The effect of sports activities with music on the attention of educable students with mental disabilities in Yazd city

Document Type : Original Article

Authors

1 Lecturer, Department of Educational Sciences and Psychology, Payam Noor University, Tehran, Iran.

2 Assistant Professor, Department of Physical Education, Payam Noor University, Tehran, Iran.

3 Lecture, Department of Educational Sciences and Psychology, Payam Noor University, Tehran, Iran.

4 Master Degree, Department of Educational Sciences and Psychology, Payam Noor University, Tehran, Iran.

Abstract

Purpose and Background: This study was conducted to investigate the effect of sports activities with music on the attention of educable students with intellectual disabilities in Yazd.
Materials and Methods: For this purpose, 40 mentally retarded girls with IQ of 50-70 were selected by selective sampling from Kosar exceptional school in Yazd and based on pre-test scores were homogeneously divided into four experimental and control groups. They included music, exercise, exercise with music, and control. The selected program was for 45 weeks and 1 session per week for 45 minutes with music for the subjects. At the end of the course, post-test was performed again in all four groups. Data were analyzed using SPSS software and intra-group changes of dependent t-test and extra-group changes as post-test and pre-test of one-way analysis of variance.
Results: The results of one-way analysis of variance showed that the attention score among the groups before the test was insignificant (P = 0.634) and after the test was significant (P = 0.0001). The mean changes in the attention score in the post-test stage The test was significantly increased compared to the pre-test in the groups of sports, music, sports + music.
Conclusion: According to the results of the present study, it seems that sports and music activities have a positive effect on improving attention in children with mental disabilities.

Keywords


مقدمه

کم‌توانی ذهنی یکی از ناهنجاری‌های ادراکی- حرکتی دوران رشد است و عبارت است از محدودیت‌های بنیادی در کنش عمومی هوش (کارایی ذهن پایین‌تر از حد متوسط یعنی ضریب هوشی 70 و پایین‌تر طبق معیارهای استاندارد اندازه‌گیری)، توجه، حافظه، ادراک همراه با اختلال در مهارت سازشی کاربردی مانند سازگاری با محیط، ایجاد ارتباط با دیگران، مراقبت از خود، زندگی خانوادگی، مهارت‌های اجتماعی، مهارت‌های حرکتی، کارایی در جامعه، بهداشت و ایمنی، اوقات فراغت، کار، یادگیری‌های آموزشگاهی و ... که تا قبل از سن 18 سالگی به وقوع می‌پیوندد(قاسمی کهریزسنگی و همکاران، 2012).

توجه عامل مهمی برای اطلاعات حسی عملکردهای شناختی به‌شمار می‌رود و برای اکتساب و یادگیری مهارت‌های شناختی رفتاری اجتماعی ضروری است. توجه به یکسری عملیات پیچیده ذهنی اطلاق می‌شود که شامل تمرکز کردن یا درگیر شدن نسبت به هدف؛ نگه‌داشتن یا تحمل‌کردن و گوش به زنگ بودن در یک زمان طولانی، رمزگردانی ویژگی‌های محرک و تغییر تمرکز از یک هدف به هدف دیگر است(قربان‌زاده، 2018). توجه به توانایی ما در توزیع توجه بین تکالیف همزمان مربوط است. همچنین توجه با حالت هشیاری و آمادگی ما برای عمل مرتبط است. توجه انتخابی به‌عنوان شناسایی ترجیحی، تعیین و بازشناسی محرک‌های انتخاب‌شده در نظر گرفته می‌شود. توجه انتخابی فرایندی است که اطلاعات معینی پردازش و اطلاعات دیگر نادیده گرفته می‌شود(دیویدز و همکاران، 2008). وجود مشکلات قابل توجه در هماهنگی حرکتی، نوشتن، حرکت‌های ظریف، حرکات درشت و وجود نارسایی در ادراک این احتمال را مطرح می‌کند که شاید کودکان کم‌توان ذهنی در کارکردهای شناختی مشکل داشته باشند. بسیاری از کودکان استثنایی می‌توانند ببینند و بشنوند، اما بسیاری از آنان نمی‌توانند کارهایی را که از آنها می‌خواهیم انجام دهند. بسیاری از این افراد ظرفیت نگهداری آنچه را که یاد می‌گیرند، دارند. اما این‌کار را انجام نمی‌دهند، چون به اندازه کافی توجه نمی‌کنند. براساس تعریف انجمن ناتوانی‌های ذهنی و رشدی کم‌توانی ذهنی نوعی ناتوانی است که با محدودیت‌های معناداری در عملکرد ذهنی و رفتار سازشی و همچنین در مهارت‌های سازشی اجتماعی، ادراکی و عملی همراه است(قربان‌زاده، 2018). از آنجایی که کودکان کم‌توان ذهنی در زمینه‌هایی چون توجه، حافظه فعال، خودگردانی مشکلاتی دارند و همچنین می‌دانیم کودکان برای یادگیری باید بتوانند بر تکلیف خاصی تمرکز کنند تا مطلب مورد نظر را بیاموزند(جلیل آبکنار و همکاران، 2019).

