن در وب، راهنمای وب و جستجو در آن، موتورها و فراموتورهای جستجو، معرفی وب پنهان و روش های کسب اطلاعات در آن، انتخاب کلیدواژه هنگام جستجو در ابزارها و رعایت نکات مربوطه، شیوه های جستجو در ابزارها، جستجو در عنوان و جستجوی عبارتی، جستجو به شیوه کوتاه سازی، جستجو با استفاده از عملگر نزدیک یابی، حل تمرین.
جلسه پنجم: سنجش منابع اطلاعاتی: آگاهی از شیوههای ارزشیابی صفحات وب (اعتبار پدیدآورنده، هدف، محتوا، مسئول، عدم سوگیری، تاریخ تولید، مخاطب، تصویر، ساختار)، حل تمرین، آموزش عدم اعتماد زیاد به اطلاعات شبکههای اجتماعی، آموزش تفکر انتقادی.
جلسه ششم: استناد به منابع اطلاعاتی: معرفی استناد، معرفی شیوههای استناددهی برونمتنی و درونمتنی، استناد به شیوهی APA در پایان اثر، حل تمرین، پاسخگویی به سؤالهای دانشآموزان. بررسی و تحلیل صحت اخبار دریافتی، شبکههای اجتماعی چه میکنند و چگونه خبرها منتشر میشود؟ تفکر انتقادی و نقد اخبار پیشِ رو.
جلسه هفتم: آموزش اصول اخلاقی در پژوهش و نگارش: معرفی حق نسخهبرداری و حقوق مادی، معنوی و اخلاقی پدیدآورنده، بهرهبرداری منصفانه، سرقت ادبی، نقلقول، معرفی مواردی از اعمال مجاز در محیط اینترنت هنگام طراحی صفحات وب، گفتوگو پیرامون موارد مطرحشده در جلسات، پاسخ به سؤالهای دانشآموزان و رفع اشکالات آنها.
جلسه هشتم: جمع بندی مطالب پیش گفته، مرور و پس-آزمون.
ابزار گردآوری داده های پژوهش، پرسشنامه بود:
پرسشنامه مهارتهای ﺗﻔﻜﺮ ﻧﻘﺎدانه ﻛﺎﻟﻴﻔﺮﻧﻴﺎ (ﻓﺮم ب): برای سنجش تفکر انتقادی دانشآموزان از پرسشنامه مهارتهای ﺗﻔﻜﺮ ﻧﻘﺎدانه ﻛﺎﻟﻴﻔﺮﻧﻴﺎ (ﻓﺮمب) استفاده شد. ﻓﺎﺷﻴﻮن[25] (1990) ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮر ﺳﻨﺠﺶ ﺗﻔﻜﺮ ﻧﻘﺎداﻧﻪ، آزﻣﻮن مهارتهای ﺗﻔﻜﺮ ﻧﻘﺎدانه ﻛﺎﻟﻴﻔﺮﻧﻴﺎ را در دو ﻓﺮم ﻣﻮازی اﻟﻒ و ب ﺗﻬﻴﻪ ﻛﺮد. ﻓﺮم ب ﺷﺎﻣﻞ 34 ﺳﺆال ﭼﻨﺪﮔﺰﻳﻨﻪای اﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﺆﻟﻔﻪﻫﺎی ﭘﻨﺞ ﮔﺎنه «ﺗﺤﻠﻴﻞ، ﺗﻔﺴﻴﺮ، ارزشیابی، اﺳﺘﻨﺒﺎط و اﺳﺘﻨﺘﺎج» را می سنجد، نمره آزمون با 0 و 1 و در دامنه 0 تا 34 در نظر گرفته شده است. ﭘﺎﻳﺎﻳﻲ اﻳﻦ آزﻣﻮن ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﻓﺮﻣﻮل ﻛﻮدر رﻳﭽﺎردﺳﻮن، معادل 62/0 محاسبه و تایید شده است. در ایران نیز در پژوهش عسکری و سیف (1386) روایی و پایایی مقیاس بیش از 70/0 گزارش و تایید شده است.