اخیراً، تمرینات فیزیکی اهمیت فراوانی در درمان افراد کم‌توان ذهنی پیدا کرده است. تمرینات ورزشی باعث بهبود وضعیت بدنی، یادگیری و سلامت عمومی افراد کم‌توان ذهنی می‌شود. تمرینات ورزشی همچنین باعث بهبود توانایی‌های شناختی و رفتارهای مناسب اجتماعی می‌شود. ارتباط مهارت‌های حرکتی با سایر جنبه‌های روانی و شخصیتی از قبیل خودپنداره، اعتماد به نفس، رشد اجتماعی، تعاملات اجتماعی و غیره، لزوم پرداختن به مهارت‌ها و فعالیت‌های حرکتی را به‌عنوان یک ضرورت مطرح می‌کند(رحمتی و زارعیان، 2015). سبزواری و همکاران، با توجه به نتایج پیشنهاد دادند از ترکیب ورزش و موسیقی به‌عنوان یک مداخله مؤثر، برای کاهش اضطراب، افسردگی و همچنین اختلال بیش‌فعالی/ نقص توجه کودکان دبستانی مبتلا به اختلال بیش‌فعالی/ نقص توجه استفاده شود(سبزواری و همکاران، 2020). بنابراین تربیت‌بدنی که در بدو پیدایش، تکامل و توسعه ارگانیکی را مورد توجه قرار می‌داد، در قرن حاضر اهدافی نظیر رشد اجتماعی که با تعلیم و تربیت عمومی ارتباط دارد را نیز به قلمرو خود ضمیمه کرده است. با توجه به نظریه‌های متخصصان رشد و نتایج مطالعات انجام‌گرفته در مورد نقش حرکت و فعالیت بدنی در رشد یکپارچه انسان به نظر می‌رسد استفاده صحیح از برنامه حرکتی و ورزشی متناسب با ویژگی‌های ساختاری و روان‌شناختی انسان به‌ویژه در دوره کودکی و نوجوانی، ضمن تأمین سلامت جسم و روان، فرد را برای زندگی در محیط اجتماعی آماده می‌سازد. متأسفانه، بیشتر مزایای حرکت و فعالیت بدنی برای افراد مبتلا به کم‌توانی ذهنی نادیده گرفته شده است؛ در صورتی که فواید فعالیت بدنی برای این افراد با کودکان عادی، یکسان و شاید بیشتر نیز باشد(رحمتی و زارعیان، 2015). زریس و جانسن[1] بدین نتیجه رسیده‌اند که فعالیت‌های بدنی بلندمدت بدون درنظر گرفتن نوع آن اثر مثبتی بر کارکردهای اجرایی در کودکان دارای نقص توجه دارد(بهرامی و همکاران، 2019). لیسمن و ملیل[2] در پژوهش خود به این نتیجه رسیدند که آموزش مداوم حرکت و ورزش می‌تواند بر بهبود توجه کودکان با بیش‌فعالی/ نقص توجه تأثیرات مثبت داشته باشد(لیزمن و ملیلو، 2010).

یکی دیگر از روش‌های درمانی که برای توجه به‌کار می‌رود موسیقی درمانی است. موسیقی هنری است که احساسات، عواطف و شناخت انسان را بدون نیاز به استفاده از زبان منتقل می‌کند و از ابتدا امری آسان و در دسترس بوده است. چون ریتم و ملودی، به‌عنوان دو عنصر اصلی موسیقی در سرشت انسان از همان ابتدا وجود داشته است، می‌توان گفت که درک شنیداری موسیقی و لذت‌بردن از آن به توانایی ذهنی افراد ارتباطی ندارد و همه می‌توانند از آن برخوردار باشند. موسیقی درمانی عبارت است از شیوه استفاده از موسیقی کنترل‌شده به‌منظور تأثیر بر انسان و کمک به یکپارچه‌سازی فیزیولوژیکی، روانی و عاطفی فرد در طول دوره درمان یک بیماری. موسیقی درمانی در همه سنین کاربرد دارد(شیبانی تزرجی و همکاران، 1389). میرزمانی و همکاران بیان کردند با اجرای فعالیت‌های موسیقایی، دامنه توجه دانش‌آموزان کم‌توان ذهنی بهبود می‌یابد(میرزمانی و هداوندخانی، 1387). نظم موسیقی تجربه سازمان‌یافته مطلوبی است که احتمالاً می‌تواند آنها را از آشفتگی احساسی دور کند تا توانایی سازمان‌دهی بهتر فعالیت را به‌دست آورند. پیش از آنکه هر فردی بتواند در اجتماع رابطه موفقیت‌آمیزی داشته باشد باید در ابتدا احساس نظم و ثبات درونی کند. موسیقی می‌تواند احساس «خودارزشمندی» معطوف به اعتماد به نفس را تقویت نماید. موسیقی به‌عنوان وسیله ارتباط غیرکلامی می‌تواند تسهیل‌کننده ابراز عواطف، نگرش‌ها و احساسات باشد(رحمتی و زارعیان، 2015). تمامی دامنه هیجانات ما می‌تواند در ریتم‌ها و هارمونی‌ها، سبک‌ها و اصطلاحات موسیقیایی متفاوت تجلی یابد. اصوات موسیقیایی به علت برخورداری از بار هیجانی و عاطفی، تأثیرات عمیقی بر روحیات، شخصیت و پرورش عواطف انسانی می‌گذارند(بیاتی و همکاران، 2012). موسیقی موجب ارائه فرصت‌های بدیع و تازه در تحریک توجه می‌گردد(شیبانی تزرجی و همکاران، 1389). براساس یافته‌های ساموئل ژاکوب و همکاران[3] توصیه می‌شود معلمان، مراقبان و والدین کودکان دارای کم‌توانی ذهنی خفیف، تصویرسازی تصویری و موسیقی درمانی را به‌عنوان راهبردهای آموزشی برای افزایش دامنه توجه خود اتخاذ کنند(یعقوب و همکاران، 2021). روش‌های گسترده‌ای برای بهبود توجه در تحقیقات موجود است که یکی از این روش‌ها به‌کارگیری تمرین‌های حرکتی همراه با ریتم می‌باشد. گروهی از محققین به اثربخشی حرکات ورزشی ایروبیک و فعالیت بدنی موزون بر کارکردهای اجرایی توجه و حافظه‌ی کاری کودکان به‌ویژه کودکان با ناتوانی‌های یادگیری عصب روان‌شناختی اشاره نموده‌اند(عابدی و همکاران، 1394).