پرسشنامه خودکارآمدی رایانهای مورفی، کوور و اوون[26] (1989): برای سنجش خودکارآمدی رایانهای دانش آموزان از پرسشنامه خودکارآمدی رایانهای مورفی، کوور و اوون (1989) استفاده شد. این پرسشنامه دارای 32 گویه است و در طیف لیکرت (با نمره ی 1 تا 5) نمره گذاری شده است. مورفی و همکاران (1989) این مقیاس را تحلیل عاملی نموده اند و سه مولفه را شناسایی کرده اند. عامل مهارتهای اولیهی کار با رایانه (16 گویه)، سطوح برتر مهارتهای رایانه (13 گویه) و کار با رایانه در سطح بسیار بالا (3 گویه) میباشد. در ایران روایی این پرسشنامه در پژوهش مثنوی و همکاران (1394) مورد تایید قرار گرفته و پایایی آن به روش الفای کرونباخ برای هر سه مولفه برابر با 97/0، 96/0 و 92/0 بوده است.
پرسشنامه باورهای انگیزشی پنتریچ[27] و همکاران (1991): برای سنجش باورهای انگیزشی دانشآموزان از پرسشنامه باورهای انگیزشی پنتریچ و همکاران (1991) استفاده شد. این پرسشنامه شامل 25 سؤال است و در طیف لیکرت (نمره 1 تا 5) نمره گذاری شده است و دارای چهار بعد است: خودکارآمدی: سوالهای 1 الی 9، جهتگیری هدف: سوالهای 10 الی 14، ارزشگذاری درونی: سوالهای 15 الی 18، عدم اضطراب: سوالهای 19 الی 25. نمره گذاری مقیاس با درجه 1 تا 5 می باشد. در پژوهش اصلی، روایی آن با روش تحلیل عاملی و ضرایب بالای 60/0 مورد تایید قرار گرفته و آلفای کرونباخ برای پایایی کل مقیاس 912/0 بوده و تایید شده است. در ایران نیز در پژوهش چماله و لطیفیان (1391) ضریب پایایی برای کل مقیاس 84/0 و روایی آن نیز برای کل مقیاس 86/0 محاسبه و تایید گشته است. در پژوهش حاضر، پرسشنامهها دارای روایی از نوع محتوا بودند، که با تایید پرسشنامهها توسط استاد راهنما و دو نفر از معلمان دوره دوم متوسطه تامین شد. همچنین برای سنجش پایایی از روش آلفای کرونباخ استفاده شد که میزان آلفا برای تفکر انتقادی، خودکارآمدی رایانهای و باورهای انگیزشی به ترتیب «728/0، 816/0 و 894/0» به دست آمد و تایید شد.
دادههای حاصل از پرسشنامه های فوق در دو مرحله پس آزمون و پیش آزمون دو گروه با نرم افزار Spss نسخه 24 و آزمون تحلیل کواریانس چندمتغیری و تک متغیری و پیش فرض های آن مورد تحلیل قرار گرفت.
یافته ها
در پژوهش حاضر، وضعیت میانگین متغیرهای پژوهش در دو دوره پیش آزمون و پس آزمون به شرح زیر به دست آمد:
جدول شماره 1- توصیف کمی متغیرها
|
متغیر |
شاخص |
گروه کنترل پیش آزمون |
گروه کنترل پس آزمون |
گروه آزمایش پیش آزمون |
گروه آزمایش پس آزمون |
|
تفکر انتقادی |
میانگین انحراف معیار |
946/23 338/3 |
271/23 680/4 |
028/23 713/4 |
633/27 936/5 |
|
خودکارآمدی رایانه ای |
میانگین انحراف معیار |
813/97 529/7 |
097/98 804/8 |
242/97 863/7 |
750/113 442/9 |
|
باورهای انگیزشی |
میانگین انحراف معیار |
219/83 915/6 |
623/83 831/5 |
754/83 727/5 |
819/97 912/7 |
پیش از بررسی فرضیه پژوهش و انجام تحلیل کواریانس چندمتغیری و تک متغیری، ابتدا پیش فرض های مربوطه مورد بررسی قرار گرفت:
جدول شماره 2- آزمون نرمال بودن داده ها (کولموگروف-اسمیرنوف)
|
متغیر |
گروه ها |
آزمون کلموگروف اسمیرنوف |
|||||
|
پیش آزمون |
پس آزمون |
||||||
|
تعداد |
آماره |
P |
تعداد |
آماره |
P |
||
|
تفکر انتقادی |
آزمایش |
15 |
557/0 |
916/0 |
15 |
982/0 |
353/0 |
|
کنترل |
15 |
747/0 |
631/0 |
15 |
693/0 |
095/0 |
|
|
خودکارآمدی رایانهای |
آزمایش |
15 |
932/0 |
326/0 |
15 |
909/0 |
365/0 |
|
کنترل |
15 |
810/0 |
527/0 |
15 |
654/0 |
786/0 |
|
|
باورهای انگیزشی |
آزمایش |
15 |
555/0 |
918/0 |
15 |
783/0 |
572/0 |
|
کنترل |
15 |
911/0 |
537/0 |
15 |
641/0 |
763/0 |
|
با توجه به اینکه، مقادیر سطح معناداری در هر دو گروه آزمایش و کنترل قبل و بعد از مداخله آموزشی، بزرگ تر از خطای مفروض در پژوهش 05/0 می باشد، فرض نرمال بودن داده ها برای متغیرهای تفکر انتقادی، خودکارآمدی رایانهای و باورهای انگیزشی تائید میشود.
جدول شماره 3- آزمون همگونی شیب های رگرسیون
|
متغیر |
درجه آزادی |
میانگین مربعات |
آماره F |
سطح معناداری |
|
|
تفکر انتقادی |
347/1 |
2 |
347/1 |
727/0 |
398/0 |
|
خودکارآمدی رایانهای |
206/2 |
2 |
227/2 |
129/1 |
246/0 |
|
باورهای انگیزشی |
646/1 |
2 |
646/1 |
985/0 |
452/0 |
نظر به اینکه سطح معناداری بزرگ تر از خطای مفروض در پژوهش 05/0 است، پس تعامل بین دو گروه آزمایش و کنترل در متغیرهای تفکر انتقادی، خودکارآمدی رایانهای و باورهای انگیزشی قبل از مداخله آموزشی از نظر آماری معنادار نمی باشد، بنایراین فرض همگونی شیب های رگرسیون تائید می-شود.
جدول شماره 4- آزمون برابری واریانس ها
|
متغیر |
گروه |
آماره F |
درجه آزادی1 |
درجه آزادی2 |
سطح معناداری |
|
تفکر انتقادی |
پیش آزمون |
989/0 |
1 |
27 |
135/0 |
|
پس آزمون |
374/0 |
1 |
27 |
594/0 |
|
|
خودکارآمدی رایانهای |
پیش آزمون |
225/2 |
1 |
27 |
136/0 |
|
پس آزمون |
546/0 |
1 |
27 |
464/0 |
|
|
باورهای انگیزشی |
پیش آزمون |
721/0 |
1 |
27 |
531/0 |
|
پس آزمون |
884/0 |
1 |
27 |
625/0 |
با توجه به سطح معناداری آزمون لوین که بزرگ تر از خطای مفروض در پژوهش 05/0 است. فرض برابری واریانس-ها در متغیرهای تفکر انتقادی، خودکارآمدی رایانهای و باورهای انگیزشی نیز پذیرفته می شود.
در این پژوهش جهت آزمون فرضیه پژوهش از تحلیل کواریانس چند متغیری (مانکوا) استفاده شده است. این امر به دلیل بیش از یک متغیر وابسته و لزوم کنترل اثر پیش آزمون ها است.