از موارد قابل توجه که این مسئله اساسی را برای محقق به‌وجود آورد می‌توان به این نکات توجه کرد: قابلیت اصلاح‌پذیری کودکان در زمینه‌های رشد (جسمانی، عاطفی و ...) در دانش‌آموزان کم‌توان ذهنی آموزش‌پذیر که با ارائه فعالیت‌های حرکتی منظم در این مقطع می‌توان تجارب حرکتی این کودکان را تحت تأثیر قرار داده و شرایط مناسب آگاهی و یادگیری بعدی کودکان را فراهم آورد. این کودکان با داشتن سطح آمادگی جسمانی پایین دچار مشکلات زیادی می‌شوند و با فراهم آوردن شرایط جهت داشتن فعالیت‌های بدنی مختلف احتمالاً می‌تواند تا حدودی از این مشکلات کاست. بنابراین، توجه بیشتر نسبت به مهارت‌های حرکتی و ورزشی همراه با موسیقی به‌خصوص در سنین کودکی و دانش‌آموزی در مقاطع سنی مختلف در دبستان، از نکات عمده انگیزه برای موضوع این تحقیق می‌باشد. از طرفی، با توجه به رسالت عمده نظام آموزش و پرورش در جهت دستیابی به روش‌های جدید و مؤثر، تأثیر فعالیت‌های ورزشی همراه با موسیقی بر توجه دانش‌آموزان کم‌توان ذهنی آموزش‌پذیر می‌تواند گام مؤثری در این راستا باشد. همین‌طور پژوهش‌های اندکی در زمینه نقش ورزش به همراه موسیقی بر توجه کودکان کم‌توان ذهنی آموزش‌پذیر انجام گرفته است. بنابراین، کمبود مطالعات تجربی در زمینه نقش ورزش به همراه موسیقی بر توجه دانش‌آموزان کم توان ذهنی آموزش‌پذیر کاملاً احساس می‌شود؛ لذا با توجه به چنین نکاتی این سؤال برای محقق ایجاد شد که آیا می‌توان با بررسی تأثیر فعالیت‌های ورزشی همراه با موسیقی بر توجه دانش‌آموزان کم‌توان ذهنی آموزش‌پذیر کمکی هرچند ناچیز به این قشر از جامعه که تعداد آنها نیز کم نمی‌باشد، کرد.

 

روش پژوهش

با توجه به اینکه هدف پژوهش حاضر تأثیر فعالیت‌های ورزشی همراه با موسیقی بر مشکلات رفتاری دانش‌آموزان کم‌توان ذهنی آموزش‌پذیر شهرستان یزد می‌باشد، روش آن نیمه‌تجربی و از نوع میدانی بود. جامعه‌ی مورد مطالعه در این پژوهش کلیه دانش‌آموزان کم‌توان ذهنی دختر آموزش‌پذیر شهرستان یزد با بهره هوشی 70-50 و دامنه سنی 9-15 سال بودند. حجم نمونه شامل 40 نفر از دانش‌آموزان کم‌توان ذهنی آموزش‌پذیر شهرستان یزد بود؛ و روش نمونه‌گیری پژوهش حاضر از نوع در دسترس بود.

روش گردآوری اطلاعات در بخش تئوری‌ها کتابخانه‌ای بود و در بخش میدانی به‌منظور گردآوری داده‌های پژوهش از پرسشنامه استفاده شد. پرسشنامه مورد استفاده در پژوهش حاضر پرسشنامۀ اختلال رفتاری راتر بود. فعالیت ورزشی شامل 9 گونه فعالیت شامل پوشیدن کفش و لباس، راه رفتن و دویدن آهسته، جهیدن، هدف‌گیری و پرتاب، تعادل ایستا، چابکی و دویدن، شوت کردن، کشیدگی عضلات کمر و ران، استراحت و تمدد اعصاب (ایوب و همکاران، 2018) می‌باشد و موسیقی استفاده شده در این پژوهش موسیقی شاد کودکانه با ضرباهنگ تند است و فرد را شاد و پرنشاط می‌سازد.