جدول شماره 5- نتایج حاصل از تحلیل کواریانس چند متغیری بر روی میانگین پس آزمون میزان تفکر انتقادی، خودکارآمدی رایانهای و باورهای انگیزشی دانش آموزان
|
شاخص |
مقدار |
F |
DF فرضیه ها |
DF خطاها |
سطح P |
اندازه اثر |
|
اثر پیلایی |
79/0 |
83/49 |
3 |
25 |
001/0 |
468/0 |
|
لامبدای ویلکز |
43/0 |
83/49 |
3 |
25 |
001/0 |
468/0 |
|
اثر هتلینگ |
93/3 |
83/49 |
3 |
25 |
001/0 |
468/0 |
|
بزرگترین ریشه روی |
93/3 |
83/49 |
3 |
25 |
001/0 |
468/0 |
با توجه به مندرجات جدول شماره 5، بین گروه های آزمایش و کنترل در مرحله پس آزمون از منظر متغیرهای وابسته (با کنترل تغییرات پیش آزمون)، در سطح معناداری 001/0 تفاوت معناداری وجود دارد. بر این اساس می توان بیان داشت که دست کم در یکی از متغیرهای وابسته تفکر انتقادی، خودکارآمدی رایانهای و باورهای انگیزشی در پس آزمون بین دو گروه آزمایش و کنترل اختلاف معنی داری وجود داشته است. جهت پی بردن به این تفاوت، تحلیل کوواریانس چند متغیری در متن مانکوا انجام گرفت که نتیجه آن در ادامه ذکر شده است. ضریب اندازه اثر نشان می دهد که تقریبا 47 درصد تفاوت دو گروه مربوط به مداخله آزمایشی است. بنابراین، آموزش سواد اطلاعاتی بر تفکر انتقادی، خودکارآمدی رایانهای و باورهای انگیزشی دانش-آموزان دختر دوره متوسطه دوم شهرستان مهریز موثر بوده است.
جدول شماره 6- نتایج تحلیل کواریانس جهت بررسی اثر آموزش سواد اطلاعاتی بر تفکر انتقادی، خودکارآمدی رایانه ای و باورهای انگیزشی دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه شهرستان مهریز
|
متغیر |
مجموع مربعات |
درجه آزادی |
میانگین مربعات |
آماره F |
سطح معناداری |
میزان تاثیر |
|||||
|
تفکر انتقادی |
پیش آزمون |
567/1721 |
1 |
567/1721 |
392/24 |
001/0 |
299/0 |
||||
|
گروه |
284/1002 |
1 |
284/1002 |
358/17 |
006/0 |
245/0 |
|||||
|
خطا |
726/899 |
27 |
218/516 |
|
|||||||
|
خودکار آمدی رایانه ای |
پیش آزمون |
341/4881 |
1 |
341/1881 |
208/28 |
001/0 |
453/0 |
||||
|
گروه |
457/3054 |
1 |
457/1054 |
155/23 |
001/0 |
378/0 |
|||||
|
خطا |
806/297 |
27 |
33/147 |
|
|||||||
|
باورهای انگیزشی |
پیش آزمون |
121/2560 |
1 |
121/2560 |
706/21 |
001/0 |
384/0 |
||||
|
گروه |
382/1731 |
1 |
382/1731 |
912/17 |
001/0 |
326/0 |
|||||
|
خطا |
986/856 |
27 |
012/435 |
|
|||||||
تحلیل کواریانس تک متغیری نشان داد، با توجه به اینکه جدول شماره 6 و میزان سطح معناداری 006/0 که از 05/0 کمتر است، تفاوت معناداری مابین میانگین برآورد شده نمرات تفکر انتقادی در آزمودنی های گروه آزمایش و کنترل وجود دارد و میزان تفاوتها حاکی از آن است که 5/24 درصد کواریانس نمرات پس آزمون متغیر تفکر انتقادی دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه شهرستان مهریز ناشی از تاثیر آموزش سواد اطلاعاتی است. همچنین با توجه به میزان سطح معناداری 001/0 که از 05/0 کمتر است، تفاوت معناداری بین میانگین برآورد شده نمرات خودکارآمدی رایانهای در آزمودنی های گروه آزمایش و کنترل وجود دارد و میزان تفاوت ها حاکی از آن است که 8/37 درصد کواریانس نمرات پس آزمون متغیر خودکارآمدی رایانهای دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه شهرستان مهریز ناشی از تاثیر آموزش سواد اطلاعاتی است و نظر به اینکه میزان سطح معناداری 001/0 که از 05/0 کمتر است، تفاوت معناداری میان میانگین برآورد شده نمرات باورهای انگیزشی در آزمودنی های گروه کنترل و آزمایش است و مقدار تفاوت ها نشانگر آن است که 6/32 درصد کواریانس نمرات پس آزمون متغیر باورهای انگیزشی دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه شهرستان مهریز به علت اثر آموزش سواد اطلاعاتی است.