 

روش اجرا

ابتدا مجوزهای لازم جهت اجرای پژوهش از مسئولین مربوطه (مدیر مدرسه و آموزش و پرورش استان)، اخذ شد و جهت نمونه‌گیری از بین دختران کم‌توان ذهنی که در سال 1401-1400 در مدرسه استثنایی کوثر شهر یزد مشغول به تحصیل بودند، تعداد 40 نفر به‌عنوان نمونه انتخاب و وارد پژوهش شدند. سپس آزمودنی‌ها با استفاده از آزمون توجه مربعات دنباله‌دار تولوز- پیرون که توسط دانش‌آموز انجام شد به‌عنوان پیش‌آزمون مورد ارزیابی قرار گرفتند. در ادامه به‌منظور بررسی طبیعی‌بودن توزیع داده‌ها از آزمون آماری کولموگروف- اسمیرنوف استفاده شد. به‌منظور اطمینان از توزیع همگن و یکسان نمونه‌ها، 40 کودک شرکت‌کننده برمبنای سن و نمره‌های پیش‌آزمون به چهار گروه موسیقی، ورزش، ورزش همراه با موسیقی و کنترل تقسیم شدند (سه گروه تجربی هرکدام شامل 10 نفر و گروه کنترل هم شامل 10 نفر). برنامه منتخب به‌مدت 12 هفته و هفته‌ای 1 جلسه به‌مدت 45 دقیقه در زمان کلاس ورزش برای آنها اجرا شد. ورزش در محیط حیاط مدرسه شامل 9 فعالیت پوشیدن کفش، راه رفتن و دویدن آهسته، جهیدن، هدف‌گیری و پرتاب، تعادل ایستا، چابکی و دویدن، شوت‌کردن، کشیدگی عضلات کمر و ران، استراحت و تمدد اعصاب درنظر گرفته شده بود. همچنین موسیقی کودکانه با ریتم تند و بی‌کلام شاد برای آزمودنی‌ها که بر روی فلش ذخیره شده بود از طریق بلندگو برای آزمودنی‌ها به‌مدت 45 دقیقه در کلاس‌های معمول آنها پخش شد. هنگام اجرای برنامه تمرینی منتخب بر روی گروه‌های تجربی(موسیقی، ورزش، ورزش همراه با موسیقی)، گروه کنترل نیز مداخله دریافت نکردند. پس از پایان دوره مجدداً از هر چهار گروه پس‌آزمون به عمل آمد. نتایج به دست آمده از آزمون ابتدا به بررسی توصیفی از قبیل میانگین، انحراف معیار، سن و ترتیب تولد دختران 15-9 ساله کم‌توان ذهنی برحسب شاخص‌های آمار توصیفی به تفکیک گروه‌های آزمایش و کنترل پرداخته است.

آزمون توجه ارادی، مربعات دنباله‌دار تولوز- پیرون: آزمون تولوز- پیرون ابتدا توسط روان‌شناس فرانسوی هانری پیرون ابداع شد و بعدها مورد تجدیدنظر قرار گرفت. این آزمون شامل مجموعه‌ای تکرار شونده از جمله مربع‌های دنباله‌دار است که در ابتدای صفحه 3 مربع راهنما قرار دارد. این آزمون ازجمله آزمون‌های عملکرد مداوم به‌شمار می‌رود که از تعدادی تصاویر مکعب‌های دنباله‌دار تشکیل شده است. این مکعب‌ها دارای چندین الگو هستند که به‌صورت متناوب در جدول تکرار می‌شوند. آزمودنی باید طی مدت‌زمان مشخص، مکعب‌هایی را که مشابه مکعب الگو هستند انتخاب کند و علامت بزند(بیاتی و همکاران، 2012). مطالعات متعدد با توجه به خصوصیات مدنظر پژوهشگر، اشکال تعدیل‌شده‌ای از این آزمون را استفاده کرده‌اند. در این پژوهش از فرم اصلاح‌شده توسط رضاییان و همکاران (رضاییان و همکاران، 1386) استفاده شد که در آن مکعب‌ها بزرگ‌تر و تعداد آنها کمتر شده بود. به‌منظور نمره‌گذاری پاسخ آزمودنی‌ها، به ازای هر انتخاب درست نمره منفی درنظر گرفته می‌شود و از جمع جبری آنها نمره فرد به‌دست می‌آید. عدد به دست آمده نشان‌دهنده میزان توجه یا کارآمدی توجه آزمودنی است(بیاتی و همکاران، 2012). رضاییان و همکارانش این ابزار را برای افراد دارای ناتوانی هوشی تحولی از طریق روش بازآزمایی اعتباریابی کردند(رضاییان و همکاران، 1386). بدین‌ترتیب که آزمون را در مورد یک گروه 10 نفری از آزمودنی‌ها (دارای ناتوانی هوشی) اجرا کردند. ابزار فوق 2 هفته بعد مجدداً در اختیار همین گروه قرار گرفت. ضریب همبستگی نمرات حاصل از اجرای مجدد آزمون 91/0 بوده است، بنابراین نمرات دو آزمون از همبستگی بالایی برخوردار بودند که نشان‌دهنده اعتبار مناسب ابزار است(بیاتی و همکاران، 2012). پایایی بازآزمایی و پایایی درونی پرسشنامه در یک مطالعه با فاصله زمانی دو ماه اجرا، 74/0 در سطح معناداری 001/0>P گزارش شده است. همچنین پایایی بازآزمایی در 91 نفر با فاصله زمانی 13 هفته گزارش شده است. میزان توافق پرسشنامه با تشخیص روان‌پزشک کودک 7/76 درصد در سطح معناداری 001/0>P بوده است(راتر و همکاران، 1975). در ایران اولین‌بار با روش دونیمه‌ کردن و بازآزمایی، پایایی پرسشنامه به‌ترتیب 68/0 و 85/0 و معنادار (001/0>P گزارش شده است(گودینی و همکاران، 2017).

 

 

 

 

روش تجزیه و تحلیل اطلاعات

تجزیه و تحلیل داده‌ها در پژوهش حاضر با استفاده از نرم‌افزار SPSS26 در دو سطح توصیفی و استنباطی انجام گرفت که در سطح توصیفی از شاخص‌های فراوانی، میانگین و انحراف معیار و در سطح استنباطی و تغییرات درون‌گروهی از تی وابسته و تغییرات برون‌گروهی به‌صورت پس‌آزمون و پیش‌آزمون از آزمون تحلیل واریانس یک سویه و آزمون تعقیبی توکی انجام گرفت.

نتایج

در جدول 1 فراوانی و درصد فراوانی سن دانش‌آموزان نشان داده شده است. همان‌گونه که دیده می‌شود، در گروه آزمایش تعداد بیشتر دانش‌آموزان در سن 10 سال با فراوانی 6(40 درصد) بوده‌اند و در گروه کنترل تعداد بیشتر دانش‌آموزان در سن 12 سال با فراوانی 6 (40 درصد) بوده‌اند.

 

 

جدول 1. توزیع فراوانی سن دانش‌آموزان

 

سن

آزمایش

کنترل

فراوانی

درصد

فراوانی

درصد

7

4

3/13

-

-

8

3

10

-

-

9

2

7/6

3

30

10

3

10

2

20

11

3

10

2

20

12

6

20

1

10

13

3

10

1

10

14

4

3/13

1

10

15

2

7/6

-

-

کل

30

100

10

100

 

 

نتایج آزمون تحلیل واریانس یک‌طرفه نشان داد نمره توجه در بین گروه‌های پیش‌آزمون غیر معنی‌دار (634/0 =P) و پس از آزمون معنی‌دار (0001/0 =P) بود (جدول 2).

 

 

جدول 2. میانگین، انحراف معیار متغیر در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون در گروه های کنترل،                                                                        ورزش، موسیقی و موسیقی+ورزش

 

 

مراحل

گروه‌ها

 

P (آنوا)

کنترل

ورزش

موسیقی

ورزش+موسیقی

توجه

قبل از مطالعه

90/1±5/30

11/2±3/31

11/2±6/30

17/2±5/31

634/0

بعد از مطالعه

68/1±80/30

0/3±8/51

25/3±3/52

28/3±1/54

0001/0#

P (تی همبسته)

604/0

0001/0*

0001/0

001/0*

 

 

 

 

 

 

 

همان‌طور که در جدول شماره 2 ملاحظه می‌شود، میانگین تغییرات نمره توجه در مرحله پس‌آزمون نسبت به پیش‌آزمون در گروه‌های ورزش، موسیقی، ورزش+ موسیقی افزایش معنی‌دار بود(05/0 >P). تغییرات متغیرها در گروه کنترل از لحاظ آماری معنادار نبود(05/0 <P).

نتایج آزمون تعقیبی توکی نشان داد نمره توجه بین گروه کنترل با گروه‌های ورزش، موسیقی و موسیقی با ورزش تفاوت معنی‌دار ولی بین گروه‌های تجربی معنی‌دار نبود که  این تغییرات را در نمودار 1 می‌توان دید.