بحث و نتیجه گیری
این مطالعه به بررسی اثربخشی آموزش سواد اطلاعاتی بر تفکر انتقادی، خودکارآمدی رایانهای و باورهای انگیزشی دانشآموزان پرداخت و یافتههای این پژوهش بر اساس تحلیل کواریانس چندمتغیری (مانکوا) نشان داد، 47 درصد تفاوت دو گروه کنترل و آزمایش در متغیرهای وابسته به دلیل مداخله آزمایشی است. تحلیلکواریانس تکمتغیری نیز نشان داد، 5/24درصد کواریانس نمرات پسآزمون تفکر انتقادی، 8/37درصد خودکارآمدی رایانهای و 6/32درصد باورهای انگیزشی به دلیل تاثیر آموزش سواد اطلاعاتی بود (p<0.05).
در خصوص مقایسهی نتایج حاصل از این پژوهش با مطالعات پیشین، پژوهشی که تاثیر آموزش سواد اطلاعاتی را بر هر سه متغیر تفکر انتقادی، خودکارآمدی رایانهای و باورهای انگیزشی بررسی نموده باشد، یافت نشد. اما یافته های پژوهش از نظر تاثیر مداخله آموزشی بر تفکر انتقادی با نتایج پژوهش هوشنگ نژاد و همکاران (1402)، قاسمی گوربندی و صادقی (1400)، عطارزاده و رهگذر (1400)، محمدی و همکاران (1398)، کرمانشاهی و همکاران (1395)، مندی و هانا (2023) و آرتگیس یانگ و همکاران (2022) همسو بوده و همخوانی دارد. در خصوص تاثیر دوره آموزشی سواد اطلاعاتی بر تفکر انتقادی باید اشاره کرد که به باور مندی و هانا (2023) از آنجایی که دانشآموزان با حجم بالایی از اطلاعات نادرست در محیطهای آنلاین مواجه میشوند، پرورش تفکر انتقادی یکی از اهداف مهم آموزش سواد اطلاعاتی است و آموزش های سواد اطلاعاتی می تواند باعث ارتقای تفکر انتقادی در نسل های جدید شود. آرتگیس یانگ و همکاران (2022) نیز بر ضرورت ارتقای تفکر انتقادی برای نوجوانان و جوانان در عصر اطلاعات تاکید داشته و آموزش سواد اطلاعاتی را راهکاری برای آن در نظر گرفته اند.
سواد اطلاعاتی به کاربرد موثر فن آوری به عنوان ابزاری برای جستجو، سازماندهی، سنجش و ارتباط اطلاعات اشاره دارد، همچنین شامل استفاده فناوری دیجیتالی، ابزارهای شبکه یا ارتباطات و شبکه های اجتماعی به طور شایسته برای خلق، دستیابی، مدیریت، ترکیب، سنجش و ارتباط اطلاعات است. نوجوانان در جامعه ی امروز در معرض انبوهی از اطلاعات در فضای مجازی، شبکه های اینترنتی و منابع اطلاعاتی مختلف هستند و برای اینکه بتوانند سره را از ناسره و اطلاعات درست را از نادرست تشخیص دهند و در زندگی خود به کار گیرند، نیازمند مهارت های سواد اطلاعاتی هستند.
آموزشِ سواد اطلاعاتی باعث ارتقای تفکر انتقادی در دانشآموزان می شود. تفکر انتقادی بر پایه اطلاعات، به تقسیمبندی، تجزیه و تحلیل و کاربرد اطلاعات میپردازد و به عنوان مهارت استدلال و نقد توامان است. آموزش مهارتهای سواد اطلاعاتی با آموزش مهارتهایی مانند روش تحقیق و پژوهش، انواع منابع اطلاعاتی، راه های جستجو در پایگاههای اطلاعاتی، ارزیابی منابع اطلاعاتی، باعث می شود دانشآموزان بیاموزند اطلاعاتی را که از دنیای اطراف و به خصوص اینترنت و شبکه های مجازی دریافت میکنند را به سادگی نپذیرند، در خصوص اطلاعات، بررسی و پژوهش کنند، با عقل و منطق خود و با بحث و گفتگو با دیگران، اطلاعات را به بوته نقد، ارزیابی، تحلیل و بررسی بسپارند و به این ترتیب تفکر انتقادی در آنها افزایش می یابد.