 

 

 

نمودار 1. میانگین نمرات توجه

 

 

بحث

پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر فعالیت‌های ورزشی همراه با ورزش بر توجه دانش‌آموزان کم‌توان ذهنی آموزش‌پذیر نشان داد، کودکانی که به فعالیت‌های ورزشی همراه با موسیقی پرداختند، نسبت به کودکان گروه کنترل نتایج بهتری را در پس‌آزمون به‌دست آورده‌اند. براساس نتایج، میانگین نمرات پس‌آزمون گروه‌های تجربی نسبت به گروه کنترل افزایش یافته است که این تفاوت معنی‌دار است. نتایج پژوهش حاضر، با پژوهش‌های هاشمی و همکاران(هاشمی و همکاران، 2018)، احدیان و همکاران(احدیان و همکاران، 2018) زریس و جانسن(زیریس و یانسن، ۲۰۱۵) و لیسمن و ملیل (لیزمن و ملیلو، 2010) که تأثیر مثبت فعالیت‌های ورزشی و حرکتی بر بهبود توجه را نشان می‌دهند؛ همسو می‌باشد. این یافته را این‌گونه می‌توان تبیین کرد که تمرینات ورزشی به همراه موسیقی بر این اصل بنا نهاده شده است که توانایی توجه‌کردن را می‌توان توسط فراهم‌کردن فرصت‌های نظام‌مند، موزون و هماهنگ که با موزیک و ریتم خاصی همراه باشد در کودکان کم‌توان ذهنی بهبود بخشید. زمانی که ورزش به‌صورت گروهی انجام می‌شود علاوه‌بر تقویت رفتار گروهی باعث تقویت توجه کودکان می‌شود. تکرار یک نظم در حرکات، کودکان را قادر می‌سازد تا اتفاقی را که خواهد افتاد و به عبارتی اجزای بعدی یک حرکت را به کمک حافظۀ خویش پیش‌بینی کنند. نگهداری ریتم حرکات در کودکان سبب تقویت حافظه، سازماندهی رفتار هیجان و کاهش مشکلات عملکردی آنان می‌شود(زیدآبادی و همکاران، 1392).

همچنین یافته‌ها با این نظر هماهنگ است که تئوری‌های اخیر حسی- حرکتی یادگیری و پیشرفت، اهمیت اساسی حرکت را در تحول‌شناختی مشخص می‌کنند. به‌علاوه، حرکت در فعالیت‌های شناختی بشر نقشی بنیادی ایفا می‌نماید. به نظر می‌رسد که افراد اساساً با حرکات بدنی خود فکر می‌کنند(قربان‌زاده، 2018). تجربه حرکت و فعالیت جسمانی می‌تواند بر بهبود حل مسئله مؤثر باشد. به عبارتی، فرد با تجربه حرکتی، به‌دلیل فعال‌شدن قسمت‌های مختلف مغز، می‌تواند به بازیابی و تشخیص موقعیت پرداخته و لذا عملکرد بهتری را از خود نمایش دهد(لایت و همکاران، 2010). البته با توجه به نظر پیاژه[4]، کسب تجربه و دخل و تصرف در محیط که از پیامدهای حرکت می‌باشد می‌تواند بر شناخت و توانایی شناختی فرد اثرگذار باشد. به عبارتی فعالیت‌های شناختی در راستای فعالیت‌های حرکتی فرد دستخوش تغییر می‌شود (قربان‌زاده، 2018). نتایج حاصل از پژوهش حاضر با پژوهش توپوروفسکی و همکارانش[5] مغایر است. آنان به این نتیجه رسیدند که شرکت کودکان در تمرینات هوازی موجب بهبود برخی از عملکردهای اجرایی از جمله برنامه‌ریزی می‌شود، اما در سایر متغیرهای شناختی مثل توجه، عملکرد پیوسته و یا همزمان، مهارت‌های ادراکی و هماهنگی بینایی حرکتی- تأثیری ندارد (تومپوروفسکی و همکاران، 2008) یا ورت[6] و همکاران در مطالعه خود اعلام کردند که تمرینات ایروبیک تنها بر کارکردهای اجرایی نظیر برنامه‌ریزی تأثیر می‌گذارد و سایر متغیرهای شناختی نظیر توجه، عملکرد همزمان، مهارت‌های درکی و هماهنگی‌های بینایی حرکتی اثر نمی‌گذارد(ورت و همکاران، 2012). یکی از دلایل اصلی این مغایرت ممکن است ناشی از تفاوت پروتکل تمرینی به کار رفته در دو پژوهش باشد. ساز و کار عملکرد تمرینات با پژوهش حاضر متفاوت باشد و دلایل دیگر انجام طراحی فعالیت‌های هدفمند و موسیقی در پژوهش حاضر باشد.

همچنین در مطالعاتی که عملکرد شناختی از جمله توجه در طول ورزش و تمرین را بررسی نموده‌اند مشاهدات متناقضی به‌دست آمده است. برای مثال محققان پیشنهاد داده‌اند که کارکرد شناختی در طول تمرین با شدت‌های مختلف می‌تواند دستخوش تغییرات در جهت منفی شود. به عبارتی تمرین با شدت زیاد نه تنها موجب افزایش تکالیف شناختی نشده، بلکه کاهش در این نوع تکلیف را درپی دارد(وگت و همکاران، 2012). دلیل این یافته منابع محدود سوخت و ساز در بدن و به‌ویژه مغز است و مقدار انرژی لازم به قسمت‌های مورد نیاز برای ارائه عملکرد شناختی مناسب، نخواهد رسید و همچنین ورزش با شدت بالا، میزان اکسیژن در قشر پیش پیشانی را کاهش می‌دهد(قربان‌زاده، 2018). از دلایل بروز اختلال در مشکلات شناختی این افراد، اشکال در فعالیت‌های قشر مغز، به‌خصوص ناحیه پیشانی است. یکی از اصول تمرین در افراد کم‌توان ذهنی، تمرکز است که براساس آن فرد برای انجام کامل حرکات باید توجه خود را بر تمرین متمرکز کند، زیرا این ذهن است که بدن را هدایت می‌کند. تمرکز ذهنی بر حرکات باعث افزایش توجه می‌شود(هاشمی و همکاران، 2018). و اینکه یکی از مکانیسم‌های احتمالی در پیشرفت عملکردهای شناختی ناشی از فعالیت‌های بدنی می‌تواند نوروتروفیک یا تغذیه عصبی توسط عواملی همچون فاکتور رشد شبه انسولین و فاکتور نوروتروفیک مشتق شده از مغز باشد که در اثر تمرینات حرکتی طولانی‌مدت باعث رگزایی، ایجاد نورون‌های جدید، تکثیر سلولی و شکل‌پذیری عصبی باشد. یکی دیگر از مکانیسم‌های احتمالی که منجر به پیشرفت عملکردهای شناختی در اثر تمرینات بدنی می‌شود را می‌توان افزایش جریان خون مغزی دانست. مطالعات بر روی حیوانات نشان داد که شرکت در فعالیت‌های بدنی باعث افزایش جریان خون مغزی در نواحی کنترل حرکتی، تعادل و قلبی ریوی و همچنین مناطقی از هیپوکامپ می‌شود. افزایش جریان خون مغزی ناشی از فعالیت‌های بدنی، ممکن است سوخت بیشتری را جهت عملکردهای عصبی تأمین کرده و مواد زائد متابولیکی موجود در این نواحی را از بین ببرد و از این طریق باعث بهبود عملکردهای شناختی از جمله توجه شود. همچنین به گفته دیشمن و همکارانش، فعالیت‌های بدنی می‌تواند شکل‌پذیری مغز را به‌واسطه فرآیندهای تولید عصبی، سازگاری عصبی و حفاظت عصبی به‌طور مثبتی تغییر دهد(سارلی و همکاران، 2014) درنهایت این مکانیسم عصبی می‌تواند از نظر فیزیولوژیکی توجیهی برای بهبود عملکرد شناختی از جمله توجه در نتیجه انجام تمرینات بدنی باشد(هاشمی و همکاران، 2018). طبق گزارش فسیگ[7] استرس و فشار یکی از عواملی است که باعث تحریک ساقه مغزی شده و بیش‌فعالی را در کودکان دارای اختلال کاستی توجه و بیش‌فعالی نمایان می‌سازد(هاشمی و همکاران، 2018).

از سویی، نتایج بیانگر این نکته می‌باشد که موسیقی توانسته است توجه را در گروه تجربی تحت تأثیر قرار دهد. نتایج آزمون تحلیل کواریانس پس‌آزمون با برداشتن اثر پیش‌آزمون بین گروه‌ها ارائه شده است. براساس نتایج، میانگین نمرات پس‌آزمون گروه موسیقی نسبت به گروه کنترل افزایش یافته است که این تفاوت معنی‌دار است. می‌توان گفت موسیقی بر افزایش توجه کودکان کم‌توان ذهنی آموزش‌پذیر مؤثر است. در موسیقی‌درمانی فرد به اجبار مهارت‌های شنوایی خود را بهبود می‌بخشد، چون مجبور است همراه با موسیقی حرکت خاصی را انجام دهد یا ضربه‌ای بزند و یا آوازی بخواند. هماهنگ‌شدن با موسیقی نیاز به توجه کامل به فراز و فرود موسیقی و تبعیت از آن دارد و هر قدر فرد از این مسیرهای عصبی شنوایی بیشتر استفاده کند، منجر به ازدیاد شاخه‌های عصبی و تشکیل سیناپس‌های عصبی جدید می‌شود. در واقع تحریک حسی طولانی‌مدت باعث افزایش سیناپس‌های مغزی شده و در نهایت به ادراک حسی در سطوح بالا می‌انجامد(قربان‌زاده، 2018). موسیقی بر شکل‌گیری و فعالیت قشر مغز تأثیر قابل توجهی دارد. دلیل اینکه ما به‌طور انتخابی فقط به برخی از راهنماها توجه می‌کنیم، اغلب به ظرفیت ناکافی مسیر یا ناتوانی ما در پرداخت همزمان به همه راهنماهای حسی منسوب می‌گردد. این نظر ناظر است بر اینکه در جایی از پردازش اطلاعات، تنگ‌راه‌هایی وجود دارد که بخشی از آن ناشی از محدودیت‌های عصب شناختی است. مانند دید حفره‌ای که در آن ادراک روشن اشیاء محدود به یک زاویه باریک دیداری است(میرزامانی و هداوندخانی، 1387). وبی[8] در مطالعه‌ای نشان دادند که مداخله موسیقی در مقایسه با مداخله بازی ویدیویی، اثر بهبود فوری بر کنترل توجه کودک دارد. در این تحقیق از موسیقی زنده و آلات موسیقی ساده استفاده شده است(وبی، 2021) یا یافته کاسویا و همکاران[9] نشان می‌دهد مداخلات موسیقی ممکن است موثر تر از مداخلات بازی‌های ویدیویی برای بهبود کنترل توجه در کودکان باشد که اهمیت مداخلات موسیقی برای کودکان دارای مشکلات کنترل توجه بیشتر می‌کند(کاسویا-یوبا و همکاران، 2020). درنهایت تحریک موسیقی همراه با ورزش می‌تواند عملکرد افراد را با تحریک مغز که مسئول عملکرد است افزایش دهد(لیو و همکاران، 2021).