همچنین نتایج نشان داد آموزش سواد اطلاعاتی بر خودکارآمدی رایانه ای تاثیر دارد، و این یافته با یافته های پژوهشهای فرهادپور و درخشان (1402)، حکیم زاده و همکاران (1398)، نامی و قاسمی (1398)، آباتا ابریر و همکاران (2022) و هاتلویک و همکاران (2020) همسوست. در این باره می توان اظهار داشت کسانی که سواد اطلاعاتی دارند نیاز به اطلاعات را تشخیص میدهند، توانایی دسترسی به اطلاعات را دارند، اطلاعات را به صورت اثربخش ارزیابی میکنند، به شیوه خلاقانه از اطلاعات بهره برداری میکنند و فراگیران دارای استقلالی هستند که خود را در مسئولیتهای اجتماعی فعال معرفی می نمایند. بنابراین آموزش مهارتهای سواد اطلاعاتی باعث میشود دانشآموزان در هنگام کار با رایانه نیز از احساس خودکارآمدی بالاتری برخوردار باشند، چراکه روشهای استفاده از منابع اطلاعاتی، سرچ کردن، روشهای استفاده از اینترنت و... را در دوره آموزشی می آموزند. بنابراین با آموزش مهارت های سواد اطلاعاتی، مهارتهای روش تحقیق و پژوهش در اینترنت و کار با رایانه، انواع منابع اطلاعاتی، موتورهای جستجو، سایتهای علمی، روش های سرچ در اینترنت، نرم افزارهای کاربردی، سایت های کاربردی و... آموزش داده می شود و سطح توانمندی دانش-آموزان در استفاده از رایانه و کار با اینترنت افزایش و بهبود یافته که این امر باورهای خودکارآمدی دانشآموزان در ارتباط با رایانه را نیز ارتقا می بخشد و خودکارامدی رایانهای افزایش می یابد. بخشی از سطوح پایین خودکارآمدی رایانهای در دانشآموزان به دلیل عدم آشنایی با رایانه، ابزارهای جستجو و به طور کلی استفادهی مفید و کاربردی از رایانه و اینترنت و شبکههای اینترنتی است که با آموزش مهارتهای سواد اطلاعاتی، این وضعیت در دانش آموزان تغییر می یابد و باعث می شود سطوح خودکارآمدی رایانهای در آنها افزایش یابد.
در خصوص تاثیر آموزش سواد اطلاعاتی بر باورهای انگیزشی، فلیرل و همکاران (2018) به این نتیجه رسیدند دانشآموزانی که اطلاعات را ترکیب میکنند و نتایج را به اشتراک میگذارند، نسبت به دانشآموزانی که این کار را کمتر انجام میدهند، تمایل به درک سطوح بالاتری از انگیزه دارند و باورهای انگیزشی در آنها نیرومند تر است.
در پژوهش حاضر، آموزش سواد اطلاعاتی باعث ارتقای باورهای انگیزشی در دانشآموزان شد، و این یافته با نتایج پارسائیان و غلامی زاده (1401)، اکبری (1399)، خلیلی و همکاران (1396)، بیگدلی و همکاران (1395)، مندی و هانا (2023) و فلیرل و همکاران (2018)، همسو می باشد. در همین راستا می توان گفت باورهای انگیزشی به باورهای فردی اشاره دارد که هدایت کننده و جهتدهندهی فعالیتهای فرد میباشند. به عبارت بهتر، میتوان گفت باورهای انگیزشی دلایل شخصی و فردی نوجوانان و جوانان برای انجام یا اجتناب از یک تکلیف و یا فعالیت مثلاً تحصیلی میباشند. یافته های پژوهش حاضر نشان داد آموزش مهارت های سواد اطلاعاتی باعث ارتقای انگیزه و باورهای انگیزشی در نوجوانان شده و سطوح خودکارآمدی، جهت گیری هدف و ارزش گذاری درونی را در آنها ارتقا می دهد و سطوح اضطراب تکلیف نیز در آنها کاهش می یابد. از دغدغههای نظامهای آموزشی در شرایط کنونی ایجاد انگیزه و بالابردن سطح باورهای انگیزشی در دانشآموزان است و پرورش فراگیرانی با انگیزه و هدفمند بایستی به عنوان یک هدف مهم و تأثیرگذار توسط برنامهریزان آموزشی مدنظر قرار گیرد. چنین شرایطی ایجاب میکند که در وهله نخست، عوامل موثر بر باورهای انگیزشی دانش آموزان مورد بررسی قرار گیرد. حال با توجه به پیشرفتهای فناوری در دنیای کنونی و ارتباط بسیار نزدیک زندگی نوجوانان با اینترنت، فضای مجازی و منابع اطلاعاتیِ نوین، یکی از عواملی که به شدت میتواند بر باورهای انگیزشی نوجوانان تاثیر داشته باشد، میزان توانمندی و برخورداری آنها از مهارتهای سواد اطلاعاتی است. در دوره آموزشی، مهارتهای روش تحقیق و پژوهش، انواع منابع اطلاعاتی، راههای جستجو در پایگاههای اطلاعاتی، ارزیابی منابع اطلاعاتی، نحوه استناد به منابع اطلاعاتی و آموزش اصول اخلاقی در نگارش و پژوهش به دانشآموزان آموزش داده می-شود که این مهارتها باعث ارتقای ابعاد باورهای انگیزشی در دانشآموزان می شود.
در نهایت بر اساس آنچه در این پژوهش حاصل گردید، پیشنهاد می شود در مدارس در قالب دورههای آموزشی کوتاه مدت مانند کارگاههای آموزشی و یا دورههای بلند مدتتر (مانند جلسات هفتگی یا ماهیانه) مهارتهای سواد اطلاعاتی به نوجوانان آموزش داده شود. همچنین، با دعوت از کارشناسان و خبرگان، جلسات سخنرانی برگزار شود و مهارتهای سواد اطلاعاتی، مزایا و معایب شبکه های مجازی، استفاده های کاربردی و مفید از اینترنت، آسیب های ناشی از اعتیاد به اینترنت و مباحثی از این دست آموزش داده شود. با توجه به اهمیت مهارتهایی چون «تفکر انتقادی، باورهای انگیزشی و خودکارآمدی رایانهای» در نوجوانان، به صورت سالیانه این مهارت ها در نوجوانان در مدارس مورد پایش و ارزیابی قرار گیرد و گروه هدف شناسایی شوند یعنی کسانی که در این مهارتها بسیار ضعیف هستند و برای آنها دوره های آموزشی و مداخلات لازم مانند آموزش مهارتهای سواد اطلاعاتی برگزار شد. با توجه به اینکه زندگی نوجوانان امروز به اینترنت و رایانه گره خورده، پیشنهاد میشود آموزش مهارتهای سواد اطلاعاتی به والدین نیز آموزش داده شود تا بتوانند در این زمینه با فرزندان خود همراهی نموده و به آنها کمک نمایند.
مشارکت نویسندگان
تمام نویسندگان در همه مراحل پژوهش حضور و همکاری داشتند.
تشکر و قدردانی
پژوهش حاضر بدون همکاری مشارکتکنندگان امکانپذیر نبود؛ بدینوسیله از تمامی مشارکتکنندگان تقدیر و تشکر به عمل میآید.
تعارض منافع
هیچگونه تعارض منافع توسط نویسندگان بیان نشده است
[1]. Critical Thinking
[2]. Computer self-efficacy
[3]. Motivational beliefs
[4]. Objective thinking
[5]. Abstract thinking
[6]. Raymond, Profetto-McGrath, Myrick, Strean
[7]. Vacek
[8]. Wilgis, McConnell
[9]. Snyder, Gueldenzph, Mark
[10]. Ma, Chutiyami, Zhang, & Nicoll
[11]. Lin
[12]. Donell
[13]. Pintrich & DeGroot
[14]. Areepattamannil, Khurma, Ali
[15]. Reid, Jones, Hurst & Anderson
[16]. Appiah, Kwaah, Asiedu
[17]. Alagu & Thanuskodi
[18]. Durodolu
[19]. Landoy, Popa, Repanovici
[20]. Mandi, Hanna
[21].Ortgies-Young
[22]. Abata-Ebire
[23]. Hatlevik
[24]. Flierl
[25]. Facione
[26]. Murphy, Coover & Owen
[27]. Pintrich