 

نتیجه‌گیری

با توجه به نتایج پژوهش حاضر به نظر می‌رسد فعالیت‌های ورزشی و موسیقی بر بهبود توجه در کودکان کم‌توان ذهنی تأثیر مثبت داشته است. بنابراین در همین خصوص پیشنهادات زیر جهت تحقق حداکثری ارائه می‌گردد:

با توجه به تأثیرات فعالیت ورزشی همراه با موسیقی و کم‌هزینه بودن این فعالیت و قابلیت اجرای آن در همه مکان‌ها، به‌طور مؤکّد پیشنهاد می‌شود در لیست برنامه‌های مدارس استثنایی قرار گیرد همچنین با توجه به یافته‌های پژوهش، به مراکز توان‌بخشی و روان‌شناسی پیشنهاد می‌شود به‌منظور برنامه‌ریزی تلاش‌های آتی برای بهبود توجه این کودکان از برنامه ارائه‌شده در پژوهش حاضر استفاده گردد تا از مشکلات آنها کاسته شود.

 

تشکر و قدردانی

این مقاله حاصل پایان نامه‌ی کارشناسی ارشد مصوب در دانشگاه پیام‌نور است. به این وسیله پژوهشگران از تمام افرادی که در انجام پایان‌نامه حاضر همکاری داشته‌اند، قدردانی می‌نمایند.

 

تعارض منافع

تعارض منافع وجود ندارد.

 

[1]. Ziereis & Jansen

[2]. Leisman and Melillo

[3]. Samuel Jacobet al

[4]. Piaget, J

[5]. Tomporowskiet al

[6]. Verret

[7]. Fasig

[8]. Webay

[9]. Kasuya et al

Gowdini, R., Pourmohamdreza-Tajrishi, M., Tahmasebi, S., & Biglarian, A. (2017). Effect of emotion management training to mothers on the behavioral problems of offspring: Parents’ view. Archives of Rehabilitation, 18(1), 13-24.
Hashemi, A., Arabameri, E., & abdolzadeh, h. (2018). Effectiveness of Yoga Practice on Visual and Auditory Attention of Children with Attention Deficiency and Hyperactivity Disorders. The Scientific Journal of Rehabilitation Medicine, 7(4), 41-50. https://doi.org/10.22037/jrm.2018.111039.1713
Kasuya-Ueba, Y., Zhao, S., & Toichi, M. (2020). The Effect of Music Intervention on Attention in Children: Experimental Evidence. Frontiers in Neuroscience, 14, 757-757. https://doi.org/ 10.3389/fnins.2020.00757
Liu, C., Li, Z., & Du, X. (2021). The Effect of Musical Stimulation in Sports on Sports Fatigue of College Students. Journal of Internet Technology, 22(1), 187-195.
Mirzamani, S. M., & Hadavandkhani, F. (2008). Effect of Rhythmic Movement and Music on Attention Span of Mentally-Retarded Female Students [Original]. Archives of Rehabilitation, 9(1), 23-28.
Rezaiyan, A., Mohammadi, E., & Fallah, P. A. (2007). Effect of computer game intervention on the attention capacity of mentally retarded children. Int J Nurs Pract, 13(5), 284-288. https://doi.org/10.1111/j.1440-172X.2007.00639.x
Rutter, M., Cox, A., Tupling, C., Berger, M., & Yule, W. (1975). Attainment and adjustment in two geographical areas: I—the prevalence of psychiatric disorder. The British Journal of Psychiatry, 126(6), 493-509.
Sarly , A., Shahbazi , M., & Bagherzadeh, M. (2014). Investigate effectiveness of perceptual- motor tasks on visual and auditory attention of children with Attention Deficit Hyperactivity Disorder. Motor Behavior, 6(15), 47-60. https://mbj.ssrc.ac.ir/article_511_ac3c02dd1634f8df933e934bdc15e214.pdf
Vogt, T., Schneider, S., Abeln, V., Anneken, V., & Strüder, H. K. (2012). Exercise, mood and cognitive performance in intellectual disability—A neurophysiological approach. Behavioural brain research, 226(2), 473-480.
Webay. (2021). The Effect of Music Intervention on Attention in Children: Experimental Evidence.
  • Receive Date: 08 March 2023
  • Revise Date: 01 April 2023
  • Accept Date: 12 May 2023
  • First Publish Date: 22 May 2023
  • Publish Date: 22 May 2023